۱۰۶ هزار تن کنسانتره بیتقاضا ماند/ دو عرضه ۶۷ درصد سفارشها را جذب کردند
به گزارش نبض بورس، معاملات کنسانتره سنگآهن در ۵ مهر ۱۴۰۵ تصویری بهظاهر متعادل اما در عمل بهشدت تفکیکشده از بازار نشان داد. در برابر ۲۴۵ هزار تن عرضه، ۲۱۱ هزار تن تقاضای ثبتشده قرار گرفت؛ یعنی نسبت تقاضا به عرضه به ۸۶.۱ درصد رسید. این عدد در نگاه نخست از بازاری نسبتاً متوازن حکایت دارد، اما توزیع تقاضا نتیجهای کاملاً متفاوت میدهد. از ۱۸ عرضه اصلی، ۱۰ عرضه به حجم مجموع ۱۰۶ هزار تن حتی یک تن تقاضا دریافت نکردند. در مقابل، فقط دو عرضه متعلق به احیای سپاهان و پایا فولاد کویر یزد ۱۴۲ هزار تن سفارش گرفتند؛ معادل ۶۷.۳ درصد کل تقاضای ثبتشده تالار.
۵۲.۷ درصد عرضه در تالار اصلی فروش رفت
از ۲۴۵ هزار تن عرضه، تنها ۱۲۹ هزار تن در جریان اصلی معامله شد. ۱۰ هزار تن دیگر از عرضه فولاد شرق کاوه بعداً در مچینگ جذب شد و فروش نهایی را به ۱۳۹ هزار تن رساند. به این ترتیب نرخ فروش در رقابت اصلی فقط ۵۲.۷ درصد و پس از مچینگ ۵۶.۷ درصد بود. هنوز ۱۰۶ هزار تن، یعنی ۴۳.۳ درصد کل عرضه، بدون فروش باقی ماند.
نکته مهمتر آن است که تمام این ۱۰۶ هزار تن متعلق به عرضههایی است که از ابتدا صفر تقاضا داشتند. در مقابل، هر عرضهای که تقاضای واقعی در تالار دریافت کرد، نهایتاً بهطور کامل فروخته شد؛ تنها استثنای شکلی فولاد شرق کاوه بود که ۲۰ هزار تن آن در تالار و ۱۰ هزار تن در مچینگ معامله شد. پس بازار نه با کاهش عمومی تقاضا، بلکه با حذف کامل بخشی از عرضهها از دایره انتخاب خریدار روبهرو بوده است.
فاصله کوچک میان متوسط پایه حجم معاملهشده، یعنی ۱۲۶٬۰۶۶ ریال، و متوسط معامله ۱۲۶٬۹۳۳ ریال نشان میدهد افزایش قیمت ناشی از رقابت در سطح کل بازار محدود بوده است. نکته مهمتر این است که میانگین قیمت پایه کل عرضه، ۱۲۵٬۷۲۰ ریال، حتی از پایه عرضههای فروشرفته پایینتر است. بنابراین فروشنرفتن بازار را نمیتوان با «گران بودن عرضههای بدون مشتری» توضیح داد.
دو عرضه یکچهارم بازار بودند، اما دوسوم سفارشها را بلعیدند
بیشترین تمرکز تقاضا در احیای سپاهان رخ داد: ۳۲ هزار تن عرضه در برابر ۸۰ هزار تن تقاضا؛ نسبت ۲.۵ برابر. قیمت متوسط معامله از پایه ۱۲۸٬۴۸۵ ریال به ۱۳۱٬۸۷۰ ریال رسید؛ یعنی رقابت متوسط ۲.۶۳ درصد و حداکثر قیمت ثبتشده حدود ۳ درصد بالاتر از پایه بود. پایا فولاد کویر یزد نیز برای ۲۸ هزار تن عرضه، ۶۲ هزار تن تقاضا گرفت؛ نسبت ۲.۲۱ برابر. با این حال رقابت قیمتی در این عرضه بسیار محدودتر بود: متوسط معامله ۱۲۶٬۷۷۶ ریال در برابر پایه ۱۲۶٬۶۵۳ ریال، یعنی فقط حدود ۰.۱۰ درصد رقابت. این دو عرضه در مجموع تنها ۲۴.۵ درصد کل عرضه بازار را تشکیل میدادند اما ۶۷.۳ درصد تقاضای ثبتشده را جذب کردند.
در سوی دیگر بازار، چادرملو با عرضه ۳۰ هزار تنی، گهرزمین با ۳۰ هزار تن، گلگهر با ۱۰ هزار تن و چند عرضه ارزانتر هیچ تقاضایی دریافت نکردند. این توزیع نشان میدهد «کنسانتره» در ذهن خریدار کالایی کاملاً همگن نبوده است.
بالاترین قیمت بازار نشانه بیشترین قدرت فروشنده نبود
بالاترین متوسط قیمت معامله متعلق به بینالمللی اسم ایران با ۱۳۵٬۰۶۱ ریال بود؛ اما همین معامله دقیقاً روی قیمت پایه انجام شد. بنابراین ۱۳۵٬۰۶۱ ریال را نباید با «قیمت حاصل از رقابت بازار» اشتباه گرفت. بیشترین فشار واقعی خریدار متعلق به احیای سپاهان بود که حداکثر قیمت آن تا ۱۳۲٬۳۴۰ ریال بالا رفت؛ حدود ۳ درصد بالاتر از پایه. از ۱۲۹ هزار تن معامله اصلی، ۶۹ هزار تن ــ معادل ۵۳.۵ درصد ــ دقیقاً روی قیمت پایه معامله شد و فقط ۶۰ هزار تن با رقابت بالاتر از پایه روبهرو شد. بنابراین بازار این هفته «گران» به معنای فراگیر نبود. فشار قیمت تنها در دو نقطه شکل گرفت و حتی در یکی از آنها، یعنی پایا، میزان رقابت بسیار ناچیز بود. افزایش متوسط بازار نتیجه یک موج عمومی خرید نیست.
کنسانتره کم نیست؛ مسئله گندلهساز و خریدار پاییندست، انتخاب خوراک است
دادههای این جلسه هیچ شاهدی از کمبود عمومی کنسانتره ارائه نمیکنند. وجود ۱۰۶ هزار تن عرضه بدون تقاضا با فرض «کمبود فراگیر خوراک» سازگار نیست. این نتیجه به معنای فراوانی اقتصادی همه انواع خوراک نیز نیست. تمرکز شدید تقاضا نشان میدهد مشخصات تجاری عرضه ــ از کیفیت و یکنواختی گرفته تا محل تحویل، سابقه تأمین، حمل یا شرایط مالی ــ میتواند ارزش متفاوتی برای مصرفکننده پاییندست ایجاد کند. فایل معاملات هویت خریداران و آنالیز شیمیایی هر محموله را در اختیار نمیگذارد؛ بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت تقاضا مصرفی، موجودیسازی یا تجاری بوده است. آنچه داده اثبات میکند این است که عرضه فیزیکی زیاد، به معنای قابلیت جایگزینی کامل میان مبادی نیست.
قیمت گندله و مشخصات کیفی برای محاسبه حاشیه کافی نیست
برای محاسبه واقعی حاشیه کنسانتره → گندله، تنها قیمت کنسانتره کافی نیست. قیمت همزمان گندله، عیار Fe، رطوبت، بازیابی، هزینه حمل، مصرف انرژی و هزینه تبدیل باید در دسترس باشد. این دادهها در فایلهای فعلی وجود ندارد؛ بنابراین نمیتوان از رقابت ۲.۶ درصدی یک عرضه نتیجه گرفت که حاشیه گندلهسازی افزایش یافته یا کاهش پیدا کرده است. با این حال یک نتیجه تجاری قابل استخراج است: خریدار برای بعضی مبادی حاضر به پرداخت premium بوده، درحالیکه برخی عرضههای ارزانتر را بهطور کامل کنار گذاشته است. یعنی «قیمت خرید خوراک» بدون Total Cost و ارزش مصرفی آن شاخص کافی برای مقایسه نیست.
عرضه نسیه ۸۰ هزار تن سفارش گرفت؛ ۹۷ درصد عرضههای سلف فروش نرفت
تفکیک قراردادها شاید مهمترین لایه داخلی این هفته باشد. در بخش سلف، ۷۲ هزار تن عرضه شد اما فقط ۲ هزار تن تقاضا و معامله شکل گرفت؛ یعنی نرخ فروش حدود ۲.۸ درصد. به بیان دیگر، بیش از ۹۷ درصد عرضههای سلف بدون معامله ماند. در مقابل، تنها عرضه با نوع قرارداد «نسیه» ــ ۳۲ هزار تن احیای سپاهان ــ ۸۰ هزار تن تقاضا گرفت و کاملاً فروخته شد.
در معاملات نقدی نیز ۱۴۱ هزار تن عرضه در برابر ۱۲۹ هزار تن تقاضا قرار گرفت؛ ۹۵ هزار تن در تالار و ۱۰ هزار تن دیگر در مچینگ فروخته شد. یک عرضه برای اثبات رابطه علّی میان اعتبار و تقاضا کافی نیست، اما اختلاف رفتاری آنقدر بزرگ است که شرایط تأمین مالی باید در جلسه بعدی بهعنوان یک متغیر مستقل رصد شود. بازار ممکن است بیش از آنکه برای «قیمت پایینتر» premium قائل باشد، برای شرایط قابلاستفادهتر خرید ارزش قائل شود.
کنسانتره ارزان الزاماً خریدنی نبود؛ نقدشوندگی از تخفیف جلو زد
دو عرضه با پایینترین پایه بازار، یعنی سنگآهن کویر و مینای کویر سما با قیمت ۱۱۰٬۳۳۶ ریال، هیچ تقاضایی دریافت نکردند. سه عرضه با پایه ۱۱۶٬۰۸۰ ریال نیز عمدتاً بدون مشتری ماندند و فقط عرضه ۲ هزار تنی دلکن کاوان پاسارگاد بهطور کامل فروخته شد. این رفتار برای معاملهگر اهمیت زیادی دارد: فاصله قیمت خرید با بازار بهتنهایی فرصت آربیتراژ ایجاد نمیکند. اگر کالا در حلقه بعدی خریدار مشخص نداشته باشد یا هزینه حمل، کیفیت و شرایط قرارداد مزیت قیمت را خنثی کند، تخفیف ظاهری میتواند به موجودی کمنقدشونده تبدیل شود. از طرف دیگر، فولاد شرق کاوه در ظاهر کل ۳۰ هزار تن عرضه خود را فروخت، اما یکسوم آن ــ ۱۰ هزار تن ــ از طریق مچینگ جذب شد. برای سنجش قدرت لحظهای بازار، نقدشوندگی واقعی کاوه در تالار اصلی ۲۰ هزار تن بود، نه ۳۰ هزار تن.
آیا تقاضا از احیا و پایا به مبادی بیمشتری سرایت میکند؟
سناریوی پایه ادامه همین بازار چندلایه است: بیشتر عرضهها نزدیک قیمت پایه معامله شوند، رقابت عمدتاً در یک یا دو مبدأ با تقاضای تثبیتشده باقی بماند و بخش قابلتوجهی از عرضههای کمطرفدار همچنان با کمبود سفارش مواجه شوند. در چنین وضعیتی افزایش متوسط قیمت کل، بهتنهایی نشانه صعود بازار نیست.
سناریوی صعودی زمانی اعتبار پیدا میکند که تقاضا از احیای سپاهان و پایا فراتر برود؛ تعداد عرضههای دارای مازاد تقاضا افزایش پیدا کند، حجم عرضههای صفر تقاضا از سطح فعلی ۱۰۶ هزار تن بهطور معنیدار کاهش یابد و افزایش فروش اصلی بدون اتکای بیشتر به مچینگ رخ دهد. در آن صورت میتوان از افزایش breadth بازار صحبت کرد.
سناریوی نزولی زمانی جدیتر میشود که تقاضای همین دو عرضه اصلی نیز به سمت نسبت یکبهیک حرکت کند، حجم معاملات اصلی زیر سطح فعلی قرار گیرد یا مچینگ برای تکمیل فروش نقش بزرگتری پیدا کند.
مهمترین نتیجه معاملات ۵ مهر این نیست که متوسط کنسانتره حدود ۱۲۶.۹ هزار ریال بر کیلو بوده یا ۸۶ درصد عرضه در برابر خود سفارش دیده است. نتیجه مهمتر این است که بازار حاضر نبود ۴۳ درصد عرضه را حتی در قیمتهای پایینتر انتخاب کند، اما برای دو مبدأ مشخص بیش از دو برابر حجم عرضه سفارش گذاشت.
این یعنی قدرت بازار در سطح «کنسانتره» تعریف نمیشود؛ در سطح مبدأ، مشخصات تجاری، نوع قرارداد و قابلیت تبدیل کالا به مصرف یا فروش بعدی تعریف میشود. تا زمانی که تقاضا از دو یا سه عرضه منتخب به بقیه بازار سرایت نکند، افزایش قیمت در نقاط محدود را نمیتوان بهعنوان یک روند صعودی فراگیر در بازار کنسانتره تعبیر کرد.