کارخانهها و تولیدکنندگان روی صندلی داغ هزینهها/ شوک تورم ۱۴۷ درصدی به تولید
به گزارش نبض بورس، انتشار تازهترین کارنامه شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) در تابستان ۱۴۰۵، حامل یک خطای ادراکی بسیار سنگین و خطرناک برای بازار سرمایه و فعالان اقتصادی است. در نگاه اول، افت تورم فصلی صنعت از ۳۶٫۲ به ۲۸ درصد شاید این توهم را ایجاد کند که از شدت آتش گرانی در مبدأ تولید کاسته شده است؛ اما کافی است چشم از ارقام فصلی بردارید و به تابلوی تورم نقطهای نگاه کنید تا واقعیت عریان بهای تمامشده خود را نشان دهد: جهش تورم نقطهای صنعت به مرز وحشتناک ۱۴۷٫۳ درصد!
تورم صنعت کم شد یا فشار قیمتها بیشتر شد؟
تورم فصلی تولیدکننده صنعت از ۳۶٫۲ درصد در بهار به ۲۸ درصد در تابستان رسید. یعنی قیمتها همچنان بالا رفتند، اما رشد آنها نسبت به فصل قبل کندتر شد. در مقابل، تورم نقطهای صنعت، که قیمتهای تابستان را با تابستان سال قبل میسنجد، از ۱۰۹ به ۱۴۷٫۳ درصد افزایش یافت. تورم سالانه نیز از ۷۰٫۹ به ۹۷٫۳ درصد رسید. این سه شاخص دورههای متفاوتی را مقایسه میکنند؛ بنابراین کنار هم قرار گرفتن کاهش تورم فصلی و افزایش تورم نقطهای تناقض نیست. آنچه برای بنگاه ایرانی اهمیت دارد، تداوم رشد سطح قیمتها در کنار تغییر سرعت آن است.

تورم فصلی ۲۸ درصدی به معنی کاهش قیمت کارخانهها نیست! یعنی قیمتها در تابستان نیز نسبت به بهار افزایش یافتهاند.
پشت کاهش تورم صنعت، چه اتفاقی برای پالایش نفت افتاد؟
میانگین صنعت، اختلاف شدید میان گروهها را پنهان میکند. تورم فصلی پالایش نفت از ۱۳٫۱ درصد در بهار به ۸۰٫۲ درصد در تابستان جهش کرد یعنی افزایش ۶۷٫۱ واحد درصدی. در همان زمان، تورم فصلی محصولات غذایی از ۳۵٫۳ به ۱۳ درصد و لاستیک و پلاستیک از ۷۶٫۲ به ۱۵٫۳ درصد کاهش یافت. بنابراین نمیتوان کاهش نرخ کل صنعت را به همه کارخانهها تعمیم داد. برای یک پالایشگاه نیز رشد قیمت محصول، بهتنهایی، خبر قطعی از رشد سود نیست: قیمت خوراک، فرمولهای قیمتگذاری و زمان شناسایی هزینهها میتوانند نتیجه نهایی را تغییر دهند.
- تورم تولیدکننده، تغییر قیمت فروش محصول را نشان میدهد و نه سودی را که پس از کسر هزینهها برای شرکت باقی میماند.
واگرایی مسیر صنایع؛ زیر ذرهبین بردن اقلام پرفشار و کمفشار
نگاهی به رتبهبندی بیشترین و کمترین تورم در زیربخشها بهخوبی نشان میدهد فشار هزینهها در هر بخش به کدام سو متمایل شده است (ارقام بیرون پرانتز مربوط به تابستان و داخل پرانتز مربوط به بهار است):

معدن، برق و خدمات؛ فشار هزینه از کجا به تولید میرسد؟
فشار قیمت تنها در کارخانهها دیده نمیشود. تورم فصلی تولیدکننده معدن از ۱۸٫۲ به ۲۵٫۴ درصد رسید و تورم نقطهای آن ۱۰۷٫۷ درصد ثبت شد. کانههای فلزی نیز تورم نقطهای ۱۱۵٫۹ درصدی را تجربه کردند. در برق، تورم فصلی از ۶۵٫۷ به ۲۴٫۴ درصد کاهش یافت، اما تورم نقطهای به ۱۱۱٫۲ درصد رسید. تورم نقطهای خدمات نیز ۶۷٫۵ درصد بود و در حملونقل و انبارداری به ۹۰٫۴ درصد رسید. این آمار برای تولیدکنندهای که مواد معدنی، انرژی یا خدمات حملونقل میخرد، زنگ بررسی هزینههاست!
در این وضعیت، سهامدار باید دنبال چه بگردد؟
تورم تولیدکننده میتواند درآمد اسمی شرکتها را بالا ببرد، اما همزمان هزینه مواد اولیه، انرژی و خدمات را نیز تغییر دهد. شرکتی که بتواند قیمت فروش خود را سریعتر از هزینهها تعدیل نماید، ممکن است حاشیه سودش را حفظ کند. شرکتی که قرارداد فروش محدودکننده یا هزینههای رو به رشد دارد، ممکن است با وجود فروش بالاتر، سود کمتری بسازد. برای داوری درباره هر نماد،
در این میان، استراتژی برنده، برای شرکتی نیست که صرفاً فروش بیشتری ثبت کرده. بلکه شرکتی است که بتواند از حاشیه سود خود محافظت کند.