مس از چرخه معمولی عبور کرد/ بازار در آستانه یک کمبود ساختاری
به گزارش نبض بورس، چند سالی میشود که تحلیلهای بازار مس، حول یک محور میچرخد: تقاضا دارد زیاد میشود. اما این روزها، قصه جای دیگری نوشته میشود. مسئله اصلی دیگر تقاضا نیست؛ عرضه است که کم آورده. این تغییر، از یک نوسان معمولی به یک کمبود ساختاری، در پیشبینیهای بانکهای سرمایهگذاری و دادههای بازار به وضوح دیده میشود.
بانک UBS در تازهترین گزارشش نوشته کسری بازار مس از ۲۱۹ هزار تن در ۲۰۲۶ به ۳۷۹ هزار تن در ۲۰۲۷ میرسد؛ یعنی حدود ۷۳ درصد بیشتر. این بانک هدف قیمتی ۱۵,۵۰۰ دلار در هر تن را برای سال آینده حفظ کرده است. گلدمن ساکس هم در ماه مه، پیشبینی قیمت پایان ۲۰۲۶ خود را از ۱۲,۴۶۵ دلار به ۱۳,۷۳۵ دلار بالا برد و میانگین ۲۰۲۷ را ۱۳,۸۰۰ دلار برآورد کرد. این بانک کسری بازار خارج از آمریکا را برای ۲۰۲۶ حدود ۶۴۰ هزار تن و برای ۲۰۲۷ حدود ۱۷۰ هزار تن پیشبینی کرده است .
اما سیگنالی که بیشتر از قیمت معنا دارد، در Treatment Charge یا TC دیده میشود؛ همان هزینهای که ذوبکنندگان برای فرآوری کنسانتره مس دریافت میکنند. TC در سپتامبر ۲۰۲۶ به زیر منفی ۲۰۰ دلار سقوط کرده، در حالی که ابتدای سال حدود منفی ۴۵ دلار بود . یعنی کنسانتره آنقدر کم شده که ذوبکنندگان برای تأمین خوراک، سر و دست میشکنند. این عدد، یک شاخص پیشرو است و نشان میدهد کمبود در بالادست زنجیره، جدیتر از آن چیزی است که قیمت فلز نشان میدهد.
عرضه چرا کم آورده؟
تولید مس شیلی در ژوئیه ۲۰۲۶ بهطور ماهانه ۱۰ درصد و بهطور سالانه ۹ درصد کاهش یافت. این افت عمدتاً از کاهش تولید در اسکوندیدا و کودلکو ناشی میشود. مجموع تولید شیلی و پرو، با وجود بهبود نسبی پرو، همچنان ۵ درصد کمتر از سال قبل است.
از آن طرف، معادن سطحی و با عیار بالا سالها پیش استخراج شدهاند. حالا معدنکاران باید به اعماق بیشتر بروند و سنگهای سختتر را فرآوری کنند؛ یعنی هزینه بالاتر و تولید کمتر. راستش، این بخش از داستان، جذابیت خاص خودش را دارد؛ چون سرمایهگذاری در معدن جدید، آنقدر زمانبر است که هیچکس نمیتواند بهسرعت به این کمبود پاسخ دهد. راهاندازی یک معدن بزرگ مس با ظرفیت ۲۵۰ هزار تن در سال، بین ۵ تا ۶ میلیارد دلار سرمایه و تا ۱۷ سال زمان نیاز دارد . یعنی حتی اگر امروز تصمیم به ساخت معدن جدید گرفته شود، اثر آن در سال ۲۰۴۳ ظاهر میشود.
این بار چه فرقی دارد؟
برنشتاین پیشبینی میکند بازار مس از ۲۰۲۷ وارد دورهای شود که عرضه بهطور ساختاری از تقاضا عقب بماند. طبق این پیشبینی، کسری مس هر سال بیشتر میشود و تا ۲۰۴۰ میتواند به حدود ۱۳ میلیون تن برسد؛ رقمی معادل بیش از ۵۰ درصد تولید سالانه فعلی جهان.
دلیل این تغییر، دوگانگی تقاضا است. از یک سو، تقاضای سنتی (ساختمان و زیرساخت) همچنان پابرجاست. از سوی دیگر، تقاضای جدید از سوی هوش مصنوعی، دیتاسنترها، شبکههای برق و خودروهای برقی دارد منفجر میشود. این دو نیرو همزمان، فشار مضاعفی بر عرضه وارد میکنند که در چرخههای قبلی سابقه نداشته است.
البته هیچکس نمیداند این پیشبینیها چقدر درست از آب درمیآید. شاید تقاضای هوش مصنوعی آنقدر که تصور میشود، رشد نکند. شاید هم معدنکاران با فناوری جدید، سریعتر از انتظار به میدان برگردند. اما فعلاً، دادهها دارند خلاف این احتمالات را نشان میدهند.
یک گلوگاه پنهان به نام چین
از میان ۲۱ پالایشگاه بزرگ مس جهان، چین با ظرفیت سالانه ۶.۳۵ میلیون تن، حدود ۵۶ درصد از مجموع ظرفیت ۱۱.۴ میلیون تنی این پالایشگاهها را در اختیار دارد. هند با ۱ میلیون تن، روسیه و ژاپن هر کدام با ۴۶۰ هزار تن در رتبههای بعدی قرار دارند.
این تمرکز، یک ریسک سیستمی میسازد: هر اختلالی در ظرفیت پالایش چین، میتواند بهسرعت به کمبود عرضه مس در بازار جهانی تبدیل شود. این همان الگویی است که در بازار طلا هم دیده میشود؛ مرکز ثقل بازارها و داراییهای فیزیکی دارد به سمت شرق میرود.
مس و نقره؛ یک واگرایی که باید دنبالش بود
مس در ماههای اخیر به مسیر صعودی خود ادامه داده، اما نقره هنوز نتوانسته همپای آن حرکت کند. دلیلش، دوگانگی تقاضای نقره است: نقره همزمان یک فلز صنعتی است (مثل مس) و یک فلز گرانبها (مثل طلا). مس نماینده بخش صنعتی داستان نقره است و طلا نماینده بخش پولی آن.
اگر مس همچنان قوی بماند و همزمان موتور پولی طلا فعال باشد، نقره میتواند بخشی از این عقبماندگی را جبران کند. اما واگرایی بهتنهایی سیگنال قطعی خرید نیست؛ فاصله فعلی مس و نقره، یکی از نسبتهایی است که در ماههای پایانی سال ارزش دنبال کردن دارد.
حرف آخر
مس از یک چرخه معمولی کامودیتی عبور کرده و وارد دورهای شده که در آن، عرضه نمیتواند به تقاضا برسد. اجماع بانکهای سرمایهگذاری بر سر کسری فزاینده، سقوط TC به زیر منفی ۲۰۰ دلار، افت تولید شیلی و تمرکز ۵۶ درصدی ظرفیت پالایش در چین، همگی نشانههای یک کمبود ساختاری هستند. اگر همینطور پیش برود، مس تا چند سال آینده یکی از آن داراییهایی میشود که همه دنبالش هستند؛ اما هیچکس نمیداند این پیشبینیها چقدر درست از آب درمیآید.