نفرین طلای سیاه؛ چرا نفت سفرههای مردم را کوچک میکند؟
به گزارش نبض بورس، نفت برای ما ایرانیها، همیشه بیشتر از یک کالا بوده است. سالهاست که امیدواریم با صادرات هر یک بشکه نفت، گرهای از زندگی مردم باز شود. اما حقیقتِ ماجرا، کمی تلختر از این رویاهاست. چرا وقتی یکی از ثروتمندترین کشورهای نفتی هستیم، سفره خودمان را رنگین نمی شود؟ جواب این سوال در گرو مفهوم است که اقتصاددانان نامش را «نفرین منابع» میگذارند. وضعیتی که در آن ثروت زیر زمین، مانع شکوفاییِ ثروت روی زمین میشود.
بیماری هلندی؛ وقتی دلار نفتی ترمز تولید را می کشد
پیشران اصلیِ این نفرین، «بیماری هلندی» است. سازوکاری که در آن با هجوم دلارهای نفتی به بازار، نرخ ارز بهصورت مصنوعی تقویت میشود. این پدیده، قیمتِ تمامشده کالاهای داخلی را در مقایسه با واردات بالا برده و عملاً قدرت رقابتپذیری تولیدکننده،کشاورز و صنعتگر را سلب میکند. در چنین بستری، تولیدکننده که توان رقابت با کالاهای ارزان وارداتی را ندارد، بهمرور از عرصه تولید عقبنشینی کرده و سرمایهاش را به سمت فعالیتهای غیرمولد مانند دلالی سوق میدهد. و اینگونه است که نفت فراوان تولید ملی را که موتور اصلی ثروت واقعی است، به حاشیه میراند.

ترن هوایی بودجه؛ چرا با کاهش قیمت نفت، سفرهها کوچک میشود؟
وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی، اقتصاد کشور را به یک ترن هوایی تبدیل کرده می کند. وقتی قیمت نفت بالاست، دولت با پروژههای عمرانیِ پرهزینه و بزرگ، اقتصاد را انبساطی میکند. اما به محض اینکه قیمت نفت در بازارهای جهانی سقوط میکند، دولت دچار کسری بودجه میشود. چون نمیتواند هزینههای جاری (مثل حقوق کارمندان) را کاهش دهد، ناچار به چاپ پول یا استقراض میشود. اینجاست که نوسانات نفت به صورت مستقیم به تورم در جیب تکتک شهروندان ترجمه میشود.
چرا نفت توسعه ایران بلعید؟
ادبیات اقتصادی روایت تلخ دارد. اگر با لنز نفرین منابع به اقتصاد ایران نگاه کنیم، متوجه نقش طلای سیاه در عقب ماندن از قطار توسعه خواهیم شد.
در اقتصاد متکی به نفت، دولتها برنامههای هزینهکرد خود را بر اساس «پیشبینی فروش نفت» میبندند. اما در ایران، داستان پیچیدهتر است. تحریمهای بینالمللی و گرههای کور در شبکه بانکداری جهانی (مانند عدم دسترسی به سوئیفت یا مسدودی منابع ارزی در کشورهای مقصد)، باعث میشود که حتی در زمانهایی که نفت صادر میشود، نقدینگی آن به راحتی در اختیار دولت قرار نگیرد. دولت در ظاهر نفت فروخته، اما در عمل، دسترسی به دلار آن را ندارد.
دومینو کسری بودجه و تورم
دولتها در ایران با هزینههای جاریِ سنگینی روبرو هستند (حقوق کارکنان، بودجههای عمرانی و…). وقتی درآمدهای نفتی به دلیل تحریم (کاهش فروش یا عدم امکان انتقال ارز) محقق نمیشود، «کسری بودجه» رخ میدهد. دولت در این شرایط برای تأمین هزینههای خود، به جای کوچکسازی بدنه یا کاهش مخارج، دو راه پیش رو میبیند: ۱. استقراض از بانک مرکزی (چاپ پول) یا ۲. استقراض از بانکها. هر دو مسیر، یک خروجی واحد دارد: افزایش پایه پولی.
وقتی پایه پولی افزایش مییابد و حجم پول در گردش بیآنکه پشتوانه واقعی تولیدی داشته باشد رشد کرده و نرخ تورم پرواز میکند. در واقع، تورم افسارگسیخته در ایران، در بسیاری از مواقع «مالیاتِ تورمی» است که دولت برای جبران کسریهای ناشی از کاهش درآمدهای نفتی (بهعلاوه هزینههای تحریم) از جیب تکتک مردم برمیدارد. مطابق با آخرین آمار تورم مرداد ماه ایران 89 درصد اعلام شد که معیشا خانوارها را با چالش رو به رو کرده است.
وقتی نفت نمیتواند دلار به اقتصاد تزریق کند، دولت ارزش پول ملی را در بازار تورم میسوزاند تا هزینههای خود را پوشش دهد.
در نهایت، «نفرین منابع» یک سرنوشت قطعی نیست، بلکه خروجی بودجهریزی معیوب و تکیه افراطی بر درآمدهای نوسانی است. برای خروج از این چرخه باطل و تله نفت، اقتصاد ایران نیازمند یک جراحیِ عمیق است. اعمال سیاست هایی که «بند ناف» مخارج جاری دولت را از درآمدهای ناطمئن نفتی جدا کند.
تا زمانی که نفت به جای موتور توسعه، اهرمی برای جبران کسری بودجه باشد، تورم همچنان «مالیات پنهانی» خواهد بود که مستقیماً از سفرههایِ مردم دریافت میشود.