کد خبر: ۱۳۷۲۰۲
۱۰:۰۰
۱۴۰۵/۰۶/۲۴
روایتی متفاوت از محدودیت قیمت‌ها و انتخاب‌های ما!

انحصار در اقتصاد چیست؟ | مکزیک و روایتی از شکستن انحصار

انحصار
کد خبر: ۱۳۷۲۰۲
۱۰:۰۰
۱۴۰۵/۰۶/۲۴
انحصار در اقتصاد یعنی وقتی یک بازیگر، تمام قواعد بازار را تعیین می‌کند؛ بدون رقیب، بدون جایگزین و بدون نظرِ شما. در بازار رقابتی، فروشنده نمی‌تواند هر قیمتی را که می‌خواهد تعیین کند؛ چون خریدار می‌تواند سراغ رقیب برود. اما وقتی یک بنگاه یا گروه محدودی از بنگاه‌ها بخش بزرگی از بازار را در اختیار می‌گیرند، قواعد بازی تغییر کرده و قدرت بازار افزایش می‌یابد. «انحصار» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که نبود یا ضعف رقابت می‌تواند بر قیمت، کیفیت، نوآوری و حتی انتخاب مصرف‌کننده اثر بگذارد.

به گزارش نبض بورس، بازار، زمین بازی است که رقابت، ضربان قلب آن را تنظیم می‌کند. اما چه می‌شود وقتی یک بازیگر بزرگ با حذف دیگران، فرمانِ بازی را تمام و کمال در دست می‌گیرد؟

در ساختار بازارهای اقتصادی، انحصار به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن یک بنگاه واحد، عرضه‌کننده یا فروشنده انحصاری یک کالا یا خدمت خاص است که فاقد جانشینان نزدیک می‌باشد. برخلاف بازارهای رقابتی که قیمت‌ها عموماً توسط برهم‌کنش نیروهای عرضه و تقاضا تعیین می‌شوند، در بازار انحصاری، بنگاه انحصارگر از قدرت بازاری قابل توجهی برخوردار است و به عنوان یک «قیمت‌گذار» عمل می‌کند، نه «قیمت‌پذیر». این امر منجر به کاهش چشمگیر حاکمیت مصرف‌کننده  و محدودیت در گزینه‌های انتخابی می‌شود، چرا که مصرف‌کننده یا ناگزیر به پذیرش شرایط انحصارگر است یا از بازار خارج می‌شود.

بازار انحصاری

انواع انحصار؛ چهار راه رسیدن به تاج و تخت بازار

همه انحصارها یک‌شکل نیستند و همین موضوع، تحلیل اقتصادی را جذاب می‌کند. بگذارید چهار مسیر اصلی رسیدن به «قدرت بازار» را با هم مرور کنیم.

انحصار طبیعی؛ وقتی زیرساخت فقط یک بازیگر می‌خواهد

گاهی طبیعتِ یک صنعت، انحصار را «ضروری» می‌کند. شبکه آب یا برق را در نظر بگیرید: کشیدن چند خط لوله موازی در هر خیابان، غیرمنطقی و پرهزینه است؛ پس منطقی‌ترین راه، یک ارائه‌دهنده واحد است. در ایران، شرکت‌های توزیع آب و برق دقیقاً همین الگو را دارند و برای همین، قیمت‌گذاری آن‌ها قانونی است و نه بازاری. به طور مثال در دهه ۱۹۸۰، شرکت تلفن AT&T در آمریکا انحصار کامل خدمات تلفنی را داشت؛ چون زیرساخت سیم‌کشی کشور در انحصارش بود و کاربر آمریکایی برای یک تماس داخلی، فقط یک گزینه داشت.

انحصار قانونی؛ وقتی دولت دستِ بازیگر را امضا می‌کند

در این نوع، قانون، ورودِ رقیب را ممنوع می‌کند. پتنت‌ها و حق اختراع شناخته‌شده‌ترین نمونه‌اند: دارویی که یک شرکت اختراع کرده، تا پایانِ دوره حمایت قانونی (معمولاً حدود ۲۰ سال)، فقط با برند همان شرکت عرضه می‌شود و قیمت را «او» تعیین می‌کند.

شرکت دارویی «Bristol-Myers Squibb» تا سال ۲۰۱۳ انحصار پتنت داروی ضدسرطان «Taxol» را داشت و سالانه میلیاردها دلار درآمدی از قیمت‌گذاری مطلقِ خود دریافت می‌کرد.

انحصار ناشی از ادغام؛ وقتی رقبا کنار هم می‌نشینند

دو شرکتِ رقیب، تصمیم به ادغام می‌گیرند و بازارِ یک‌پارچه‌ای می‌سازند که رقابت در آن دیگر بیماری ندارد. این نوع انحصار، خطرناک‌ترین شکل برای مصرف‌کننده است؛ چون ظاهرِ بازار تغییر می‌کند اما بوی آن، یک‌دست می‌شود.

در سال ۲۰۱۹، دو کمپانی بزرگ «T-Mobile» و «Sprint» در آمریکا ادغام شدند. کمیسیون فدرال ارتباطات (FCC) و ذی‌نفعان ادغام، وعده کاهش قیمت‌ها دادند؛ اما در گزارش‌های مستقل، پس از ادغام، قیمت‌های خدمات در بازار به‌جای کاهش، روندِ صعودی پیدا کرد.

انحصار ناشی از نوآوری؛ وقتی محصول یک شرکت، «بی‌همتا» می‌شود

مثلاً وقتی یک شرکت با نوآوری یا برند، خودش را جایی از بازار جا می‌کند که رقیبی واقعی ندارد، این انحصار به‌طور «طبیعی» اما قوی شکل می‌گیرد. این انحصار، خوش‌خیم‌ترین نوع است؛ چون از رقابت نتیجه می‌شود، نه از ممنوعیت.

غول‌های فناوری مثل گوگل در حوزه جستجو (بیش از ۹۰ درصد سهم بازار جهانی)، از دلِ نوآوری و تجربه کاربری به انحصار رسیدند؛ هرچند همین قدرت، امروز خودش موضوعِ پرونده‌های ضد انحصار در آمریکا و اروپاست.

انحصار

انحصار در اقتصاد ایران؛ جایی که خطِ مرزی گنگ است

و اما ایران؛ کشوری که ساختار اقتصادی‌اش ترکیبی از هر چهار نوع انحصار است. در ایران، انحصارهایی که «قانونی» شناخته می‌شوند، بیشتر در حوزه‌های زیرساختی (آب، برق، گاز، مخابرات) هستند؛ اما چیزی که اقتصادِ واقعیِ روزمره ایرانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، انحصارهای «مردمی‌شده» و پنهان است؛ انحصارهایی که نه با قانون، که با شبکه‌های مافیاییِ توزیع، امتیازهای لایحه‌ای و محدودیت‌های ارزی شکل گرفته‌اند. در ادامه نبض بورس نمونه‌هایی از اقتصاد ایران را نشان می دهد.

  • دارو و تجهیزات پزشکی: انحصار وارداتی و سهمیه‌بندی ارزی، باعث می‌شود برخی اقلام یا در بازار نایاب شوند یا با قیمتِ چند برابر عرضه شوند.
  • حجم انبوه از صنایع کوچک‌تر: از توزیع شیر و لبنیات گرفته تا بسته‌بندی محصولاتی مانند مرغ و تخم‌مرغ، حلقه‌هایی از توزیع وجود دارد که تعداد بازیگرانِ واقعی در آن‌ها بسیار محدود است و قیمت نهایی، بسته به تصمیمِ همین حلقه‌ها حرکت می‌کند.
  • خدمات دیجیتال و زیرساخت‌های ارتباطی: در عصر اقتصاد دیجیتال، انحصار نه در تولید، بلکه در «درگاه‌های ورود» نهفته است. محدودیت‌های دسترسی به برخی پلتفرم‌های جهانی، انحصارِ چند اپلیکیشن داخلی بر خدماتِ آنلاین (مثل پرداخت، حمل‌ونقل یا سوپرمارکت‌های دیجیتال) و کنترلِ شدیدِ پهنای باند، باعث شده تا بسیاری از این خدمات، به‌جای رقابت بر سر کیفیت، بر سرِ «تکرارِ مدل‌های موفقِ موجود» رقابت کنند. این انحصار، هزینه‌های بیشتری را به مصرف‌کننده تحمیل می‌کند و نوآوری واقعی را کند می‌سازد.

در این بستر، رقابتِ واقعی تقریباً بی‌معنا می‌شود؛ چون ورودِ بازیگر تازه، هم‌زمان با موانع قانونی، موانع ارزی و شبکه‌های توزیعِ دست‌کاری‌شده روبه‌روست. نتیجه؟ مصرف‌کننده، همیشه با گزینه‌های «تکراری و گران» روبه‌رو می‌شود؛ و تولیدکنندهِ کوچک، هرگز فرصت رشد پیدا نمی‌کند.

مکزیک؛ روایتی از شکستن انحصار با یک اتفاقِ ساده

برای اینکه این مفهوم را واقعی‌تر ببینیم، بیایید از ایران خارج شویم و به سراغ آمریکای لاتین برویم؛ جایی که یکی از جذاب‌ترین پرونده‌های شکستن انحصار رخ داده است.

در مکزیک، بخش مخابرات سال‌ها در انحصار خاندان «Carlos Slim» و شرکت «Telmex» بود؛ به‌طوری که قیمت مکالمه در این کشور، یکی از گران‌ترین‌های جهان بود. اما تغییرِ قوانین مخابراتی در سال ۲۰۱۳، و ورودِ شرکت‌های خارجی و برندهای جدید، قیمت‌ها را به‌شکل چشمگیری کاهش داد. در سال‌های نخستِ این تغییر، درآمد مکالمه در این صنعت بیش از ۲۵ درصد کاهش یافت؛ این یعنی شکستنِ یک انحصار می‌تواند صرفاً با یک تغییرِ قانونی، نتیجه‌ای بیاورد که میلیون‌ها مصرف‌کننده تا مدت‌ها از آن محروم بودند.

این تجربه، برای اقتصادِ ایران پیام روشنی دارد: انحصار، جبرِ طبیعیِ بازار نیست؛ بلکه ساختارِ تصمیم‌گیری است و ساختار، قابل تغییر است.

پس انحصار، بد است یا خوب؟

پاسخ صادقانه: «بستگی دارد». اگر انحصار از نوآوری و خدمتِ بهتر شکل گرفته باشد، می‌تواند موتورِ بهبود کیفیت باشد؛ اما اگر از ممنوعیت قانونی، مافیای توزیع یا پشتوانه سیاسی ساخته شود، اقتصاد را از درون می‌پوساند. مصرف‌کننده قدرتِ انتخاب از دست می‌دهد، قیمت‌ها بی‌دلیل بالا می‌رود و نوآوری خُفت می‌کند. نکته کلیدی این است که در اقتصادِ سالم، هدفِ سیاست‌گذار نباید حذفِ کامل قدرتِ بازار باشد، بلکه باید «بازبودنِ مسیرِ ورود» تضمین شود.

بازارِ باز، نفسِ اقتصاد است

در این گزارش دیدیم که انحصار چهار مسیر اصلی دارد: طبیعی، قانونی، ادغامی و نوآورانه؛ و اینکه اقتصاد ایران، ترکیبی پیچیده از این چهار مدل است. تجربه کشورهایی مثل مکزیک نشان می‌دهد که شکستن انحصار، نه یک رویا، بلکه یک سیاستِ قابل اجراست. برای سرمایه‌گذار و فعال اقتصادی، درک این ساختارها یعنی پیش‌بینی دقیق‌ترِ قیمت‌ها؛ و برای مصرف‌کننده، یعنی آگاهی از اینکه چرا «انتخابِ محدود» همیشه تقصیرِ تقاضا نیست.

به نظر شما کدام صنعت در ایران بیشترین انحصار را دارد؟ نظر خود را نبض بورس به اشتراک بگذارید.

منبع: نبض بورس
ارسال نظر
captcha

قدرت قیمت‌گذاری فروشندگان سنگ‌آهن را تقویت کرد

دامنه نوسان صندوق‌های اهرمی ۶ درصد شد؛ کدام صندوق برتر است؟

وقتی سود دیگران، هزینه ضرر شماست! مفهوم «تله خریدار بعدی»

ریزش تاریخی نفت

ترمز طلا پس از انفجار گزارش اشتغال آمریکا

افت درآمد در تمام نمادهای سنگ‌آهنی در مهرماه؛ رقابت نزدیک کگل و کچاد در سنگ‌آهن

سهامداران پترول در مهرماه غافلگیر شدند

گزارش بورس امروز شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵

افشای اطلاعات بااهمیت و بررسی معاملات؛ معاملات ۱۱ نماد متوقف شد

گزارش ماهانه سرب و روی در مهر ۱۴۰۵؛ فرآور صدرنشین شد، کاما ۹۶ درصد افت کرد

۳ حقیقی بزرگ هم‌زمان از این سهم عقب نشستند!

گزارش ماهانه زغال‌سنگ در مهر ۱۴۰۵؛ کدام نمادها در مهرماه درخشیدند؟

با نرخ جدید ۳۰/۱ درصد و یک روز پیش از سررسید؛ سود آبان‌ماه صندوق اندوخته توسعه صادرات آرمانی پرداخت شد

تدوین نظام‌نامه یکپارچه منابع انسانی و توسعه تعاونی‌های رفاهی در دستورکار قرار دارد

بازدید سیفی از بازوی اعتباری بانک ملی ایران؛ پیشگامان در مسیر بازآفرینی کسب‌وکار

رقابت درآمدی گروه دوده‌ صنعتی در مهرماه؛ جهش ۵۴ درصدی شصدف در کنار افت رقبا

۱۰ سهم با بیشترین اصلاح از سقف تاریخی؛ سقوط ۵۳ درصدی یک سهم بورس