دو روایت از بازار میلگرد: تقاضا پشتوانه قیمت میلگرد آجدار/ قیمت آلیاژی، سیگنال کاملی نیست
به گزارش نبض بورس، بازار میلگرد در هفته گذشته دو تصویر متفاوت از رفتار قیمت و تقاضا ارائه کرد؛ در یک سو، میلگرد آجدار با کاهش عرضه، افزایش قابل توجه تقاضا و رشد معاملات مواجه شد و در سوی دیگر، میلگرد آلیاژی در بازاری کمعمق نوسان قیمتی داشت که حجم محدود معاملات، امکان تفسیر مستقیم تغییرات نرخ را کاهش میدهد.
این تفاوت نشان میدهد نمیتوان صرفاً با مشاهده افزایش قیمت یک محصول، از رونق تقاضا یا کمبود عرضه در کل بازار میلگرد سخن گفت. در بازار آجدار، تغییرات حجمی میان عرضه و تقاضا به اندازهای معنادار بود که افزایش قیمت میانگین موزون را میتوان به رقابت واقعی بر سر محصول نسبت داد؛ اما در بخش آلیاژی، محدود بودن معاملات باعث میشود هر تغییر نرخ با احتیاط بیشتری ارزیابی شود. بنابراین، مهمترین اتفاق این هفته نه صرفاً رشد قیمت میلگرد، بلکه آشکار شدن فاصله میان یک بازار عمیق و یک بازار کمعمق و تفاوت اعتبار سیگنالهایی است که هرکدام به بازار فولاد ارسال میکنند.
در معاملات میلگرد آجدار، کاهش عرضه همزمان با افزایش تقاضا اتفاق افتاد و همین ترکیب، مسیر بازار را تغییر داد. عرضه از حدود ۱۱۰ هزار تن به ۹۰ هزار تن رسید، در حالی که تقاضا از ۱۴۰ هزار تن عبور کرد و به حدود ۱۸۵ هزار تن رسید.
اهمیت این ارقام فقط در رشد یا افت آنها نیست؛ فاصله ایجادشده میان کالای موجود و سفارشها ی خرید نشان میدهد فشار تقاضا در این بازار واقعی و قابل مشاهده بوده است. بخشی از این تقاضا نیز به معامله تبدیل شد و حجم معاملات افزایش پیدا کرد. بنابراین برخلاف بازاری که قیمت در آن بدون پشتوانه حجمی بالا میرود، در آجدار همزمان با افزایش میل به خرید، توان عرضه برای پاسخگویی به بازار محدودتر شده است.
این وضعیت در قیمت نیز انعکاس پیدا کرد. میانگین موزون معاملات از حدود ۷۳۵ هزار تومان به ۷۸۰ هزار تومان رسید و فاصله آن با قیمت پایه بیشتر شد؛ نشانهای که از رقابت خریداران برای دستیابی به حجم محدودتر محصول حکایت دارد.
تصویر میلگرد آلیاژی اما متفاوت است. در این بازار، حجم عرضه در مقایسه با میزان معاملات بسیار بزرگتر است و تقاضای ثبتشده نیز در مقیاسی محدود قرار دارد. بنابراین حتی اگر قیمت پایه افزایش پیدا کند، نمیتوان آن را بهسادگی نشانه افزایش گسترده تقاضا دانست.
مسئله اصلی در این بخش، عمق پایین معاملات است. زمانی که تعداد معاملات محدود باشد، چند معامله در قیمتهای بالاتر میتواند بر میانگین اثر محسوسی بگذارد و تصویری ایجاد کند که الزاماً نماینده کل بازار نیست. به همین دلیل، رشد قیمت در بازار آلیاژی بیشتر به یک سیگنال نیازمند تأیید شباهت دارد تا یک نشانه قطعی از تغییر روند.
مقایسه این دو بازار یک نتیجه مهم برای تحلیل هفتههای آینده دارد، قیمت بهتنهایی برای تشخیص جهت بازار کافی نیست. زمانی که افزایش نرخ با رشد تقاضا، کاهش عرضه و افزایش معاملات همراه میشود، اعتبار آن بیشتر است؛ همان اتفاقی که در میلگرد آجدار مشاهده شد. اما در بازاری که حجم معامله محدود است، قیمت باید در کنار چند هفته داده حجمی بررسی شود.
از این منظر، میلگرد آجدار در هفته گذشته سیگنال روشنتری از فشار تقاضا ارائه کرد و میتواند شاخص مناسبتری برای ارزیابی جهت عمومی بازار میلگرد باشد. اگر کاهش عرضه در معاملات بعدی ادامه پیدا کند و تقاضای بالا نیز حفظ شود، احتمال تداوم فشار صعودی بر قیمت این محصول وجود دارد.
در مقابل، برای میلگرد آلیاژی هنوز به دادههای بیشتری نیاز است. تکرار رشد قیمت همراه با افزایش حجم معاملات میتواند فرضیه شکلگیری روند واقعی را تقویت کند؛ اما در غیاب چنین تأییدی، نسبت دادن نوسان قیمت به رونق تقاضا میتواند تصویری بزرگتر از واقعیت بازار ایجاد کند.