عقبنشینی خریداران از شمش ۱۵۰/ شمش آلیاژی گران شد
به گزارش نبض بورس، در شمش آلیاژی، فاصله میان قیمت پایه و معاملات واقعی بیش از هر گرید دیگری به چشم میآید. قیمت پایه این محصول در هفته مورد بررسی نزدیک به ۷ درصد بالا رفت و به محدوده ۸۴۲ هزار تومان رسید، اما میانگین موزون معاملات نهتنها از این افزایش پیروی نکرد، بلکه حدود ۲ درصد پایینتر آمد.
مساله مهمتر، افت شدید عمق بازار بود. حجم معامله از حدود ۴۳ هزار تن در هفته قبل به نزدیک ۶ هزار تن رسید و تقاضای ثبتشده نیز تقریباً به همین نسبت عقب نشست. بنابراین افزایش قیمت پایه در اینجا با افزایش قدرت خرید یا تشدید رقابت میان خریداران همراه نشده است.
در بازاری که بخش عمده عرضه بدون معامله میماند، نرخ پایه بیشتر یک قیمت اعلامی است تا شاخصی از ارزش معاملاتی بازار؛ برای ارزیابی مسیر این گرید، رفتار معاملات در هفتههای بعد اهمیت بیشتری از خود افزایش قیمت پایه خواهد داشت.
شمش نرمال در نقطه مقابل آلیاژی قرار گرفت. این گرید که هفته گذشته تقریباً سهمی از معاملات نداشت، این بار با افزایش محسوس خرید روبهرو شد و حجم معامله آن به بیش از ۱۰ هزار تن رسید. تقاضا نیز افزایش یافت و بازار از حالت کمتحرکی هفته قبل فاصله گرفت.
رشد حدود ۲ درصدی میانگین موزون قیمت را هم باید در همین چارچوب دید. این افزایش، برخلاف شمش آلیاژی، با رشد حجم معامله و تقاضا همراه شده است. بنابراین در این بخش از بازار، قیمت بالاتر بیشتر از آنکه حاصل تغییرات صرفاً اعلامی در نرخ پایه باشد، بازتاب بازگشت خریداران به بازار است.
البته هنوز برای صحبت از تغییر جایگاه این گرید در بازار شمش زود است. یک هفته پرمعامله، بهخصوص پس از یک هفته کمحجم، برای شکلگیری یک روند پایدار کافی نیست. اگر این سطح از تقاضا در هفتههای بعد تکرار شود، آن زمان میتوان از تغییر رفتار بازار نرمال صحبت کرد.
شمش ۱۵۰ اما مسیر متفاوتی داشت. قیمت پایه این گرید حدود ۲ درصد افزایش یافت، ولی میانگین موزون معاملات از محدوده ۷۱۸ هزار تومان به حدود ۶۹۲ هزار تومان کاهش پیدا کرد. همزمان تقاضای ثبتشده نیز نزدیک به ۱۳ درصد کمتر شد، در حالی که عرضه تغییر چشمگیری نداشت.
در اینجا مسئله اصلی، افزایش عرضه نیست؛ چراکه سمت عرضه تقریباً باثبات مانده است. آنچه بیشتر خودنمایی میکند، عقبنشینی تقاضاست. وقتی عرضه در بازار باقی میماند اما خریدار با قیمتهای قبلی وارد معامله نمیشود، فشار برای تعدیل نرخ واقعی شکل میگیرد؛ حتی اگر قیمت پایه در مسیر دیگری حرکت کند.
به همین دلیل، رفتار شمش ۱۵۰ را نمیتوان صرفاً با تغییرات قیمت پایه توضیح داد. میان قیمت اعلامی و قیمتی که خریدار حاضر است در معامله بپردازد، فاصلهای ایجاد شده که فعلاً نشانهای از کاهش قدرت تقاضا در این گرید است.
کنار هم گذاشتن این سه گرید، تصویر روشنتری از بازار میدهد. آلیاژی با افزایش قیمت پایه، از حجم معاملات فاصله گرفت؛ نرمال پس از یک هفته کمرمق، شاهد ورود دوباره خریداران شد و شمش ۱۵۰ نیز با کاهش تقاضا، افت قیمت واقعی را تجربه کرد.
نمیتوان تنها بر اساس یک هفته با قطعیت گفت تقاضا از یک گرید به گرید دیگر منتقل شده است، اما تفاوت رفتار سه بازار قابل توجه است. در شرایطی که خریدار نسبت به قیمت حساستر شده، اختلاف قیمت میان گریدها میتواند در انتخاب نوع شمش اثرگذار باشد و بخشی از تقاضا را جابهجا کند.
از این زاویه، مهمترین متغیر برای هفتههای آینده تنها قیمت پایه نیست، بلکه تداوم حجم معاملات است. اگر رونق شمش نرمال ادامه پیدا کند و همزمان آلیاژی همچنان با افت معامله مواجه باشد، میتوان از تغییر موقت آرایش تقاضا در بازار شمش سخن گفت. در حال حاضر اما بازار شمش بیش از آنکه یک روند واحد داشته باشد، مجموعهای از سه بازار با رفتارهای متفاوت است.