موج عرضه میلگرد به بازار نرسید/ بازار حساس به قیمت آلیاژی
به گزارش نبض بورس، میلگرد آجدار مهر را با جهش عرضه آغاز کرد. حجم عرضه از حدود ۹۲ هزار تن در هفته پایانی شهریور به نزدیک ۸۰۰ هزار تن رسید؛ افزایشی که در نگاه اول باید فشار قابلتوجهی بر قیمت وارد میکرد. اما بازار چنین واکنشی نشان نداد. میانگین موزون معاملات حدود ۲ درصد افزایش یافت و به محدوده ۸۴۹ هزار تومان رسید.
علت این رفتار را باید در سمت دیگر تابلو جستوجو کرد. از کل حجم عرضهشده، تنها حدود ۷۵ هزار تن معامله شد؛ یعنی حجم معامله حتی نسبت به هفته قبل نیز کاهش داشت. تقاضا افزایش پیدا کرد، اما رشد آن در برابر جهش عرضه بسیار محدود بود.
بنابراین عدد ۸۰۰ هزار تن را نمیتوان معادل عرضهای دانست که تمام آن در معرض خرید مؤثر قرار گرفته است. فاصله بزرگ میان حجم عرضه و حجم معامله، عملاً نشان میدهد بازار توان جذب این میزان محصول را نداشته است. در چنین وضعیتی، افزایش عرضه روی کاغذ الزاماً به معنای افزایش فشار فروش نیست؛ فشار زمانی شکل میگیرد که محصول عرضهشده با قیمت مشخص، وارد رقابت واقعی برای فروش شود.
از این منظر، رشد قیمت میلگرد آجدار در هفته نخست مهرماه را نباید به معنای افزایش قدرت بازار تعبیر کرد. حجم پایین معاملات در کنار عرضه بسیار بزرگتر، تصویر بازاری را میدهد که هنوز بخش عمده عرضه در آن به تقاضای مؤثر متصل نشده است. برای هفتههای بعد، مهمتر از تکرار عدد عرضه، این است که چه میزان از آن واقعاً معامله خواهد شد.
میلگرد آلیاژی مسیر دیگری را طی کرد. در این بخش، برخلاف آجدار، هم عرضه و هم تقاضا و هم معاملات کاهش یافتند. عرضه به حدود ۱۰ هزار تن رسید و حجم معامله نیز تقریباً نصف شد. تقاضا هم با افت محسوسی همراه بود.
با این حال، میانگین موزون قیمت نزدیک ۴ درصد افزایش یافت و به حدود ۹۱۰ هزار تومان رسید. این افزایش در شرایطی رخ داد که قیمت پایه تقریباً تغییر معناداری نداشت. بنابراین آنچه در قیمت نهایی دیده میشود، بیشتر از آنکه حاصل تغییر گسترده در موازنه بازار باشد، به ترکیب معاملات انجامشده مربوط است.
بازار میلگرد آلیاژی به دلیل حجم پایین معاملات، ذاتاً از این جنس نوسانها دور نیست. وقتی حجم خریدوفروش در مقیاس چند هزار تن قرار دارد، تغییر رفتار تعداد محدودی خریدار میتواند میانگین موزون قیمت را جابهجا کند. از همین رو، رشد قیمت این هفته را نمیتوان بدون تداوم آن در معاملات هفتههای بعد، بهعنوان تغییر مسیر بازار در نظر گرفت.
رفتار این دو گرید در نخستین هفته مهرماه یک تفاوت مهم را برجسته میکند: حجم عرضه بهتنهایی تعیینکننده قیمت نیست. در آجدار، عرضه بهشدت افزایش یافت اما بخش کوچکی از آن به معامله رسید و قیمت کاهش پیدا نکرد. در آلیاژی، بازار کوچکتر شد اما قیمت بالا رفت؛ نه به دلیل رشد تقاضا، بلکه در بازاری کمعمق که میانگین قیمت آن به تعداد و ترکیب معاملات حساس است.
به همین دلیل، برای خواندن بازار میلگرد باید میان «عرضه اعلامشده» و «عرضه جذبشده» تفاوت گذاشت. در آجدار، پرسش اصلی این است که آیا حجم بالای عرضه در هفتههای آینده به معامله تبدیل میشود یا نه. در آلیاژی نیز باید دید رشد قیمت در بازاری با معاملات محدود، تکرارپذیر خواهد بود یا حاصل ترکیب خاص معاملات همین هفته است.
فعلاً بازار میلگرد مهرماه بیشتر از آنکه از یک روند قیمتی مشخص خبر دهد، دو رفتار متفاوت از خود نشان داده است؛ بازاری که در گرید پرحجم، با مازاد عرضه جذبنشده مواجه است و در گرید کمحجم، قیمت از عمق محدود معاملات اثر میگیرد.