همافزایی ابزارهای نوین مالی، کلید عبور از بحران نقدینگی
براساس آمارهای اعلامی در نشست «ابزارهای نوین تأمین مالی؛ نگاهها» که در اتاق بازرگانی تهران برگزار شد، تصویر پیچیدهای از وضعیت نقدینگی و نیازهای مالی در اقتصاد کشور ترسیم میشود. وقتی از سطح کلان صحبت میکنیم، جهش ۱۲۸ درصدی نیاز نقدینگی در اقتصاد کشور (از ۳,۸۶۰ همت به ۸,۸۲۰ همت) نشاندهنده یک فشار ساختاری است؛ اما این فشار زمانی خود را بهصورت دردناک نشان میدهد که به سطح بنگاههای تولیدی میرسیم.
برای نمونه، در سال اخیر، نیاز به سرمایه در گردش یک بنگاه نمونه با رشدی ۱۳۰ درصدی، از ۱۰۰ میلیارد تومان به ۲۳۰ میلیارد تومان رسیده است. این یعنی سرعت رشد هزینههای تولید و چرخه نقدینگی، بسیار فراتر از سرعت تجهیز منابع است.
در چنین شرایطی، چشمها به ابزارهای نوین تأمین مالی دوخته شده است؛ اما بررسیها نشان میدهد که این ابزارها فعلاً در سطح یک «مُسکن» عمل میکنند تا یک «درمان» قطعی. برآورد میشود که مجموع ظرفیت ابزارهای نوین تأمین مالی (شامل برات الکترونیک، اوراق گام و سایر ابزارها) در سال ۱۴۰۵ حدود ۶۷۰ همت باشد که تنها حدود ۷.۶ درصد از نیاز واقعی اقتصاد را پوشش میدهد.
یکی از دلایل اصلی این شکاف، ترکیب فعلی ابزارهاست؛ بهطوری که بیش از ۹۷ درصد از حجم این حوزه همچنان در گرو دو ابزار «برات الکترونیک» و «اوراق گام» است. اگرچه این ابزارها برای مدیریت بدهیهای زنجیره تأمین گامی مثبت بودهاند، اما به دلیل اتکای ذاتی به سقفهای اعتباری بانکها، با یک «سقف رشد» مواجه هستند. تا زمانی که ابزارهای نوین با ظرفیتهای محدود بانکی گره خورده باشند، امکان توسعه جهشی آنها برای پاسخگویی به جهشهای ۱۰۰ درصدی نیاز سرمایه در گردش بنگاهها وجود نخواهد داشت.
حتی ابزارهای نوظهور دیگری مانند تأمین مالی جمعی نیز، علیرغم عبور از مرز ۴۰ همت در تأمین پروژهها، هنوز در مقیاس کلان اقتصادی، نقشی حاشیهای ایفا میکنند.
برای درک بهتر این شکاف، باید به تصویر کلان تأمین مالی نگاه کرد. در آیین نواختن زنگ معاملات بورس، وزیر اقتصاد با اشاره به عملکرد بازار سرمایه در حوزه تأمین مالی، آمار قابل توجهی را ارائه کرد: طی سال اخیر، حدود ۸۴۷ هزار میلیارد تومان از طریق بازار بدهی و حدود ۶۷۰ هزار میلیارد تومان از طریق ابزارهای مبتنی بر سرمایه تأمین مالی شده است.
با این حال، نکته کلیدی اینجاست که حتی با وجود این رشد چشمگیر در بازار سرمایه و افزایش ظرفیتهای آن، همچنان یک فاصله معنادار و جدی میان مجموع این منابع و نیاز واقعی نقدینگی اقتصاد وجود دارد. این یعنی حتی اگر بازار سرمایه با سرعت دوبرابری هم رشد کند، باز هم نمیتواند بهتنهایی شکاف ناشی از رشد ۱۳۰ درصدی نیاز سرمایه در گردش بنگاهها را پر کند.
این پارادوکس تنها با یک تغییر استراتژیک حل میشود: عبور از تمرکز بر توسعه ابزارهای تکبعدی و حرکت به سمت طراحی راهکارهای ترکیبی و همافزا. ما نیازمند ایجاد یک اکوسیستم تأمین مالی هستیم که در آن ابزارهای اعتباری، ابزارهای مبتنی بر بازار سرمایه و پلتفرمهای نوین در کنار هم عمل کنند.
هدف نهایی باید طراحی سازوکارهایی باشد که بتواند با استفاده از ظرفیتهای پلتفرمی، نقدینگی سرگردان را از میان مردم جمعآوری کرده و آن را مستقیماً و به شکلی هدفمند به سمت بطن تولید و پروژههای مولد هدایت کند. تنها با طراحی این راهکارهای ترکیبی و استفاده از ابزارهای همافزا، میتوان از مرحله «معرفی ابزار» به مرحله «توسعه مقیاس» رسید و شکاف نقدینگی را نه با مُسکنهای موقت، بلکه با جراحیهای ساختاری پر کرد.
*علی بیات کارشناس حوزه سرمایه گذاری و اقتصاد دیجیتال