بازگشایی بورس پس از ۸۰ روز توقف؛ آزمون اعتماد در روزهای نخست معاملات
پس از حدود ۸۰ روز توقف معاملات در پی تحولات امنیتی اخیر، بازار سرمایه از روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ بار دیگر فعالیت خود را از سر میگیرد.
تصمیمی که به گفته مسئولان بازار سرمایه پس از بررسیهای متعدد در سازمان بورس و شورای عالی بورس اتخاذ شده و اکنون نگاه بسیاری از فعالان بازار به پیامدهای روزهای نخست بازگشایی دوخته شده است.
کارشناسان معتقدند در چنین شرایطی مهمترین مسئله، نحوه مدیریت معاملات در روزهای ابتدایی و میزان موفقیت بازار در عبور از «آزمون اعتماد» سرمایهگذاران خواهد بود.
ضرورت بازگشایی بازار برای کشف قیمت
بازگشایی بازار سرمایه پس از یک دوره توقف طولانی، همواره یکی از حساسترین مقاطع برای هر بازار مالی محسوب میشود. اکنون نیز پس از حدود ۸۰ روز توقف معاملات در پی تحولات امنیتی اخیر، بورس تهران در آستانه بازگشایی دوباره قرار گرفته است. بر اساس اعلام سازمان بورس و اوراق بهادار، معاملات بازار سهام از روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ از سر گرفته خواهد شد.
این تصمیم که پس از بررسیهای متعدد در سطح سازمان بورس و شورای عالی بورس اتخاذ شده، توجه فعالان بازار و سرمایهگذاران را به یک پرسش مهم جلب کرده است: بازگشایی بورس در چنین شرایطی چه پیامدی برای بازار خواهد داشت و آیا زمانبندی این تصمیم مناسب بوده است یا خیر.
در تحلیل این تصمیم باید ابتدا به یک اصل مهم در اقتصاد مالی توجه کرد: بازارها در شرایط بحران بیش از هر زمان دیگری به سازوکار شفاف کشف قیمت نیاز دارند. تعطیلی طولانیمدت بازارها اگرچه ممکن است در کوتاهمدت با هدف کنترل هیجان انجام شود، اما در عمل اغلب به انباشت فشارهای روانی و افزایش نااطمینانی منجر میشود. در واقع وقتی سرمایهگذاران امکان معامله و واکنش به شرایط جدید را نداشته باشند، نگرانیها و انتظارات منفی در پشت درهای بسته بازار جمع میشود و در زمان بازگشایی میتواند به شکل شوکهای شدیدتری بروز پیدا کند.
از همین منظر، اصل تصمیم برای بازگشایی بازار سرمایه را میتوان تصمیمی منطقی و منطبق با تجربه بازارهای مالی جهان دانست. در بسیاری از بورسهای بزرگ دنیا نیز مشاهده شده است که حتی در شرایط تنشهای ژئوپلیتیک یا بحرانهای اقتصادی، تلاش میشود بازارها در کوتاهترین زمان ممکن به فعالیت عادی بازگردند تا فرآیند کشف قیمت در یک بستر شفاف و قابل نظارت انجام شود.
احتمال افت اولیه بازار در روزهای نخست
با این حال، بازگشایی بازار لزوماً به معنای آرام بودن روزهای ابتدایی معاملات نیست. بر اساس ارزیابیهایی که در جلسه اخیر مدیران بازار سرمایه مطرح شده، احتمال افت حدود ۱۰ تا ۱۵ درصدی شاخصها در روزهای ابتدایی بازگشایی وجود دارد. این پیشبینی از منظر تحلیلی چندان دور از انتظار نیست. در شرایطی که ریسکهای سیستماتیک افزایش مییابد، سرمایهگذاران معمولاً نرخ بازده مورد انتظار بالاتری مطالبه میکنند و این موضوع به طور طبیعی منجر به کاهش نسبت قیمت به سود یا همان P/E در بازار میشود.
افزایش ریسکهای کلان اقتصادی یا ژئوپلیتیک در واقع باعث بالا رفتن نرخ تنزیل در مدلهای ارزشگذاری میشود و در نتیجه ارزش فعلی داراییها کاهش پیدا میکند. به همین دلیل در بسیاری از بازارهای جهانی نیز در مواجهه با شوکهای مشابه، افتهای اولیه بین ۵ تا ۲۰ درصد مشاهده شده است. در چنین شرایطی بخشی از کاهش قیمتها بیشتر ناشی از واکنشهای روانی بازار است تا تغییرات بنیادی در سودآوری شرکتها.
ابزارهای حمایتی برای مدیریت فشار فروش
در کنار تصمیم برای بازگشایی بازار، مجموعهای از ابزارهای حمایتی نیز برای مدیریت شرایط پیشبینی شده است. یکی از مهمترین این ابزارها تقویت منابع صندوق تثبیت بازار و صندوق توسعه بازار است. این صندوقها در سالهای گذشته به عنوان یکی از مکانیزمهای مهم برای کاهش نوسانات شدید بازار عمل کردهاند و میتوانند در روزهای ابتدایی بازگشایی نقش مهمی در مدیریت فشار فروش ایفا کنند. البته تجربه نشان میدهد که کارکرد اصلی این صندوقها نه ایجاد روند صعودی، بلکه کنترل سرعت افت و جلوگیری از شکلگیری صفهای فروش سنگین است.
در کنار این موضوع، برنامه اعطای تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومانی برای سرمایهگذارانی که از اعتبار معاملاتی استفاده کردهاند نیز مطرح شده است. این اقدام میتواند به کاهش فشار فروش اجباری در بازار کمک کند. در شرایطی که برخی سرمایهگذاران به دلیل استفاده از اعتبار معاملاتی در معرض مارجین کال قرار میگیرند، فراهم شدن چنین تسهیلاتی میتواند از فروشهای اضطراری و تشدید فشار عرضه در بازار جلوگیری کند.
انتشار اوراق تبعی با حداقل بازدهی تضمینشده نیز از دیگر ابزارهایی است که برای تقویت اعتماد سرمایهگذاران در نظر گرفته شده است. این نوع اوراق در واقع نوعی ابزار بیمهای برای سهامداران محسوب میشود و میتواند به کاهش نگرانی سرمایهگذاران خرد درباره ریسک افت قیمتها کمک کند. البته میزان اثرگذاری این ابزار تا حد زیادی به حجم انتشار و نحوه اجرای آن بستگی دارد.
در عین حال، تصمیم برای باز نشدن برخی نمادها در زمان بازگشایی نیز اقدامی قابل توجه است. بر اساس اطلاعات منتشر شده، حدود ۳۵ نماد در مرحله نخست بازگشایی نخواهند شد. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که برخی شرکتها ممکن است تحت تأثیر تحولات اخیر با تغییراتی در شرایط عملیاتی یا چشمانداز فعالیت خود مواجه شده باشند. تعویق در بازگشایی این نمادها تا زمان انتشار اطلاعات تکمیلی میتواند به افزایش شفافیت و جلوگیری از بروز رفتارهای هیجانی در معاملات کمک کند.
مدیریت روزهای نخست؛ عامل تعیینکننده
با وجود تمام این اقدامات، باید توجه داشت که مهمترین عامل در موفقیت بازگشایی بازار نه صرفاً ابزارهای حمایتی بلکه نحوه مدیریت روزهای ابتدایی معاملات است. تجربه بازارهای مالی نشان میدهد که رفتار سرمایهگذاران در ساعات و روزهای نخست پس از بازگشایی نقش تعیینکنندهای در شکلگیری روند کوتاهمدت بازار دارد. اگر در این دوره بازارگردانها فعالانه عمل کنند و صندوقهای تثبیت و توسعه بازار بهموقع وارد عمل شوند، احتمال شکلگیری یک افت کنترلشده و بازگشت تدریجی تعادل به بازار افزایش پیدا میکند.
در مقابل، اگر فشار فروش اولیه بدون مدیریت مناسب رها شود، ممکن است بازار با موجی از رفتارهای هیجانی مواجه شود که دامنه افت را افزایش دهد. در چنین شرایطی حتی کاهشهایی بیش از برآوردهای اولیه نیز دور از ذهن نخواهد بود.
در مجموع میتوان گفت بازگشایی بازار سرمایه در شرایط کنونی تصمیمی قابل دفاع است، اما موفقیت آن بیش از هر چیز به کیفیت مدیریت روزهای نخست معاملات بستگی دارد. بازار سرمایه در چنین مقاطعی در واقع در حال عبور از یک آزمون اعتماد است؛ آزمونی که نتیجه آن تا حد زیادی به نحوه تعامل سیاستگذار، نهادهای مالی و فعالان بازار با شرایط جدید وابسته خواهد بود.