اثر حضور ناوگان آمریکا بر صادرات شرکتهای بورسی
به گزارش نبض بورس، فردین آقابزرگی در خصوص وضعیت این روزهای بازار سهام و واگرایی شاخصها که با حمایت شاخص کل در محدوده 3.9 میلیون واحدی مواجه شده به تسنیم، اعلام کرد: افت شاخص هموزن نسبت به شاخص کل بسیار بیشتر بوده وضعیت فعلی شاخص هموزن نشان میدهد سطح قیمتها بسیار بیشتر از شاخص کل، افت کرده و ریزش فراگیرتر است.
روند فعلی هم کاملاً طبیعی به نظر میرسد و بیش از 50 درصد دلایل ریزش بازار مربوط به مولفههای اقتصادی است و کمتر از 50 درصد به ریسک های ژئوپلیتیک، تحولات منطقه، تهدیدهای متقابل ایران و طرفهای غربی (آمریکا و اسرائیل) بازمیگردد.
اگرچه این تنشها سرمایه را در تمام بازارها با چالش مواجه کرده اما بورس به دلیل شفافیت و نقدشوندگی بالا این اثرات را سریعتر و در قالب تغییر قیمتها نشان میدهد.
نگرانی ریسکهای مرتبط با نهاد ناظر
یکی از نگرانیهای جدی فعالان، ریسکهای مرتبط با نهاد ناظر است. سوابقی مانند تعطیلی بورس در جریان جنگ 12 روزه باعث شد این نگرانی وجود داشته باشد که در صورت بروز یا تداوم جنگ، سازمان بورس ممکن است با ایجاد محدودیتها یا تعطیلی بازار، دخل و تصرفاتی در روند معاملات ایجاد کند.
تلاش برای آرایش ظاهری فضا و کنترل شاخصها از طریق تزریق منابع مالی (توسط صندوقهای توسعه و تثبیت) محدود و موقتی است و تداوم نخواهد داشت. ریسک درونی بازار، دستکاری در ساز و کارها مانند تغییر دامنه نوسان یا افزایش حجم مبنا است. اخیراً حتی در بازارهای پایه که حجم مبنا نداشتند، تغییراتی اعمال شده تا به صورت مصنوعی از افت قیمت پایانی جلوگیری شود.
حذف ارز یارانهای برای کلیه کالاها (شاید بجز کالاهای اساسی) نشاندهنده قرار گرفتن دولت در نقطه ضعف شدید مالی است. وقتی دولت به عنوان بزرگترین بازیگر اقتصادی ضعیف شود، طبیعتاً به سایر طرفها از جمله صندوقهای بازنشستگی، بانکها و پیمانکاران فشار میآورد و ممکن است مجبور شود به سود صنایع دست ببرد.
در بازاری که ذهنیت فروش شکل گرفته، حتی اگر نسبت P/E شرکتها جذاب به نظر برسد، ابهامات موجود قابلیت محاسبه کارشناسی را ضعیف میکند. به عنوان مثال، شرکتهای پالایشی در گزارشهای 6 ماهه، رشد قابل توجهی در سود ناویژه، عملیاتی و خالص نسبت به دوره مشابه سال قبل داشتند اما ابهام در تداوم این سودسازی، آینده را مخدوش کرده است.
اثر حضور ناوگان آمریکا بر صادرات شرکتها
یکی از مفروضات نگرانکننده، استقرار ناوگان آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان است. این منطقه گذرگاه اصلی مبادلات کالایی، صادرات فرآوردههای پتروشیمی و پالایشی و واردات مواد اولیه و افزودنیهای مورد نیاز صنایع است.
در بازار سرمایه آینده معامله میشود و این حضور نظامی، آینده تبادلات تجاری را با ابهام مواجه کرده است. بنابراین نمیتوان صرفاً با اتکا به فرمولهای آکادمیک و P/E پایینِ فعلی قضاوت کرد. چرا که ممکن است شرکتها در سال آینده نتوانند محصولات را بفروشند یا مواد اولیه را تأمین کنند.
بازار با فرض بدبینانهترین حالت در حال معامله است. حتی اگر جنگ آغاز شود با فرض عدم تعطیلی بورس، همان نقطه شروع جنگ میتواند اوج ریزشها و پایان اصلاح باشد. هرگونه درگیری احتمالی مداوم نخواهد بود و ممکن است فضایی شبیه به پذیرش قطعنامه 598 یا توافق ناگهانی ایجاد شود. بنابراین برخلاف تصور بسیاری از افرادی که در صفهای فروش هستند این شرایط دائمی نیست.
ارزندگی بورس در مقایسه با طلا و مسکن
ارزش دلاری بازار سرمایه از 330 میلیارد دلار به کمتر از 95 میلیارد دلار سقوط کرده و نسبتهای P/E به شدت اصلاح شدند. ظرفیت افزایش نرخ ارز چه دولتی و چه آزاد اثر بسزایی در افزایش ارزش جایگزینی داراییها و درآمد فروش شرکتهای ارزآور دارد.
شاخص بورس نسبت به ابتدای سال (از حدود 2 میلیون و 70 هزار واحد به محدوده فعلی) حدود 45 درصد بازدهی داشت. این در حالی است که بازارهای رقیب در رکود هستند. انس جهانی طلا افت قابل توجهی (حدود 700 دلار) داشته، بازار مسکن و خودرو در رکود کامل و تجارت داخلی و خارجی تقریباً بایکوت شده است.
بورس نسبت به سایر بازارها، سطح ارزندگی بسیار مناسبتری دارد و نقدشونده است. حتی با فرض بدبینانهترین حالت و بروز تغییرات اساسی یا اصلاحات بنیادی (مشابه تجربه ونزوئلا و سوریه)، ارزش پول ملی تضعیف و نرخ ارز بالا میرود اما در مقابل، ارزش اوراق بهادار و سهام شرکتها به عنوان دارایی واقعی حفظ شده و رشد خواهد کرد. بنابراین نقطه مناسب سرمایهگذاری همین بازار سهام است.




