کد خبر: ۱۳۹۷۵۷
۱۱:۰۰
۱۴۰۵/۰۷/۲۶
حمید درعلی، کارشناس بازار سرمایه در گفت‌و‌گو با نبض بورس مطرح کرد:

صنایع نسوز بورس زیر ذره‌بین | کدام نماد نسوز شرایط بهتر برای سرمایه‌گذاری دارد؟

صنایع نسوز
کد خبر: ۱۳۹۷۵۷
۱۱:۰۰
۱۴۰۵/۰۷/۲۶
صنعت فرآورده‌های نسوز در بورس، فراتر از تولید آجر و ملات‌های حرارتی، با چالش‌هایی همچون مطالبات بلندمدت، فشار سرمایه در گردش و نوسانات بهای مواد اولیه روبه‌روست؛ عواملی که می‌توانند فاصله معناداری میان سود حسابداری و جریان نقد واقعی شرکت‌ها ایجاد کنند. این صنعت می‌تواند سودساز باشد؟ حمیددرعلی، کارشناس بازار سرمایه روند این صنعت را تحلیل می‌کند.

به گزارش نبض بورس، با تغییر فناوری در صنعت فولاد و افزایش اهمیت بهره‌وری انرژی و الزامات زیست‌محیطی، صنعت دیرگداز به یکی از بخش‌های اثرگذار در زنجیره تولید صنایع مادر تبدیل شده است. 

بااین‌حال، ارزیابی شرکت‌های نسوز بورسی صرفاً بر اساس حاشیه سود و ارقام ثبت‌شده در صورت‌های مالی، نمی‌تواند تصویر کاملی از کیفیت سودآوری و پایداری عملکرد آنها ارائه دهد. طولانی‌بودن دوره وصول مطالبات، وابستگی به تأمین‌کنندگان و پایین‌بودن گردش دارایی‌ها از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر وضعیت مالی این شرکت‌ها اثر بگذارند.

صنایع نسوز بورس زیر ذره‌بین

حمید درعلی، کارشناس بازار سرمایه گفت: نگاه سنتی بازار سرمایه که صنعت فرآورده‌های نسوز را در ذیل صنایع کانی‌های غیرفلزی و صرفاً تولیدکننده آجر و ملات حرارتی دسته‌بندی می‌کرد، فاقد کفایت تحلیلی برای قیمت‌گذاری افق پیشِ‌رو است.

این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: ورود متالورژی فولاد به عصر کوره‌های الکتریکی نوین، افزایش نرخ تخریب حرارتی، الزامات بهره‌وری مصرف انرژی و حرکت اجتناب‌ناپذیر صنایع مادر به سمت الزامات «فولاد سبز» (Green Steel)، دیرگداز‌ها را به لایه «سرامیک‌های مهندسی با فناوری پیشرفته» ارتقا داده است.

وی توضیح داد: در این پارادایم، دیرگداز دیگر یک هزینه مصرفی دوره‌ای نیست؛ بلکه ضامن بهره‌وری کوره، کاهش توقفات خط ذوب و تنظیم‌کننده بالانس انرژی است. اما هم‌زمان، وابستگی فزاینده این فرمولاسیون‌ها به مواد اولیه با خلوص بالا، گلوگاه بهای تمام‌شده و نوسانات نرخ ارز را به چالش بنیادین این صنعت تبدیل کرده است.

درعلی توضیح داد: ارزیابی سودآوری شرکت‌های نسوز صرفاً بر اساس سطوح حاشیه سود ناخالص یا سود حسابداری (Accrual Earnings)، خطای تحلیلی فاحشی ایجاد می‌کند. صورت‌های مالی دوره‌ای اخیر نشان می‌دهد این صنعت با سه عارضه ترازنامه‌ای مواجه است.

وی تشریح کرد: نخست انجماد منابع در مطالبات و چرخه تجاری، ماهیت انحصاری یا چندقطبی مشتریان عمده (مجتمع‌های فولادسازی و سیمان)، دوره وصول مطالبات را به سطوح سنگینی فراتر از ۴۰۰ روز کشانده است. این یعنی بخش قابل توجهی از سود عملیاتی اعلامی، به‌صورت نقد تحقق‌نیافته و در سرفصل حساب‌های دریافتنی راکد مانده است.

این کارشناس بازار سرمایه گفت: دومین مورد شکنندگی اهرم تأمین‌کنندگان، در مواردی که چرخه تبدیل نقدی (CCC) شرکت‌ها به‌ظاهر فشرده یا متعادل ثبت می‌شود، کالبدشکافی جریان‌ها نشان می‌دهد این وضعیت حاصل چابکی در زنجیره ارزش یا فروش سریع نیست، بلکه معلول اهرم سنگین و دوره‌های پرداخت استثنایی به تأمین‌کنندگان مواد اولیه است؛ وضعیتی که عملاً تأمین‌کننده را به تأمین‌کننده مالی (شبه‌بانک) بدل کرده و در مواجهه با تکانه‌های کالایی، ریسک بازپرداخت بالایی دارد.

درعلی اظهار کرد: سومین موردتله بهره‌وری دارایی در تحلیل دوپونت، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) در بازیگران متکی به دارایی‌های ثابت، عمدتاً به دلیل افت گردش دارایی‌ها دچار فشار شده است؛ به این معنا که دارایی سنگین شرکت‌ها به‌اندازه ارزش دفتری یا جایگزینی خود جریان نقد و فروش ایجاد نمی‌کند.

ریسک متفاوت در نماد‌ها

وی تأکید کرد: بررسی چهار نماد بورسی حاکی از انشعاب استراتژی و تفاوت معنادار در ریسک ساختاری آنهاست: فرآورده‌های نسوز ایران (کفرا)؛ جهش تکنولوژیک در اسارت اهرم اعتباری.

این کارشناس بازار سرمایه گفت: کفرا استراتژی سبد محصول خود را با موفقیت به سمت کالا‌های با ارزش افزوده بالا هدایت کرده است؛ تخصیص سهم سنگین فروش به آجر گران‌بذاری و قالب‌یابی‌ها، جهش چشمگیری در حاشیه سود ناخالص ایجاد کرده و شرکت را از بحران‌های دوره‌ای خارج ساخته است.

درعلی توضیح داد: بااین‌حال، موتور محرک چرخه مالی شرکت بر اهرم تأمین‌کنندگان استوار است. دوره پرداخت بدهی‌های تجاری شرکت در ابعادی عمل می‌کند که ریسک هرگونه توقف یا تغییر رفتار در زنجیره تأمین را مضاعف می‌سازد. 

وی تشریح کرد: از سوی دیگر، گردش دارایی‌های شرکت همچنان پایین است؛ بنابراین تا زمانی که سود ناخالص بالای شرکت به «جریان نقد عملیاتی آزاد» تبدیل نشود، تحلیل‌گران نهادی با نگاه احتیاط‌آمیز به پایداری این چرخش نگاه می‌کنند.

فرآورده‌های نسوز آذر (کاذر)؛ دژ دفاعی با گلوگاه کارایی سرمایه

این کارشناس بازار سرمایه اظهار کرد: کاذر همچنان ساختاریافته‌ترین و منضبط‌ترین ترازنامه را از منظر سلامت حسابداری و مدیریت تعهدات داراست. حاشیه سود خالص شرکت اتکاپذیر و شفاف است. با این همه، چالش کاذر در نرخ بازده دارایی‌ها و افت ملموس گردش دارایی تبلور یافته است. 

وی ادامه داد: دارایی‌های مولد شرکت با حداکثر توان عملیاتی بازده نقدی تولید نمی‌کنند و این نماد برای بازپس‌گیری پیشتازی در بازار نیازمند پوست‌اندازی تجاری و توسعه بازار‌های نوین است.

تولیدی و خدمات صنایع نسوز توکا (کتوکا)

درعلی گفت: کتوکا با ثبت حاشیه‌های اسمی بالا، همواره در کانون توجه سبد‌های رشدمحور قرار دارد. بااین‌حال، حساسیت عملیات کتوکا به زنجیره توزیع و ریسک‌های طرف خریدار می‌طلبد که ارقام ثبت‌شده در صورت سود و زیان پیش از ارزش‌گذاری، همواره با جریان نقد ناشی از فعالیت‌های عملیاتی محک بخورد تا شکاف تعهدی–نقدی شفاف گردد.

همگرایی استراتژیک «اقتصاد چرخشی» و صیانت از بهای تمام‌شده

این کارشناس بازار سرمایه اظهار کرد: کایزد با تمرکز عمیق بر جرم‌های نسوز مهندسی و پوشش زنجیره نصب و خدمات فنی، بالاترین درجه درهم‌تنیدگی عملیاتی با فرایند ذوب در صنعت فولاد کشور را احراز کرده است. این ویژگی موجب چسبندگی استراتژیک مشتریان و وفاداری تقاضا در چرخه‌های رکود و رونق می‌شود.

وی ادامه داد:، اما مزیت استراتژیک بی‌بدیل کایزد که آن را در یک طبقه ساختاری جداگانه نسبت به سایر هم‌گروهی‌ها قرار می‌دهد، پیش‌گامی در اجرای «اقتصاد چرخشی» (Circular Economy) است.

این فعال بازار‌های مالی افزود: عایق‌سازی بهای تمام‌شده از طریق زیرمجموعه بازیافت: کایزد با هدایت فرایند بازیابی و فراوری ضایعات دیرگداز کوره‌ها در شرکت زیرمجموعه تخصصی خود، عملاً حلقه‌ای بسته در تأمین مواد اولیه ایجاد کرده است. در شرایطی که رقبای صنعت زیر فشار تورم کامودیتی‌های نسوز و نوسانات ارزی در تأمین کلوخه‌ها و مواد پیشرفته هستند، بازگرداندن پسماند‌های نسوز به خطوط تولید، سرفصل بهای تمام‌شده کایزد را به شکلی پایدار کاهش داده و از فرسایش حاشیه سود خالص ممانعت می‌کند.

وی تأکید کرد: کاهش وابستگی به زنجیره بیرونی و انبارداری راکد: دسترسی مستقیم به منابع فراوری‌شده بازیافتی درون‌گروهی، نیاز به خواب سرمایه طولانی در انبار‌های مواد اولیه بکر را مهار کرده و تاب‌آوری عملیاتی را در برابر ریسک‌های تجاری و تأخیرات تأمین ارتقا می‌دهد.

درعلی اظهار کرد: انطباق زودهنگام با الزامات فولاد سبز: با سخت‌گیرانه‌تر شدن الزامات پایداری زیست‌محیطی و مدیریت پسماند در کارخانجات فولادسازی، تأمین‌کننده‌ای که توانایی تحویل محصول با فرایند بازیافت‌شده و کاهش ردپای کربن را داشته باشد، ترجیح قطعی در قرارداد‌های بلندمدت تأمین خواهد بود.

تفکیک صنعت دیرگداز به دو گروه

این کارشناس بازار سرمایه گفت: شرکت‌هایی که با چرخه‌های مالی متکی بر تأمین مالی از زنجیره تأمین و فروش اعتباری طولانی حرکت می‌کنند و همواره در معرض شوک‌های تأمین مواد اولیه بکر و فشار سرمایه در گردش قرار دارند.

وی ادامه داد: شرکت‌هایی که با ورود به زنجیره ارزش بسته، پیاده‌سازی تکنولوژی بازیافت و مهندسی معکوس بهای تمام‌شده، ریسک تجاری خود را پوشش داده‌اند.

درعلی درنهایت گفت: از این حیث، درحالی‌که کفرا به‌عنوان فرصتی برای بهره‌گیری از حاشیه سود ناخالص بالا (مشروط به مهار بدهی‌ها) و کاذر به‌عنوان دارایی کم‌ریسک محافظه‌کار مطرح هستند، کایزد با تلفیق مقیاس فروشِ مستمر در جرم‌ها و اهرم غیرقابل‌تقلید «کاهش بهای تمام‌شده از طریق بازیافت درون‌گروهی»، باکیفیت‌ترین پروفایل بنیادی و بالاترین ضریب تاب‌آوری بلندمدت را در این صنعت به نمایش می‌گذارد.

ارسال نظر
captcha