وقتی یک پروژه قدیمی برای مردم طلا میشود
به گزارش نبض بورس، عملیات اجرایی پروژه کارخانه طلای تفتان گرچه از اردیبهشت ۱۴۰۱ شروع شد اما مسیر ساخت و راهاندازی آن در سالهای گذشته ادامه پیدا کرد و آنچه امروز این پروژه را برای بررسی سیاست توسعه منطقهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و احمد میدری مهم میکند، نه زمان آغاز آن، بلکه رسیدن سرمایهگذاری انجامشده به مرحله تولید و ملموستر شدن آثار اقتصادی و اشتغال آن در منطقه است.
به عبارت دیگر، پروژههای توسعهای را فقط با زمان کلنگزنی نمیتوان ارزیابی کرد. بخش تعیینکننده، رساندن سرمایهگذاری از مرحله ساخت به بهرهبرداری، تثبیت تولید و تبدیل ظرفیت ایجادشده به ارزش اقتصادی است.
کارخانه طلای تفتان در سال ۱۴۰۳ به بهرهبرداری رسید و براساس آخرین گزارش رسمی منتشرشده از سوی تاصیکو، تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۴ فرایند تکمیلی آن نیز به پایان رسیده و کارخانه با ظرفیت عملی وارد تولید شمش طلا شده است. همزمان برنامه افزایش ظرفیت تولید از ۵۰۰ کیلوگرم به بیش از یک تن طلا در سال نیز در دستور کار قرار گرفته است.
از همین نقطه است که میتوان نسبت این پروژه را با سیاستهای دوره جدید بررسی کرد.
در سیاستگذاریهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بر توسعه منطقهای، کاهش تمرکز فعالیتهای اقتصادی و استفاده از ظرفیت بنگاههای بزرگ برای ایجاد فرصتهای اقتصادی در استانهای مختلف تاکید شده است. در چنین چارچوبی، ارزش تفتان برای ارزیابی عملکرد دوره کنونی نه در «آغاز پروژه»، بلکه در تداوم آن، رساندن سرمایهگذاری به تولید و گسترش آثار اقتصادی آن قرار دارد.
به بیان دیگر، وزارت کار و تاصیکو در دوره کنونی، یک پروژه جدید تحویل نگرفتهاند، بلکه با سرمایهگذاری و پروژهای مواجه بودند که از قبل آغاز شده و اکنون باید نشان داد در این دوره چه میزان از ظرفیت آن بالفعل شده است.
اینجا معیار قضاوت باید عدد باشد. اینکه چه میزان طلا در این دوره تولید شده است؟
ظرفیت واقعی کارخانه چه میزان افزایش یافته است؟
چند شغل پایدار ایجاد یا تثبیت شده است؟
چه سهمی از کارکنان را نیروهای بومی تشکیل میدهند؟
چه میزان سرمایه جدید برای توسعه مجموعه تخصیص یافته است؟
چند پیمانکار و تأمینکننده محلی وارد زنجیره اقتصادی پروژه شدهاند؟
پاسخ به این پرسشها میتواند نشان دهد یک پروژهای که پیش از آغاز دوره فعلی شکل گرفته، در سالهای بعد چگونه از مرحله سرمایهگذاری به مرحله اثرگذاری اقتصادی رسیده است.
تاصیکو نیز توسعه این مسیر را متوقف نکرده است. افزایش ظرفیت کارخانه طلای تفتان، توسعه اکتشافات و حرکت به سمت ظرفیتهای بالاتر تولید طلا در سیستان و بلوچستان، بخشی از برنامه توسعهای این هلدینگ اعلام شده است.
این تمایز برای ارزیابی سیاست عمومی مهم است.
دستاورد یک مدیریت الزاماً آغاز کردن همه پروژهها نیست. بخشی از عملکرد آن را باید در توانایی تکمیل، فعالسازی، توسعه و اقتصادی کردن سرمایهگذاریهایی سنجید که از دورههای قبل به ارث رسیدهاند.
از این منظر، تفتان میتواند نمونهای برای بررسی یک پرسش بزرگتر باشد: بنگاههای اقتصادی زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تا چه اندازه توانستهاند پروژههای توسعهای موجود را به تولید، اشتغال و ارزش اقتصادی در مناطق مختلف کشور تبدیل کنند؟
در مورد تفتان، زنجیره زمانی را باید شفاف روایت کرد:
آغاز پروژه در دوره پیشین → ادامه سرمایهگذاری و تکمیل پروژه → ورود به بهرهبرداری → تثبیت و افزایش تولید → ملموستر شدن اشتغال و آثار منطقهای.
این روایت نه سهم مدیران و دورههای قبلی را حذف میکند و نه عملکرد دوره کنونی را نادیده میگیرد. بلکه امکان میدهد سهم هر دوره با شاخصهای قابل اندازهگیری سنجیده شود.
در نهایت افزایش تولید، توسعه ظرفیت، اشتغال بومی و استمرار سرمایهگذاری در دوره کنونی با داده قابل اثبات است و بنابراین میتوان گفت سیاست توسعه منطقهای میدری و وزارتخانه تحت مدیریتش در مجموعهای مانند تاصیکو با یک ظرفیت از پیش ایجاد شده پیوند خورده و به گسترش آثار اقتصادی آن کمک کرده است.