جابهجایی فشار قیمت در زنجیره فولاد طی هفته آخر تابستان
به گزارش نبض بورس، سنگآهن تنها حلقهای بود که افزایش عرضه، تقاضا و قیمت را همزمان تجربه کرد. عرضه حدود ۳.۵ درصد بیشتر شد و به محدوده یک میلیون و ۳۴۰ هزار تن رسید، اما تقاضا با سرعت بسیار بیشتری بالا رفت و از حدود یک میلیون و ۲۷ هزار تن به ۱.۲۴ میلیون تن رسید.
همین فاصله میان رشد عرضه و تقاضا، فضای بازار را به نفع فروشنده تغییر داد. قیمت پایه حدود ۹ درصد بالا رفت و میانگین موزون معاملات نیز نزدیک ۴.۵ درصد رشد کرد. تفاوت این دو نرخ نشان میدهد همه رشد قیمت پایه هنوز به معاملات واقعی منتقل نشده، اما جهت کلی بازار روشنتر از دو گروه دیگر است: خریدار فعالتر شده و عرضه نیز توانسته این تقاضا را تا حدی پوشش دهد.
افزایش نرخ معامله آهن اسفنجی
در آهن اسفنجی، مسیر کاملاً متفاوت بود. عرضه حدود ۷ درصد، تقاضا نزدیک ۱۸ درصد و حجم معاملات حدود ۹ درصد کاهش یافت. با این حال، نرخ پایه حدود ۳ درصد افزایش پیدا کرد.
قیمت واقعی معاملات اما خلاف این مسیر حرکت کرد. میانگین موزون از حدود ۴۲۰ هزار تومان به ۳۸۳ هزار تومان رسید؛ افتی نزدیک به ۹ درصد. بنابراین فاصله میان نرخ پایه و قیمت معاملهشده در این هفته بیشتر شد.
این اختلاف را باید جدیتر از خود افزایش نرخ پایه دید. وقتی تقاضا با سرعت بیشتری از عرضه عقب مینشیند، قیمت پایه بهتنهایی نمیتواند سطح معاملاتی بازار را تعیین کند. افت میانگین موزون نشان میدهد خریداران در معاملات واقعی حاضر به پذیرش نرخهای بالاتر نبودهاند و بخشی از معاملات در سطوح پایینتری انجام شده است.
افت حجم بازار
محصولات فولادی از نظر حجم، بیشترین عقبنشینی را داشتند. عرضه بیش از یکسوم کاهش یافت، تقاضا نزدیک ۲۷ درصد پایین آمد و حجم معاملات نیز حدود ۳۱ درصد افت کرد. با این حال، میانگین موزون قیمت تقریباً بدون تغییر ماند و تنها حدود ۰.۲ درصد افزایش یافت.
این رفتار در نگاه اول متناقض به نظر میرسد، اما وقتی سمت عرضه و تقاضا را همزمان ببینیم، تصویر روشنتر میشود. بازار فقط از سمت خریدار یا فروشنده کوچک نشده است؛ هر دو طرف با هم عقب نشستهاند. در چنین وضعیتی، کاهش حجم معاملات الزاماً به افت قیمت منجر نمیشود، چون فشار یکطرفهای برای پایین آوردن نرخ شکل نگرفته است.
نرخ پایه نیز فقط حدود ۲.۵ درصد افزایش داشته؛ بنابراین در بازار محصولات فولادی، نه افزایش نرخ پایه و نه کاهش حجم معاملات بهتنهایی توانستهاند جهت مشخصی به قیمت واقعی بدهند.
زنجیره با یک ریتم حرکت نمیکند
اگر سه حلقه را کنار هم بگذاریم، تصویر این هفته بیشتر از هر چیز از واگرایی بازار خبر میدهد. سنگآهن در نقطهای قرار گرفته که تقاضا با سرعت بیشتری از عرضه رشد کرده و قیمت را بالا کشیده است. آهن اسفنجی با عقبنشینی تقاضا، در معاملات واقعی ارزانتر شده، حتی اگر نرخ پایه افزایش یافته باشد. محصولات فولادی نیز در بازاری کوچکتر، فعلاً تعادل قیمتی خود را حفظ کردهاند.
بنابراین نمیتوان از روی رفتار یک حلقه، جهت کل زنجیره فولاد را توضیح داد. فعلاً سیگنال تقاضا در سنگآهن قویتر است، در آهن اسفنجی ضعیفتر شده و در محصولات فولادی کاهش حجم معاملات بیشتر به یک عقبنشینی همزمان شبیه است تا تغییر جدی در سطح قیمت. هفتههای بعد مشخص میکند کدامیک از این رفتارها موقتی بوده و کدامیک به روند تبدیل میشود.