3 عامل پایداری پتروشیمیها بعد از جنگ چه بود؟
به گزارش نبض بورس، در ایام جنگ تحمیلی اخیر، دشمن آمریکایی - صهیونیستی با هدف قرار دادن تاسیسات انرژی در سواحل جنوبی ایران تلاش کرد تا نه تنها اراده ملت ایران را بیازماید بلکه با تخریب زیرساخت های تولیدی و بخش پتروشیمی که یکی از ارکان ارزآوری کشور محسوب می شود، فشار اقتصادی را بر ایران افزایش داده و کشور را حتی در صورت پایان جنگ در تنگنای مالی و فرآیند طولانی بازسازی و بازگشت به مدار تولید قرار دهند که تا سالها نتواند شرایط تولید را به وضعیت عادی و مطلوب بازگرداند.
بر این اساس می توان گفت در این جنگ تحمیلی، صنعت پتروشیمی ایران با یک اختلال جدی روبرو شد که می رفت هم تولید و صادرات و هم صنایع پایین دستی وابسته به صنایع آسیب دیده را تحت تاثیر قرار داده و به رکود بکشاند اما سرعت عمل دست اندرکاران در بازگرداندن واحدهای آسیب دیده به مدار تولید بیشتر از آن چیزی بود که پیش بینی ها و تحلیل ها نشان می داد به طوری که این واحدها ظرف چند ماه به مدار تولید بازگشتند.
این موفقیت به دست آمده آن هم در کمتر از پنج ماه را نمی توان یک اتفاق صنعتی تعبیر کرد بلکه می بایست آن را نتیجه زنجیره ای از اقدامات فنی، تامین برق، مدیریت منابع انرژی و همراهی مردم در مدیریت مصرف دانست که به نوعی یکصدایی ملت را برابر تهدید خارجی نشان داد.
در همین راستا احمد مهدوی ابهری، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی اعلام کرده است که حدود ۷۵ درصد واحدهای پتروشیمی که در روزهای نخست حملات دشمن آمریکایی - صهیونیستی از مدار خارج شدند، کمتر از ۲ هفته بعد با استفاده از برق شبکه سراسری و مدیریت تولید بخار، دوباره به مدار تولید بازگشتند.
خسارتی که پتروشیمی دید و صنعتی که برخاست
در اواخر فروردین ماه و اعلام آتش بس، گمانه زنی ها درباره برآورد اولیه خسارت وارد شده به صنایع مختلف کشور شدت گرفت و نهادهای مختلفی به بررسی ابعاد این خسارات پرداختند که در نهایت کمیسیون اقتصادی مجلس برآورد اولیه خسارت وارده به صنعت پتروشیمی را حدود ۶.۵ میلیارد دلار اعلام کرد که اگر عدم نفع ناشی از توقف تولید در یک بازه زمانی چهار ساله در این واحدها نیز به آن افزوده می شد، ارقام به چندین برابر آن می رسید هرچند در سایر بررسی ها ارقام فراتر از آن بود.
گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس نشان می داد که تجهیزات برق و توربین های واحدهای پتروشیمی، بیشترین آسیب را در این جنگ تحمیلی دیده اند و به همین دلیل بازسازی تاسیسات برق صنایع آسیب دیده برای بازگرداندن سریع واحدها به مدار تولید اهمیت ویژه ای یافت و نشان داد حتی اگر بخشی از تجهیزات فرآیندی سالم باقی مانده باشد، بدون برق و بخار، امکان ادامه فعالیت بسیاری از واحدهای پتروشیمی وجود ندارد.
سرعت بازسازی ها به حدی بود که حدود یک ماه پس از اعلام آتش بس گزارش های اولیه از احیای حدود ۳۰ درصد از خسارت وارد شده به خطوط تولیدی پتروشیمی ها حکایت داشت به طوری که واحدهای آسیب دیده در مجتمعهای ماهشهر، غدیر، فناوران و ابنسینا تولید خود را آغاز کرده بودند و در پتروشیمی فجر نیز واحدهای یوتیلیتی، بهجز برق، راهاندازی شده بود.
از احیای تدریجی تا تولید پایدار
حدود دو ماه بعد از آتش بس، خبرهای دلگرم کنندهای از بازسازی پتروشیمی های آسیب دیده رسانه ای شد؛ ۲۴ خرداد، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی از بازگشت حدود ۳۸ درصد ظرفیت ازدسترفته یا تحتتاثیر قرارگ رفته به تولید خبر داد و نشان داد که هم افزایی بخش های مختلف صنعتی کشور تا چه اندازه می تواند کارساز باشد.
در این مرحله، برای جبران آسیبهای واردشده به تاسیسات برق و بخار، از منابع مختلف استفاده شد که از جمله می توان به ظرفیتهای پراکنده تولید بخار، نیروگاههای صنعت نفت، شبکه برق و ظرفیتهای معاملاتی بورس انرژی اشاره کرد و در نتیجه این رویکرد واحدهایی مانند نوری، غدیر، سبلان و آریاساسول به مدار بازگشتند و حتی آریاساسول اعلام کرد که واحدهای پلیاتیلن آن با ظرفیت کامل فعالیت خود را از سر گرفتهاند.
سرانجام در پایان خردادماه وزیر صمت از بازگشت بیش از نیمی از ظرفیت پتروشیمیهای آسیبدیده به مدار تولید خبر داد؛ بر این اساس می توان گفت بخش مهمی از فرآیند بازسازی از تعمیر تجهیزات آغاز شد و با تامین پایدار برق به مرحله بهرهبرداری مجدد رسید.
پایداری شبکه برق در اوج مصرف تابستانه به کمک تولید آمد
توازن میان تولید و مصرف برق، یکی از اصول صنعت برق به شمار می رود که در شرایط عادی با اتکا به برنامهریزی روزانه، پیشبینی بار، آمادهبهکاری نیروگاهها و مدیریت شبکه برق انجام میشود، اما وقتی شرایط بحرانی باشد، معادله پیچیده می شود؛ این شرایط بحرانی در اوج بار شبکه در تابستان امسال تجربه شد زیرا هم ۴۲۰۰ مگاوات از ظرفیت نیروگاهی صنایع به دلیل آسیب های ناشی از جنگ از دست رفته بود، هم بخش تولید به برق بیشتر برای جبران تولید نیاز داشت و هم افزایش بار مصرف تابستانه روی شبکه برق سنگینی می کرد.
در چنین شرایطی تاب آوری شبکه برق ضریب اهمیت دو چندان یافت زیرا این بار، تامین برق کشور فراتر از یک تامین نیاز معمول همه ساله بود و آسیبدیدگی برخی نیروگاهها و تاسیسات انرژی پتروشیمیها مساله برق تابستانه را به یک معادله چند مجهولی تبدیل کرد.
اهمیت موضوع تا حدی بود که حتی واردات برق از کشورهای همسایه نیز روی میز مذاکراتی قرار گرفت و برای انتقال احتمالی ۴۵۰ مگاوات برق از ترکیه از مسیر خوی – وان رایزنی های اولیه صورت گرفت تا از هر منبع قابل اتکا برای تامین برق صنایع استفاده شود.
با وجود این شرایط خاص، بر اساس دادههای شرکت مدیریت شبکه برق ایران، متوسط تحویل برق به صنایع بزرگ از ۶ هزار و ۳۹۵ مگاوات در خرداد ۱۴۰۴ به هفت هزار و ۳۵۴ مگاوات در خرداد ۱۴۰۵ رسید یعنی صنایع بزرگ در خرداد امسال، به طور متوسط حدود ۱۵ درصد برق بیشتری نسبت به مدت مشابه سال گذشته دریافت کردند.
توسعه ظرفیت عرضه برق در تابلوهای سبز و آزاد، استفاده از ظرفیت بازار برق و مدیریت مصرف، در کنار بهرهگیری از ظرفیت شبکه، مجموعه اقداماتی بود که امکان حفظ و افزایش سطح تامین برق صنایع را در یکی از دشوارترین مقاطع شبکه فراهم کرد.
مردم پای کار ایران حتی در مصرف برق
در معادله مدیریت برق، نباید همراهی مردم را از نظر دور داشت زیرا همراهی آنان در برنامههای مدیریت مصرف سبب شد تا بخشی از حفظ پایداری شبکه بر دوش مشترکان خانگی و خُرد باشد که با مدیریت مصرف از طریق روش هایی چون کاهش مصرف در ساعات اوج، استفاده نکردن از تجهیزات پرمصرف در زمانهای حساس و حذف مصارف غیرضروری به شبکه برق فرصت دادند تا منابع موجود را هدفمندتر مدیریت کند.
بنابراین آنچه در ماههای اخیر بخصوص در دوره اوج مصرف برق برای بخش انرژی کشور رخ داد، حاصل یک زنجیره به هم پیوسته بود که مدیریت مصارف خانگی آغاز می شد و تا صنایع و نیروگاههای بزرگ می رسید و در این میان تلاش متخصصان برای بازسازی سریع صنایع و واحدهای آسیب دیده نیز کمک کرد تا در نهایت هم دوره بحران برق سپری شود و هم صنایع آسیب دیده به مدار تولید بازگشت.
روند بازگشت پتروشیمیها به مدار تولید در کمتر از پنج ماه نشان داد که مفهوم تاب آوری را نمی توان فقط به مقاوم بودن تجهیزات محدود کرد بلکه باید آن را توان یک سیستم برای ادامه فعالیت حتی در زمانی که بخشی از آن دچار آسیب و اختلال شده است، تعبیر کرد همچنان که تامین برق از شبکه، استفاده از نیروگاههای دیگر، مدیریت تولید بخار و بازسازی تجهیزات، در کنار مدیریت مصرف عمومی، مجموعهای از اقدامات مکمل را شکل دادند که امکان احیای سریع واحدهای آسیب دیده را فراهم کرد.
در این فرآیند همراهی مردم در برنامههای مدیریت مصرف را میتوان بخشی از سرمایه اجتماعی صنعت برق دانست که در زمان بحران ارزش آن بر همگان آشکار شد و نشان داد که صرفه جویی در زمان بحران فقط به معنی کاهش مصرف نیست بلکه می تواند به منزله اختصاص ظرفیت بیشتر شبکه به بخش های حیاتی، حفظ پایداری شبکه برق و کمک به روشن ماندن چراغ تولید در کشور باشد.
منبع: ایرنا