زراعت و دامپروری در بورس زیر ذرهبین؛ کدام نمادها آماده جهش سود هستند؟
به گزارش نبض بورس، گروه زراعت و دامپروری، به دلیل ارتباط مستقیم با امنیت غذایی و تقاضای پایدار مصرفکننده، جایگاه متفاوتی در میان صنایع بورسی دارد. این صنعت اگرچه از افزایش هزینه نهادههای دامی، مشکلات واردات و فشار سرمایه در گردش آسیب میبیند، اما در سوی دیگر معادله، افزایش نرخ فروش محصولات و تداوم تولید توانسته بخشی از این فشارها را جبران کند.
پدرام روتیها، تحلیلگر بازار سرمایه گفت: صنعت زراعت و دامپروری در بازار سرمایه ایران همواره نقشی فراتر از یک گروه بورسی ساده داشته است؛ این صنعت دقیقاً در نقطه تلاقی امنیت غذایی، سیاستهای ارزی و جریان تقاضای عمومی قرار دارد.
این فعال بازار سرمایه ادامه داد: ویژگی بنیادین این گروه، ماهیت دفاعی آن است؛ به این معنا که حتی در دورههای رکود اقتصادی و نوسانات کلان، جریان تقاضا برای سبد پروتئینی و کالاهای پایه خوراکی با افتی چشمگیر مواجه نمیشود. بااینحال، آنچه در تحلیل این صنعت تمایز ایجاد میکند، نه لزوماً رشد درآمد فروش، بلکه مدیریت بهای تمامشده و کارایی زنجیره تأمین نهادهها است
وی افزود: صنعت مورد بحث را میتوان بهصورت کلی در دو زیرگروه بنیادی طبقهبندی کرد. زیرگروه نخست، دامپروری و تولید شیر خام است که خروجی آن ماده اولیه زنجیره لبنیات را تشکیل میدهد و اقتصاد آن تابعی مستقیم از نرخگذاری شیر خام، بهای تمامشده نهادههای دامی است.
روتیها اظهار کرد: زیرگروه دوم، پرورش طیور و تولید مرغ و تخممرغ است؛ حلقهای با چرخه تولید کوتاهتر (حدود ۴۵ روزه)، حساسیت بالاتر به نوسانات نهاده و بهتبع آن، قابلیت انعطاف و بازسازی حاشیه سود در بازههای زمانی کوتاهتر است.
این تحلیلگر بازار سرمایه توضیح داد: از منظر جایگاه در بازار سرمایه، ارزش کل بازار بورس و فرابورس در حدود ۲۴ هزار همت برآورد میشود، درحالیکه ارزش بازاری این صنعت معادل ۱۵۵ همت است؛ به بیان دیگر، این گروه در مجموع در حدود بیش از نیم درصد از کل ارزش بازار سرمایه را به خود اختصاص داده است.
چالشهای صنعت دامپروری
وی تشریح کرد: این امر دو پیامد مهم تحلیلی دارد. اما در باب چالشهای پیش روی صنعت، باید با صراحت به سه عامل اشاره کرد. نخست، رشد شدید و پلکانی در قیمت نهادههای دامی است؛ ذرت، سویا و کنجاله آنها که سهم عمدهای در ساختار بهای تمامشده دارند، در ماههای اخیر جهش قیمتی معناداری را تجربه کردهاند.
این فعال بازارهای مالی افزود: دوم، دشوار شدن تأمین مواد اولیه در سایه تحریمها و محاصره دریایی است؛ پیچیدگیهای واردات، افزایش فاصله زمانی حمل و در نهایت جهش هزینههای حملونقل بینالمللی، عملاً هزینه تأمین را به مرزهای بالاتری رانده است.
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: سومین و مهمترین پیامد انباشته این دو عامل، افزایش قابلتوجه نیاز به سرمایه در گردش است؛ شرکتهای این صنعت ناگزیر شدهاند برای تأمین موجودی نهاده، حجم بیشتری از منابع مالی خود را بهصورت موجودی کالا مصرف کنند و همین امر، فشار نقدینگی و رشد هزینههای مالی را به ترازنامه شرکتها تحمیل کرده است. این متغیر را باید بهعنوان یکی از اصلیترین ریسکهای این صنعت در افق میانمدت رصد کرد.
روتیها گفت: بااینحال، وجه مثبت صنعت بهمراتب گویاتر است. در برخی از نمادهای تولیدیهای مرغ، شاهد رشد محسوس حاشیه سود ناخالص بودهایم. به طور مشخص، نرخ مرغ آماده طبخ از محدوده ۱۳۰ هزار تومان بهازای هر کیلوگرم به حدود ۳۰۰ هزار تومان ارتقا یافته و نرخ مرغ زنده نیز از ۱۶۰ هزار تومان به ۲۲۰ هزار تومان رسیده است؛ رشدی که از منظر رشد حاشیه سود ناخالص برای تولیدکنندگان زنجیره طیور، سازوکار بهبود اهرم عملیاتی را فعال کرده است.
سودآوری با نرخ دستوری
وی اظهار کرد: در زیرگروه دامپروری و تولید شیر نیز گلوگاه سودآوری همواره نرخگذاری دستوری شیر خام بوده است؛ نکته مثبت این است که در ماههای اخیر دو گام قیمتی مهم برداشته شد: در دیماه سال گذشته نرخ شیر خام از ۲۳ هزار تومان به ۴۶ هزار تومان یعنی صددرصد رشد تعدیل شد و در خردادماه سال جاری نیز به ۶۰ هزار تومان ارتقا یافت. مجموع این دو افزایش، ضریب ۲.۶ برابری برای قیمت فروش ایجاد کرده که مبنای رشد سود خالص این زیرگروه خواهد بود.
این تحلیلگر بازار سرمایه توضیح داد: نکته مثبت دیگر که اهمیت راهبردی دارد، تداوم عملیات تولید در شرایط غیرمعمول جغرافیایی-سیاسی کشور است؛ این صنعت برخلاف بسیاری از صنایع وابسته به انرژی و شبکه لجستیک، از ابتدای سال با افت تولید مواجه نشده و شرکتها کما فیالسابق به تولید خود ادامه دادهاند. این پایداری عملیاتی، همان ویژگی دفاعی صنعت غذاست که در بحرانها ارزش واقعی خود را آشکار میکند.
وی تشریح کرد: اکنون به نتیجهگیری تحلیلی برسیم. در زیرگروه دامپروری و تولید شیر، طی ۸ماهه گذشته شاهد دو افزایش نرخ بودهایم؛ اگرچه حاشیه سود کاهشیافته، اما به دلیل جهش ریالی مبلغ فروش، مبلغ ریالی سود خالص رشد چشمگیری خواهد داشت و پیشبینی میشود در بسیاری از شرکتهای این زیرگروه با سودآوری جذابی روبهرو شویم.
وی افزود: در مقابل، در زیرگروه تولیدکنندگان مرغ و تخممرغ، علاوه بر رشد مبلغی فروش، در برخی نمادها شاهد بهبود حاشیه سود نیز هستیم و میتوان اظهار داشت که اوضاع این بخش از صنعت در وضعیت بسیار مناسبی قرار دارد؛ ترکیب رشد درآمد و بهبود اهرم سودآوری، این زیرگروه را به موتور اصلی بازدهی صنعت در افق یکساله تبدیل کرده است.
روتیها گفت: در پایان از منظر ارزیابی بازار سرمایه، با مقایسه سودهای پیشبینیشده شرکتهای این صنعت با قیمتهای فعلی، در بسیاری از نمادها با نسبت P/E در محدوده ۴ واحد روبهرو هستیم؛ سطحی از ضرایب سرمایهگذاری که علاوه بر حاکی بودن از ارزندگی عمیق این صنعت، در قیاس با میانگین P/E بازار نشاندهنده عدم کشف ارزش در این گروه است.
این تحلیلگر بازار سرمایه درنهایت تأکید کرد: باتوجهبه پایداری تقاضای کالاهای این صنعت، تداوم تولید و پتانسیل رشد مبلغ سود، میتوان نگاه میانمدت مثبتی به این گروه داشت؛ البته با رصد مستمر متغیرهای کلان، تحولات وارداتی نهادهها و سیاستگذاری نرخگذاری که حلقههای اتصال این صنعت به اقتصاد کلان هستند.