سرکوب قیمت شکست؛ دلار به بازار فولاد شوک داد/ گرانی بیشتر در راه است؟
به گزارش نبض بورس، بازار فولاد ایران هفته گذشته نشان داد وقتی قیمت برای مدت طولانی پایینتر از فشار واقعی هزینهها نگه داشته شود، کافی است یک محرک جدی وارد میدان شود تا واکنش بازار ناگهانی باشد. این محرک در شرایط فعلی نرخ ارز و افزایش ریسکهای سیاسی بود؛ اتفاقی که باعث شد قیمت فولاد در بخشهایی از بازار حدود ۸ تا ۱۲ درصد بالا برود.
اما نکته مهم اینجاست که این افزایش قیمت را نباید با رونق اشتباه گرفت. بازار فولاد هنوز با کمبود تقاضای واقعی روبهروست و بخشی از کالاهایی که پیشتر خریداری و در انبارها ذخیره شدهاند، میتوانند سرعت افزایش قیمت را بگیرند. به همین دلیل، احتمالاً بازار در هفته پیش رو به جای ادامه جهش، وارد مرحلهای از مکث و ارزیابی میشود.
در واقع، اکنون معادله بازار بیش از آنکه تابع عرضه و تقاضای سنتی باشد، سیاسی شده است. فعالان بازار به جای اینکه فقط میزان مصرف، موجودی انبار یا حجم عرضه بورس کالا را بررسی کنند، ناچارند نرخ ارز، تحریمها، وضعیت تجارت خارجی و تصمیمات سیاستگذار را نیز در محاسبات خود وارد کنند.
این وضعیت برای بازار فولاد ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا افزایش نرخ ارز از یک سو قیمت تمامشده و ارزش جایگزینی محصولات را بالا میبرد و از سوی دیگر صادرات را جذابتر میکند. اما اگر همین افزایش نرخ، قدرت خرید صنایع و مصرفکنندگان داخلی را کاهش دهد، نتیجه میتواند برعکس باشد: قیمت بالاتر، اما معامله کمتر.
در همین حال، خبرها از ادامه سیاست انقباضی بانک مرکزی حکایت دارد؛ سیاستی که در عملیات بازار باز نیز خود را نشان داده است. هدف چنین سیاستی کنترل نقدینگی و تورم است، اما اثر جانبی آن میتواند افزایش هزینه تأمین مالی و محدودتر شدن سرمایه در گردش بنگاهها باشد؛ موضوعی که برای فولادساز، نوردکار و تاجر فولاد خبر خوبی نیست.
یعنی درست در زمانی که قیمت کالا بالا رفته، منابع مالی برای خرید آن میتواند محدودتر شود. این همان نقطهای است که افزایش قیمت میتواند به جای ایجاد رونق، رکود را تشدید کند.
در بخش میلگرد اما یک تناقض شکل گرفته است. افزایش قیمت میلگرد میتواند تقاضا برای شمش و اسلب را از سوی تولیدکنندگان محصولات نهایی تحریک کند، بهخصوص اگر مشکل برق و گاز و محدودیتهای تولید کاهش پیدا کند. اما این تقاضا زمانی پایدار خواهد بود که محصول نهایی نیز مشتری داشته باشد. اگر نوردکار میلگرد گرانتر تولید کند ولی بازار ساختوساز و پروژههای عمرانی قدرت جذب آن را نداشته باشند، رشد قیمت شمش در نهایت با دیوار تقاضا برخورد خواهد کرد.
از طرف دیگر، فشار خارجی نیز در حال افزایش است. آمریکا اخیراً یک بانک ترکیهای را به اتهام ارتباط مالی با ایران تحریم کرده است؛ اقدامی که میتواند مسیرهای پرداخت و تجارت منطقهای را برای فعالان ایرانی پیچیدهتر کند.
اهمیت این موضوع برای فولاد کم نیست. ایران بخش مهمی از تجارت فولاد خود را از مسیر کشورهای منطقه انجام میدهد و هر محدودیت جدید در شبکه بانکی و انتقال پول میتواند هزینه معامله، ریسک وصول وجه و هزینه صادرات را بالا ببرد. در نتیجه، حتی اگر قیمت جهانی فولاد ثابت بماند، هزینه تجارت خارجی ایران میتواند افزایش پیدا کند.
در چنین شرایطی، بازار با یک دوگانگی جدی مواجه است. از یک طرف، ارز بالا رفته و قیمت فولاد را تحریک کرده؛ از طرف دیگر، سیاست پولی انقباضی، محدودیت نقدینگی و تحریمهای مالی اجازه نمیدهند این افزایش قیمت بهراحتی تبدیل به رونق معاملاتی شود.
به همین دلیل، احتمال آرامتر شدن بازار در کوتاهمدت بالاست. موجودیهایی که با قیمتهای قبلی خریداری شدهاند، هنوز در بازار حضور دارند و فروشندگان برای نقد کردن آنها ناچار به معامله خواهند بود. این موجودیها میتوانند جلوی تداوم جهش سریع قیمت را بگیرند.
اما اگر نرخ ارز در سطوح بالاتر تثبیت شود، معادله تغییر خواهد کرد. در آن صورت، قیمتهای قبلی بهتدریج از بازار حذف میشوند و فروشندگان براساس هزینه جایگزینی جدید قیمتگذاری خواهند کرد. همین مسئله میتواند کف قیمتی فولاد را بالاتر ببرد.
با این حال، افزایش قیمت بیشتر یک شمشیر دو لبه است. از یک طرف ارزش ریالی کالا و جذابیت صادرات را افزایش میدهد؛ از طرف دیگر، توان خرید مصرفکننده داخلی را کاهش میدهد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، بازار ممکن است وارد فاز «رکود تورمی» شود؛ یعنی قیمتها بالا بروند، اما حجم معاملات و مصرف واقعی پایین بماند.
در نهایت، بازار فولاد ایران در هفتههای آینده بیش از همیشه به سیاست وابسته است. عرضه و تقاضا هنوز مهماند، اما فعلاً نرخ ارز، سیاست بانک مرکزی و مسیر تحریمها دست بالاتر را دارند. اگر ارز آرام بگیرد، بازار فرصت هضم افزایش اخیر را پیدا میکند؛ اگر دوباره جهش کند، موج جدیدی از افزایش قیمت دور از انتظار نیست.
مسئله اصلی این است که بازار دیگر ظرفیت افزایش قیمت بیهزینه را ندارد. هر پله افزایش قیمت، بخشی از خریداران را از بازار خارج میکند. بنابراین ممکن است فولاد گرانتر شود، اما بازار داغتر نشود؛ درست برعکس، گرانی بیشتر میتواند همان رکودی را عمیقتر کند که فعالان بازار ماههاست با آن دستوپنجه نرم میکنند.