پروانه ساخت کامیون با دست؛ داستان اصغر قندچی و تولد ایران کاوه
از مونتاژ خودرو تا ایده تولید داخلی
در دهه ۴۰ شمسی، صنعت خودرو ایران هنوز فاصله زیادی با مفهوم تولید واقعی داشت. خودروهای سواری در کشور مونتاژ میشدند و بخشی از فعالیت خودروسازان، به وارد کردن قطعات خودرو و سرهم کردن آنها در داخل کشور محدود بود.
در همین دوره، سیاستگذاران صنعتی کشور تلاش کردند مسیر صنعت خودرو را از مونتاژ به سمت تولید تغییر دهند.
رضا نیازمند، از مدیران و تکنوکراتهای موثر در سیاست صنعتی ایران، در روایت خود از آن دوره توضیح میدهد که تصمیم وزارت اقتصاد این بود که دیگر صرفاً برای مونتاژ خودرو مجوز صادر نشود و شرکتها باید برنامهای برای ساخت خودرو در داخل کشور ارائه کنند.
حتی روایت دیدار یک مهندس آلمانی با نیازمند، به خوبی فضای آن روزها را نشان میدهد. او برای دریافت مجوز ساخت مرسدس بنز به ایران آمده بود، اما با این شرط روبهرو شد که شرکت باید برنامه مشخصی برای افزایش ساخت داخل داشته باشد.
مسئله اصلی این بود: آیا ایران واقعاً توان ساخت خودرو را داشت؟
یک فرصت ششماهه برای ساخت خودرو
در روایت نیازمند، او با فرصتی ششماهه برای راهاندازی صنعت خودرو روبهرو میشود؛ فرصتی که در صورت شکست میتوانست به پایان فعالیت او منجر شود.
راهحل، لزوماً در یک کارخانه بزرگ یا ماشینآلات پیشرفته نبود.
نیازمند به دنبال کسی میگشت که بتواند با امکانات محدود، بدنه خودرو بسازد.
همین جستوجو، مهندسان و مدیران دولتی را به سمت کارگاهی در حوالی دروازه قزوین تهران رساند؛ جایی که جوانی به نام اصغر قندچی با ابزارهای ساده، اتاق کامیون میساخت.
قندچی پیش از آن به تقویت شاسی کامیونهای ماک و بزرگتر کردن رادیاتور آنها مشغول بود. کامیونهای ماک برای شرایط جادهای آمریکا طراحی شده بودند، اما جادههای خاکی ایران، گرمای هوا و مسیرهای طولانی مشکلات دیگری ایجاد میکردند.
قندچی راهحل را در تغییر و تقویت این قطعات پیدا کرده بود.
اما کار مهمتر هنوز باقی مانده بود.
از یک گاراژ خاکی تا نمایشگاه صنعتی
نیازمند در بازدید از کارگاه قندچی با اتاق کامیونی روبهرو شد که با دست ساخته شده بود.
همین مشاهده، یک ایده را جدی کرد: اگر یک کارگاه کوچک میتواند با نیروی انسانی و ابزار محدود چنین کاری انجام دهد، شاید بتوان همین توانایی را به یک واحد صنعتی تبدیل کرد.
قندچی مأمور شد در نمایشگاه صنعتی تهران حضور پیدا کند. قرار بود یک شاسی جیپ خریداری شود و بدنه آن در همان کارگاه ساخته شود.
همزمان، برای قندچی پروانه ساخت کامیون صادر شد و برای توسعه فعالیت او نیز موضوع دریافت تسهیلات صنعتی مطرح شد.
این نقطه، آغاز تغییر مسیر یک کارگاه کوچک بود.
وقتی شاه با یک کارگر گاراژ خاکی روبهرو شد
در نمایشگاه صنعتی، قندچی خودرو و قطعاتی را به نمایش گذاشته بود که بخش مهمی از آنها در کارگاه خودش ساخته شده بود.
طبق روایت نیازمند، شاه در جریان بازدید از نمایشگاه به غرفه قندچی رفت و با محصولات او روبهرو شد.
آنچه توجه او را جلب کرد، فقط خودرو نبود.
مردی در برابر او ایستاده بود که بدون سابقه دانشگاهی و بدون یک کارخانه بزرگ، در گاراژی ساده در تهران اتاق کامیون میساخت.
قندچی درباره کارش توضیح داد و تجربهای را که از سالها کار فنی به دست آورده بود، با همان زبان ساده کارگاهی برای بازدیدکنندگان روایت کرد.
این مواجهه، تصویری روشن از یک ظرفیت پنهان در صنعت ایران بود: توان ساختن، پیش از آنکه کارخانهای برای ساختن وجود داشته باشد.
تولد ایران کاوه
بعد از این اتفاق، مسیر توسعه فعالیت قندچی به سمت ایجاد یک کارخانه صنعتی رفت.
کارگاهی که روزی کف آن خاکی بود و سقفش حصیری، حالا قرار بود به کارخانهای تبدیل شود که نامش با صنعت کامیونسازی ایران گره بخورد: ایران کاوه.
اینجا دیگر مسئله فقط ساخت یک اتاق کامیون نبود.
یک توانایی فردی داشت به ظرفیت صنعتی تبدیل میشد.
فاصله میان آن گاراژ و کارخانه ایران کاوه، فقط فاصله میان یک کارگاه و یک کارخانه نبود؛ فاصله میان «بلد بودن» و «توانستنِ صنعتی» بود.
چیزی فراتر از ماشینآلات
روایت اصغر قندچی یک نکته مهم برای امروز هم دارد.
صنعت فقط با ماشینآلات ساخته نمیشود.
سرمایه، تجهیزات، زمین و فناوری لازماند؛ اما هیچکدام بهتنهایی یک صنعت را خلق نمیکنند.
پشت هر کارخانه، پیش از آنکه دستگاهی روشن شود، باید انسانی وجود داشته باشد که جرئت کند چیزی را بسازد که تا آن روز ساخته نشده است.
داستان قندچی از همینجا اهمیت پیدا میکند.
مردی از یک گاراژ خاکی شروع کرد، اما مسیرش به کارخانهای رسید که بخشی از تاریخ صنعت خودرو و کامیونسازی ایران را شکل داد.
نخستین قسمت فصل دوم پادکست «نبض بورس» روایتی است از همین مسیر؛ از گاراژ اصغر قندچی تا ایران کاوه.
منبع اصلی روایت این قسمت، کتاب «تکنوکراسی و سیاستگذاری اقتصادی در ایران» به روایت رضا نیازمند و تدوین علیاصغر سعیدی است.
برای شنیدن روایت کامل، فایل صوتی این قسمت را در نبض بورس بشنوید.
این پادکست در سایت نبض بورس، آپارات، کانالهای تلگرامی و بهزودی در کستباکس نبض بورس منتشر میشود.