شفافیت ناقص؛ وقتی سهامدار خرد حق پرسیدن ندارد
به گزارش نبض بورس، در هفتههای اخیر و همزمان با رشد قابل توجه قیمت برخی نمادها، ناشران مطابق مقررات ملزم به برگزاری کنفرانسهای اطلاعرسانی شدند تا درباره وضعیت شرکت و عوامل اثرگذار بر قیمت سهام توضیح دهند. فلسفه این کنفرانسها، کاهش ابهام و فراهم کردن دسترسی برابر همه فعالان بازار به اطلاعات است. با این حال در سازوکار فعلی، بخش مهمی از سهامداران، بهویژه سهامداران حقیقی امکان طرح مستقیم پرسش در سامانه تدان را ندارند؛ موضوعی که میتواند مفهوم شفافیت در بازار سرمایه را با چالش مواجه کند.
بهناز اکبرپور، کارشناس بازار سرمایه در این باره گفت: در هفتههای اخیر، با توجه به رشد قابل توجه برخی نمادها ناشران طبق مقررات ملزم به برگزاری کنفرانس اطلاعرسانی و شفافسازی شدند. هر زمان ابهام معناداری در روند قیمت یا انتظارات بازار شکل میگیرد، باید امکان دسترسی برابر به توضیحات ناشر برای فعالان بازار فراهم باشد. اما مسئله اینجاست که در وضعیت فعلی، شفافسازی بهصورت کامل و برابر برای همه ذینفعان محقق نمیشود.
این کارشناس بازار سرمایه اظهار کرد: سامانه تدان با هدف طرح پرسش از ناشر و دریافت پاسخ رسمی ایجاد شده، اما در عمل سهامدار حقیقی امکان طرح مستقیم سؤال در این سامانه را ندارد و این دسترسی عمدتا در اختیار نهادهای مالی دارای مجوز قرار گرفته است. این در حالی است که بخش بزرگی از سهامداران خرد امروز صرفا معاملهگر غیرحرفهای نیستند؛ بسیاری از آنها صورتهای مالی را بررسی میکنند، تحلیل بنیادی انجام میدهند،
به گفته اکبرپور، گزارش تفسیری مدیریت را میخوانند و حتی مدلسازی و ارزشگذاری انجام میدهند؛ بنابراین حذف این گروه از فرآیند رسمی پرسشگری، با واقعیت امروز بازار و با منطق شفافیت سازگار نیست.
لزوم شفافیت در اطلاعات
وی توضیح داد: از منظر نظری هم شفافیت زمانی معنا پیدا میکند که فقط انتشار اطلاعات نباشد، بلکه امکان دسترسی عادلانه، امکان پرسش، و امکان رفع ابهام برای همه ذینفعان وجود داشته باشد. شفافیت در نسبت مستقیم با کیفیت حکمرانی و توجه به حقوق ذینفعان قابل فهم میشود بر همین اساس، اگر در بازار سرمایه امکان پرسش مؤثر فقط برای گروه خاصی وجود داشته باشد، عملاً شفافیت از یک اصل عمومی به یک امتیاز محدود تبدیل میشود.
این کارشناس بازار سرمایه تشریح کرد: در پاسخ به این مطالبه معمولا گفته میشود که سهامداران حقیقی میتوانند سؤالات خود را از طریق نهادهای مالی، سبدگردانها یا کارگزاریها منتقل کنند تا آنها در سامانه تدان ثبت کنند. اما در عمل این سازوکار کارایی لازم را ندارد. اولاً ثبت سوال در سامانه نیازمند توکن و هزینه است و بسیاری از نهادهای مالی انگیزهای برای تقبل این هزینه ندارند.
وی تاکید کرد: ثانیا تجربه فعالان بازار نشان میدهد که برخی نهادها اساسا چنین مسئولیتی را نمیپذیرند، برخی آن را مشروط به مشتری بودن یا انتقال معاملات میکنند، و برخی دیگر هم به این بهانه که پرسشها چالشی است، از طرح آن خودداری میکنند. در نتیجه، سازوکاری که قرار بوده نقش پل ارتباطی را داشته باشد، در مواردی خودش به مانع تبدیل شده است.
افزایش اعتماد عمومی به بازار
اکبرپور گفت: پیامد این وضعیت، صرفا یک محدودیت فنی یا اجرایی نیست؛ بلکه از منظر اعتماد عمومی به بازار سرمایه، مسئلهای جدی است. وقتی سهامدار خرد احساس کند که در فرآیند رسمی شفافسازی فقط شنونده است و حق پرسشگری مؤثر ندارد، بهتدریج احساس تبعیض اطلاعاتی تقویت میشود. در حالی که بازار سرمایه برای تعمیق، کارایی و جلب اعتماد پایدار، نیازمند آن است که همه ذینفعان احساس کنند در دسترسی به اطلاعات و امکان مطالبهگری، از حقوق برابر برخوردارند.
وی اظهار کرد: به نظر میرسد اصلاح این روند نهتنها ممکن، بلکه ضروری است. سادهترین راهکار این است که برای همه دارندگان کد بورسی، امکان ثبت مستقیم و محدودشده پرسش در تدان فراهم شود؛ مثلاً هر کد بورسی در هر کنفرانس بتواند تعداد مشخصی سؤال ثبت کند. اگر هم بناست همچنان نهادهای مالی واسطه باشند، باید یک سازوکار شفاف، غیرسلیقهای و قابل نظارت تعریف شود تا هیچ نهادی نتواند به دلایل تجاری، صنفی یا ملاحظات غیرشفاف، مانع طرح پرسش سهامداران شود.
اکبرپور درنهایت گفت: اگر هدف از کنفرانسهای ناشران، شفافسازی واقعی است، این شفافیت باید فراگیر، قابل دسترس و غیرانحصاری باشد. شفافیت زمانی به اعتماد منجر میشود که سهامدار خرد هم نه فقط دریافتکننده اطلاعات، بلکه برخوردار از حق پرسشگری مؤثر باشد. مطالبه دسترسی عادلانه به تدان، مطالبهای در راستای تقویت شفافیت، حکمرانی بهتر و افزایش اعتماد در بازار سرمایه است؛ نه یک خواسته حاشیهای یا صنفی.