فروتن بدون برنامه؛ چالش بانک پارسیان با بدهکاران کلان | وامهای نجومی دهه ۸۰ بدون بازپرداخت؟
به گزارش نبض بورس؛ در حالی که مردم عادی برای دریافت یک وام خرد از بانکها باید از مسیر پرپیچوخم ضامن، اعتبارسنجی، چک، سفته و انتظارهای طولانی عبور کنند، آمار رسمی بانک مرکزی از بدهکاران کلان بانک پارسیان تصویر دیگری از واقعیت نظام بانکی نشان میدهد؛ تصویری که در آن، برخی وامهای نجومی نهتنها بازنگشتهاند، بلکه آنقدر در حسابهای بانکی ماندهاند که میتوان گفت هیچ امیدی به بازگشتشان نیست!
بر اساس آخرین آمار رسمی بانک مرکزی مربوط به پایان سال گذشته، بانک پارسیان بیش از ۷۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات خالص پرداخت کرده است. از این رقم، بیش از ۱۷ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان در قالب بدهی غیرجاری ثبت شده؛ یعنی بدهیهایی که زمان بازپرداخت آنها گذشته اما هنوز خبری از وصولشان نیست. این عدد بهتنهایی نگرانکننده است، اما ماجرا زمانی جدیتر میشود که در صورتهای مالی بانک، بیش از ۷۲ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان مطالبات مشکوکالوصول دیده میشود.
مطالبات مشکوکالوصول در ادبیات بانکی به بدهیهایی گفته میشود که مدت قابلتوجهی از سررسید آنها گذشته و احتمال وصولشان پایین ارزیابی میشود. به زبان سادهتر، اینها وامهایی هستند که بانک امید چندانی به بازگشت آنها ندارد؛ وامهایی که اگر به چرخه منابع بانکی برمیگشتند، میتوانستند به هزاران متقاضی وام خرد، تولیدکننده کوچک یا خانوار نیازمند تسهیلات کمک کنند.
اما نقطه تاریکتر این پرونده، تاریخ قرارداد برخی از این تسهیلات کلان است. بررسی فهرست بدهکاران نشان میدهد بخشی از این وامها مربوط به سالهای دور، یعنی دهههای ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰ است. برخی قراردادها به سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ بازمیگردد؛ یعنی بیش از یک دهه و در مواردی نزدیک به دو دهه از زمان پرداخت آنها گذشته است. پرسش ساده اما مهم اینجاست: چطور ممکن است وامی که بیش از ۱۵ سال از قرارداد آن گذشته، هنوز تعیینتکلیف نشده باشد؟
در این مدت، چند دولت تغییر کرده، چند مدیرعامل و عضو هیئتمدیره در بانکها آمده و رفتهاند، ارزش پول ملی بارها کاهش یافته و هزینه زندگی مردم چندین برابر شده است؛ اما برخی بدهیهای کلان همچنان در همان نقطه ماندهاند: وصولنشده، بلاتکلیف و سنگین بر دوش ترازنامه بانک. این یعنی تسهیلاتی که باید در زمان مشخص بازمیگشتند، عملاً به پروندههایی مزمن تبدیل شدهاند؛ پروندههایی که نه بسته میشوند و نه پاسخ روشنی درباره آنها به افکار عمومی داده میشود.
نمونه قابلتوجه در این میان، تسهیلات پرداختشده به ذینفع واحدی با نام رستمیصفا است. طبق اطلاعات منتشرشده، بانک پارسیان در چند فقره وام، مجموعاً بیش از ۱۴ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان تسهیلات خالص به این ذینفع پرداخت کرده است. نکته مهمتر اینکه تاریخ قرارداد برخی از این تسهیلات به سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ بازمیگردد و کل این رقم به عنوان بدهی مشکوکالوصول ثبت شده است.
این یعنی بانکی که امروز برای پرداخت تسهیلات خرد به مردم عادی، سختگیرانه عمل میکند، هنوز با پروندههایی درگیر است که از زمان امضای قراردادشان تا امروز، یک نسل اقتصادی تغییر کرده است. اگر یک شهروند عادی حتی چند قسط وام خرد خود را با تأخیر پرداخت کند، بلافاصله با جریمه، اخطار، مسدودی حساب یا پیگیری ضامن مواجه میشود؛ اما در برابر بدهیهای چند هزار میلیارد تومانی که سالها از سررسیدشان گذشته، افکار عمومی هنوز پاسخ قانعکنندهای نمیبیند.
بانک پارسیان باید توضیح دهد بر چه مبنایی چنین تسهیلات عظیمی به برخی ذینفعان خاص پرداخت شده است. وثایق این وامها چه بوده؟ آیا ارزش وثایق با حجم تسهیلات تناسب داشته است؟ چرا پس از گذشت این همه سال، این بدهیها همچنان در ردیف مطالبات مشکوکالوصول قرار دارند؟ چه اقدام حقوقی مؤثری انجام شده و نتیجه آن چه بوده است؟ آیا مدیرانی که در تصویب یا تمدید این تسهیلات نقش داشتهاند، مورد بازخواست قرار گرفتهاند؟
مسئله وامهای نجومی بانک پارسیان فقط یک اختلاف مالی میان بانک و بدهکار نیست؛ مسئله اعتماد عمومی است. وقتی مردم میبینند برای وامهای کوچک باید از هفتخوان عبور کنند، اما بدهیهای هزاران میلیاردی سالها در سیستم بانکی باقی میماند، احساس بیعدالتی تقویت میشود. این احساس، برای اعتبار نظام بانکی خطرناکتر از هر عددی در صورتهای مالی است.
اکنون زمان آن رسیده که یحیی فروتن مدیرعامل بانک پارسیان بهجای سکوت، گزارش شفاف و قابل راستیآزمایی از وضعیت بدهکاران کلان، تاریخ قراردادها، وثایق، اقدامات حقوقی و میزان وصول مطالبات منتشر کند. وامهایی که بیش از یک دهه بازنگشتهاند، دیگر فقط «مطالبه بانکی» نیستند؛ نشانهای از ضعف نظارت، ناکارآمدی مدیریت و تبعیض آشکار میان مشتریان خرد و بدهکاران بزرگاند.