مهار موج تورم با ظرفیت بازار سرمایه
موج تورمی سالهای اخیر را اغلب تنها به رشد پایه پولی یا ناترازی بودجه نسبت میدهند. اگرچه این عوامل نقش اساسی دارند، اما بخش مهم و اغلب مغفولمانده تورم امروز، «تورم هزینهای ناشی از اختلال اطلاعاتی در زنجیره تأمین» است. به عبارت دیگر، بخشی از افزایش قیمتها ریشه در ناآگاهی بنگاههای تولیدی از کمبودها و ناکارآمدی بنگاههای بالادستی و ناتوانی در تطبیق با روشهای جایگزین مدیریت تولید و توزیع دارد. در چنین فضایی، بازار سرمایه میتواند نقش «سیستم عصبی هشداردهنده» اقتصاد را ایفا کند ، نقشی که در تحلیلهای رایج دستکم گرفته شده است و سه اثر مهم در اقتصاد و زیست بوم کسب کار کشور دارد:
۱. ناآگاهی زنجیرهای؛ موتور خاموش تورم
هزینههای تمامشده یک محصول نهایی، حاصل جمع هزینههای دهها ماده اولیه و خدمات میانی در زنجیره طولانی تولید است. هنگامی که بنگاه بالادستی (مثلاً یک پتروشیمی یا فولادساز) با کاهش تولید یا افزایش قیمت مواجه میشود، اثر آن به تدریج به حلقههای میانی و نهایی سرایت میکند. اما مشکل اینجاست که مدیران بنگاههای پاییندستی اغلب از کمیت و کیفیت واقعی این کاستیها با خبر نیستند. آنها یا دیر متوجه میشوند (که منجر به توقف خط تولید میشود) یا با تکیه بر بازار غیررسمی، مواد اولیه را چند برابر قیمت واقعی تهیه میکنند و هزینه را به مصرفکننده نهایی منتقل میکنند.
مثال عینی: تصور کنید یک کارخانه لوازم خانگی به ورق فولاد نیاز دارد. اگر فولادساز به دلیل نبود تقاضای مؤثر یا تحریم، تولید خود را ۲۰ درصد کاهش دهد، اما این خبر بهموقع به کارخانه لوازم خانگی نرسد. کارخانه یا مجبور به توقف تولید میشود (کاهش عرضه و افزایش قیمت محصول نهایی) یا از بازار آزاد با قیمت گزاف خرید میکند. در هر دو حالت، تورم تحمیل میشود. یک بازار سرمایه شفاف و پویا میتواند این خبر را از طریق تغییر قیمت سهام فولادساز، گزارشهای فصلی و شفافیت اطلاعاتی پیش از وقوع بحران، به همه ذینفعان برساند.
۲. تعطیلی بازار سرمایه؛ مسیریابی نقدینگی به سمت سفتهبازی
بازار سرمایه (شامل بورس اوراق بهادار، فرابورس و بازار مشتقه) کارکردهای دوگانه دارد:
- کارکرد مولد: تأمین مالی بنگاهها و پروژهها.
- کارکرد جذب نقدینگی: ایجاد سپری در برابر هجوم نقدینگی به بازارهای غیرمولد (ارز، طلا، مسکن، خودرو).
اما هرگاه به بهانه «پیشگیری از حباب» یا «تنظیم هیجانی»، بازار سرمایه با تعطیلیهای مکرر، دامنه نوسان افراطی، یا دستکاری قیمت مواجه شود، عملاً سیگنال «بازار سرمایه غیرقابل اعتماد است» به فعالان اقتصادی مخابره میگردد. در چنین شرایطی، حتی سرمایهگذاران حرفهای نیز نقدینگی خود را از بازار خارج و به سمت بازارهای موازی سوق میدهند. نتیجه؟ تشدید تقاضای سفتهبازانه برای داراییهای فیزیکی و ارزی که خود به موتور محرک تورم تبدیل میشوند. بررسی دادههای تاریخی ایران نشان میدهد که در دورههای رکود سنگین بورس (مثل نیمه دوم ۱۳۹۹)، شاخص قیمت مسکن و طلا رشدهای بالای چندماهه را تجربه کردهاند، رابطهای که به سختی میتوان آن را تصادفی تلقی کرد.
۳. بازگشایی پلکانی و هدفمند؛ نه یک اقدام مقطعی، بلکه یک استراتژی
منظور از «بازگشایی پلکانی و هدفمند»، باز کردن یکباره درهای بازار برای ورود همه نقدینگی بدون کنترل نیست. بلکه مقصود طراحی یک نقشه راه تدریجی است که همزمان با شفافسازی اطلاعات بنگاهها، تقویت نهادهای ناظر و آموزش سهامداران خرد، محدودیتهای غیراصولی را کنار بگذارد.
سه محور اساسی این استراتژی عبارتند از:
محور اول: شفافیت اطلاعاتی و حلقه گمشده آمار
- الزام کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس به افشای فوری رویدادهای مهم زنجیره تأمین (از جمله تغییر قیمت یا حجم مواد اولیه بالادستی، اختلال در حملونقل، تغییر نرخ ارز نهادهها).
- راهاندازی سامانه «پایش زنجیره ارزش» که بتواند اثر یک اختلال در صنعت بالادستی را بر قیمت سهام شرکتهای پاییندستی شبیهسازی کند.
محور دوم: طراحی ابزارهای مالی برای جذب و هدایت نقدینگی
- انتشار گسترده اوراق گواهی سپرده کالایی (مثلاً برای محصولات پتروشیمی و فلزات) تا سرمایهگذاران خرد بتوانند بدون نیاز به انبارداری فیزیکی، در کالاهای اساسی سرمایهگذاری کنند و تقاضا از بازار نقدی کالا کاهش یابد.
- راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری زنجیرهای (مثلاً صندوق پروژه توسعه معدن و فولاد) تا نقدینگی مستقیماً به افزایش ظرفیت تولید بالادستی هدایت شود و نه به سفتهبازی.
محور سوم: اصلاح ساختار نظارتی و جلوگیری از دستکاری
- ایجاد واحد مستقل «پایش تورم زنجیرهای» در سازمان بورس که مستقیماً قیمتهای معاملات بلوکی و معاملات مرتبط با شرکتهای مادر را رصد کند.
- بازتعریف دامنه نوسان به صورت پویا (نه ثابت ۵-۲۰ درصد) بر اساس نوسانپذیری تاریخی هر صنعت، تا هم از ریزشهای آبشاری جلوگیری شود و هم سیگنالدهی قیمت مختل نگردد.
۴. از مهار تورم تا تأمین مالی مولد: نوید یک چرخه مثبت
اگر بازار سرمایه با این رویکرد پلکانی بازگشایی شود، دو مسیر مکمل برای کاهش تورم فعال میگردد:
- مسیر کوتاهمدت: با بازگشت اعتماد و کاهش ریسک حاکمیتی، بخشی از نقدینگی سرگردان (حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار میلیارد تومان تخمین زده میشود) به سمت بازار سرمایه جذب میشود. این جذب به معنای کاهش فشار فوری بر بازار ارز و طلا است – بدون آنکه تزریق پول جدیدی صورت گیرد، فقط بازتخصیص نقدینگی اتفاق میافتد.
- مسیر بلندمدت: بنگاههای تولیدی میتوانند از طریق افزایش سرمایه از محل سهامداران یا انتشار اوراق، پروژههای جدید راهاندازی کنند. افزایش ظرفیت تولید، بدون تحمیل بار مالی بر بودجه دولت، نهایتاً به کاهش قیمتها یا جلوگیری از افزایش بیشتر آنها منجر میشود.
هشدار: تکرار اشتباهات تاریخی ممنوع!
تجربه تلخ سالهای ۱۳۸۴-۱۳۹۰ نشان داد که دخالت دستوری در بازار سرمایه (مثل تعیین نرخ سود بانکی بالاتر از بازدهی بازار، یا اعمال دامنه نوسان صفر درصدی در بحرانها) نه تنها تورم را مهار نکرد، بلکه عملاً بازار سرمایه را برای سالها به کما برد و اقتصاد را به بانکمحوری و تورم بانکی معطوف داشت. تنها راه مهار موج تورم از مجرای بازار سرمایه، آزادی مشروط توأم با شفافیت و نظارت هوشمند است؛ نه تعطیلی و نه رهاسازی مطلق.
جمعبندی:
بازار سرمایه از یک ساختار سنتی مالی تا یک نظام پیوسته اطلاعاتی و تصمیم ساز هوشمند
مهار تورم با ظرفیت بازار سرمایه، فراتر از یک دستورالعمل ساده برای بازگشایی بورس است. این رویکرد مستلزم بازتعریف نقش بازار سرمایه به عنوان زیرساخت ملی شفافیت هزینهها و کانال هدایت نقدینگی به سمت تولید است. اگر سیاستگذار بتواند اعتماد را با شفافیت و نظارت را با انعطاف پیوند بزند، آنگاه بورس نه فقط بازاری برای سوداگری، بلکه یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاست ضدتورمی و هدایت درست نقدینگی در کشور خواهد بود، ابزاری که همزمان نقدینگی را مدیریت میکند، هزینههای تولید را شفاف میسازد و تأمین مالی سرمایهگذاری را تسهیل مینماید و در نهایت می تواند بستری برای اقتصاد مردم بنیان باشد.
جواد وکیلی / تحلیلگر ارشد و فعال بازار سرمایه