فولاد ایران روی لبه تیغ/ ارز پایین آمد، بورس شیر عرضه را بست
به گزارش نبض بورس، اولین ضربه به قیمت فولاد از سمت ارز وارد شد. عقبنشینی نرخ ارز در ابتدای هفته، انتظارات فروشندگان را پایین آورد و محصولاتی که در هفتههای گذشته با نرخهای پایینتر خریداری شده بودند، آماده ورود به بازار شدند. همین موجودیها فعلاً مهمترین وزنه در سمت کاهشی بازار هستند.
اما درست زمانی که بازار در حال تخلیه فشار فروش بود، یک متغیر جدید وارد بازی شد: نقدینگی. با افزایش پیشپرداخت معاملات برخی محصولات فولادی در بورس کالا از ۱۰ به ۳۰ درصد و سختتر شدن سقف خرید، خریدار برای تأمین همان حجم قبلی باید سرمایه بیشتری کنار بگذارد. نتیجه میتواند ساده اما مهم باشد؛ بخشی از تقاضا دیگر توان حضور در حجم قبلی را ندارد.
اینجا نقطهای است که بازار ممکن است وارد فاز عجیبی شود. اگر کارخانهای نتواند مواد اولیه و محصول را با نقدینگی موردنیاز تأمین کند، کاهش تولید یکی از گزینههاست. تولیدکننده دیگری ممکن است ترکیب تولید خود را تغییر دهد و به سمت شمش القایی برود. در هر دو حالت، خروج بخشی از ظرفیت تولید ورق و میلگرد یعنی عرضه کمتر در هفتههای آینده.
بنابراین بازار با دو روایت متضاد روبهرو شده است.
روایت اول میگوید قیمت هنوز جا برای کاهش دارد؛ ارز پایین آمده، کالاهای ارزان خریداریشده در بازار وجود دارد و در روزهای پایانی ماه نیز معمولاً نقدینگی بازار ضعیفتر میشود. اگر این سه عامل ادامه پیدا کنند، فروشنده برای تبدیل موجودی به پول ممکن است تخفیف بیشتری بدهد.
اما روایت دوم میگوید چیزی که از روی تابلو حذف میشود، الزاماً تقاضا نیست. ممکن است خریدها فقط از مسیر رسمی فاصله بگیرند. وقتی شمش، اسلب یا محصول نهایی کمتر از نیاز بازار عرضه شود، خریدار همچنان کالا میخواهد؛ فقط باید آن را در کانالهای دیگری پیدا کند. در این سناریو، کاهش معاملات بورس کالا میتواند با افزایش معاملات خارج از بورس همراه شود.
از طرف دیگر، بحث تثبیت قیمتها نیز به فضای بازار اضافه شده است. اظهارات اخیر درباره برنامه دولت برای کنترل و تثبیت قیمتها در یک بازه ششماهه، این برداشت را تقویت کرده که سیاستگذار در حال استفاده از ابزارهای مختلف برای مهار موج افزایشی قیمتهاست. البته ارتباط مستقیم این برنامه با تصمیمات فولاد بهصورت رسمی اعلام نشده و بازار بیشتر از زاویه سیاست کلی کنترل قیمتها آن را دنبال میکند.
فولادیها اما در طرف دیگر این معادله قرار دارند. برای کارخانهای که هزینه انرژی، مواد اولیه، دستمزد و سرمایه در گردش دارد، محدود شدن فروش و کاهش گردش نقدینگی مستقیماً روی سودآوری اثر میگذارد. بنابراین احتمال مقاومت تولیدکنندگان در برابر تداوم محدودیتها موضوعی است که بازار باید از هفته آینده جدیتر دنبال کند.
با این حال، یک متغیر میتواند تمام محاسبات بورس کالا را برهم بزند: نرخ ارز.
اگر ارز دوباره وارد مسیر صعودی شود، حتی محدودیت معامله در بورس کالا هم نمیتواند بهتنهایی مانع افزایش ارزش ریالی فولاد شود. در چنین شرایطی، فروشنده ممکن است ترجیح دهد کالا را نگه دارد، معامله اعتباری را محدود کند یا بخشی از فروش را خارج از بورس انجام دهد. نتیجه میتواند کاهش عرضه رسمی و شکلگیری فاصله میان قیمتهای تابلویی و قیمت واقعی بازار باشد.
به همین دلیل، بازار فولاد ایران فعلاً در نقطهای قرار گرفته که یک بخشنامه میتواند حجم معاملات را تغییر دهد، اما الزاماً نمیتواند منطق قیمت را تغییر دهد. اگر ارز نزولی بماند، موجودیهای ارزان و کمبود نقدینگی میتوانند فشار کاهشی را حفظ کنند؛ اگر ارز برگردد، همین محدودیت عرضه میتواند اثر افزایشی آن را شدیدتر کند.
در چنین بازاری، برنده الزاماً کسی نیست که زودتر خرید کند؛ کسی دست بالاتر را دارد که نقدینگی کافی داشته باشد و مجبور نباشد در اوج نوسان تصمیم بگیرد. سال فولاد ایران هنوز تمام نشده و به نظر میرسد بازی اصلی از اینجا به بعد، بین «ارز» و «عرضه» خواهد بود.