فولاد بین نفت گران و تقاضای ضعیف گیر کرد/ ایران و هرمز در کانون بازار
به گزارش نبض بورس، در هفته گذشته نفت برنت از ۹۱.۹۸ دلار به ۱۰۴.۴۷ دلار رسید؛ جهشی که مستقیماً هزینه انرژی، حملونقل و زنجیره تأمین مواد اولیه فولاد را تحت تأثیر قرار میدهد. همین رشد هزینهها یکی از دلایل افزایش نرخ سنگآهن، گندله و در ادامه محصولات فولادی است. در چنین شرایطی حتی اگر تقاضا ضعیف باشد، کاهش قیمت برای تولیدکننده به معنای فشار بیشتر بر حاشیه سود خواهد بود.
سنگآهن البته برخلاف نفت مسیر متفاوتی داشت و از ۹۹.۴۸ دلار به ۹۷.۷۵ دلار به ازای هر تن سیافآر چین کاهش یافت. اما این افت محدود نتوانسته فشار ناشی از افزایش هزینههای انرژی و حمل را خنثی کند. قراضه نیز در ترکیه از ۳۸۰ دلار به ۳۹۰ دلار به ازای هر تن سیافآر رسید و نشان داد هزینه مواد اولیه در بخش مهمی از بازار همچنان رو به افزایش است.
در بازار محصولات فولادی، شمش فوب دریای سیاه روی ۴۶۵ دلار ثابت ماند و اسلب نیز در ۴۷۰ دلار بدون تغییر باقی ماند. ورق سیاه فوب دریای سیاه نیز در ۵۲۵ دلار تثبیت شد. اما میلگرد ترکیه برخلاف این محصولات افزایش داشت و از ۵۹۵ دلار به ۶۰۵ دلار به ازای هر تن فوب رسید. این رشد ۱۰ دلاری در شرایطی اتفاق افتاده که تقاضای جهانی همچنان ضعیف است و همین موضوع نشان میدهد افزایش قیمت بیشتر از سمت هزینه و محدودیت کاهش نرخ تغذیه میشود تا یک رونق واقعی مصرف.
در چین، فشار حاشیه سود به مرحلهای رسیده که برخی کارخانهها به دنبال کاهش تولید هستند. این تصمیم از یک منطق ساده اقتصادی پیروی میکند؛ وقتی قیمت فروش توان رشد متناسب با هزینه تولید را ندارد، کاهش تولید یکی از معدود راههای کنترل زیان است. بنابراین بازار فولاد ممکن است همزمان با افزایش قیمت برخی مواد اولیه، شاهد کاهش تولید و محدود شدن عرضه نیز باشد.
در این میان، تنشهای منطقهای نیز به پیچیدگی بازار اضافه کرده است. گسترش نااطمینانی از تنگه هرمز به مسیرهای مرتبط با بابالمندب، ریسک حملونقل و بیمه را بالا برده و خریداران را محتاطتر کرده است. وقتی فعال بازار نمیداند هزینه حمل در محموله بعدی چقدر خواهد بود یا مسیر تجارت تا چه اندازه قابل اتکا باقی میماند، طبیعی است که خرید را عقب بیندازد و منتظر روشنتر شدن شرایط بماند.
ایران در مرکز این معادله قرار دارد. ادامه تنش میان ایران و آمریکا میتواند هم بر ریسک منطقهای، هم بر هزینه تجارت و هم بر انتظارات بازارهای مواد اولیه و فولاد اثرگذار باشد. تا زمانی که چشمانداز این مناقشه روشن نشود، بازارها با یک «پرمیوم ریسک» معامله خواهند شد؛ یعنی حتی در شرایط تقاضای ضعیف، کاهش قیمتها ممکن است به دلیل هزینههای بالاتر انرژی و حمل با مقاومت روبهرو شود.
از سوی دیگر، فشار اقتصادی فقط به فولاد محدود نمیشود. افزایش هزینه انرژی و سوخت، بالا رفتن هزینه تأمین مالی و نگرانی کشورهای منطقه درباره منابع مالی، میتواند سرمایهگذاری و مصرف را محدودتر کند. در آمریکا نیز افزایش هزینه سوخت و نرخهای بالاتر تأمین مالی، فشار مضاعفی بر فعالیت اقتصادی وارد میکند. اگر این روند طولانی شود، کاهش تقاضا میتواند از فولاد فراتر رفته و بازار کار و سرمایهگذاری را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بازار فولاد در چنین شرایطی در یک دوراهی گرفتار شده است: از یک سو خریدار توان یا تمایل خرید بیشتر ندارد و از سوی دیگر تولیدکننده نمیتواند با افزایش هزینهها، قیمت فروش را پایین بیاورد. همین تضاد میتواند به کاهش معاملات، افت تولید و در نهایت فشار بیشتر بر اشتغال منجر شود؛ چرخهای که اگر طولانی شود، خودش به عاملی برای تشدید رکود تبدیل خواهد شد.
در مجموع، تصویر هفته گذشته نشان میدهد بازار فولاد نه با کمبود تقاضا توانسته قیمتها را پایین بکشد و نه با افزایش هزینهها توانسته وارد یک موج صعودی واقعی شود. نفت بالای ۱۰۴ دلار، قراضه ۳۹۰ دلاری و میلگرد ۶۰۵ دلاری از یک طرف قرار دارند و تقاضای ضعیف، حاشیه سود فشرده و احتیاط خریداران از طرف دیگر. برای ایران، مسیر آینده بیش از هر چیز به تحولات سیاسی و امنیتی منطقه و میزان مقاومت تقاضای داخلی و صادراتی بستگی دارد؛ اگر نااطمینانی ادامه پیدا کند، بازار احتمالاً بیشتر از آنکه شاهد جهش مصرف باشد، با کاهش معامله و افزایش هزینه روبهرو خواهد بود.