حمایت روی کاغذ؛ سهامداران همچنان در انتظار عمل | چه خبر از وام ۲۰۰ میلیون تومانی و طرح همیار؟
به گزارش نبض بورس، بازار سرمایه طی یک سال اخیر زیر سایه دو جنگ و تشدید ریسکهای سیاسی قرار داشت. این شرایط نهتنها شاخصها را تحتفشار قرارداد، بلکه اعتماد سهامداران خرد را نیز تضعیف کرد.
در چنین فضایی، سازمان بورس وعده اجرای طرحهای حمایتی متعددی را مطرح کرد؛ اما فاصله میانوعدهها و اجرای واقعی آنها، اکنون به یکی از نقاط انتقادی فعالان بازار تبدیل شده است.
طرح «همیار»؛ بیمه سبد سهام با نتیجهای نامشخص
پس از جنگ ۱۲ روزه، سازمان بورس در تیرماه سال گذشته از عرضه اوراق اختیار فروش تبعی «همیار» خبر داد. بر اساس اطلاعیه بورس تهران، این اوراق باهدف حمایت از سهامداران حقیقی از ۲۳ تیرماه تا ۳۱ تیرماه عرضه شد و ملاک برخورداری از آن، حداکثر ارزش پرتفوی سهامدار در تاریخ ۱۷ تیرماه تا سقف ۵۰۰ میلیون تومان بود.
هدف از اجرای این طرح، ایجاد پوشش ریسک برای سرمایهگذاران خرد بیان شد؛ گروهی که معمولاً توان مالی یا دانش تخصصی کافی برای مدیریت نوسانات شدید بازار را ندارند. سهامداران واجد شرایط میتوانستند با خرید یک واحد از این اوراق به قیمت یک ریال، در صورت حفظ ترکیب سبد خود تا سررسید، از تضمین بازدهی تا سقف ۲۰ درصد بالاتر از ارزش سبد برخوردار شوند.
باوجوداین وعدهها، اکنون و باگذشت مدت قابلتوجهی از سررسید طرح، همچنان اطلاعیههای جدیدی از سوی سازمان بورس درباره «در حال انجام بودن محاسبات» و تعیین افراد واجد شرایط منتشر میشود. صندوق تثبیت بازار سرمایه نیز اعلام کرده است که مابهالتفاوت بازدهی تضمینشده و بازدهی واقعی پرتفوی مشمولان دراسرعوقت پرداخت خواهد شد.
اما همین موضوع مسئلهساز است. اگر سازوکار طرح از ابتدا مشخص بوده و دادههای پرتفوی سهامداران در سامانههای معاملاتی ثبت شده است، چرا فرایند تعیین مشمولان و پرداخت مابهالتفاوت با چنین تأخیری همراه شده است؟ آیا زیرساخت اجرایی این طرح پیش از اجرا بهاندازه کافی آماده بوده است؟
طرحی تبلیغاتی برای کاهش نگرانی
طرح «همیار» از نظر طراحی، میتوانست یکی از ابزارهای مؤثر برای کاهش نگرانی سهامداران خرد باشد. استفاده از اوراق اختیار فروش تبعی بهعنوان ابزار بیمهای، در بسیاری از بازارهای مالی روشی شناختهشده برای مدیریت ریسک است.
بااینحال، کارآمدی هر ابزار حمایتی تنها به اجراییشدن آن وابسته نیست؛ بلکه سرعت اجرا، شفافیت اطلاعرسانی و پایبندی به زمانبندی اعلامشده نیز نقش مهمی دارد. در اصل اگر این موارد بهدرستی اجرایی نشود، شاهد روندی معکوس درنتیجه بخشی این طرحها خواهیم بود.
در خصوص طرح همیار، تأخیر در نهاییشدن محاسبات و پرداخت مزایا، این ذهنیت را در میان گروهی از سهامداران ایجاد کرده است که حمایتهای اعلامی بیش از اجرایی باشند، جنبه تبلیغاتی دارند.
وام ۲۰۰ میلیونی؛ وعدهای که بهکندی پیش میرود
موضوع دیگری که در ماههای اخیر با حاشیههای فراوان همراه بوده، پرداخت وام ۲۰۰ میلیونتومانی با وثیقه قراردادن سهام است. این طرح پس از بازگشایی بازار سهام و در فضای پس از جنگ ۴۰ روزه، بهعنوان یکی از مهمترین برنامههای حمایتی از سهامداران معرفی شد.
بر اساس اعلام اولیه، سهامداران میتوانستند بدون نیاز به ضامن و تنها با توثیق پرتفوی بورسی خود، تسهیلات بانکی دریافت کنند. همچنین وعدهدادهشده بود که فرایند بررسی و پرداخت وام حداکثر ظرف ۶ روز کاری انجام شود و پرداخت تسهیلات از خردادماه ۱۴۰۵ آغاز گردد.
بااینحال، پیگیریهای نبض بورس نشان میدهد بخش عمدهای از متقاضیان همچنان موفق به دریافت این وام نشدهاند. هرچند برای برخی از افراد پیامکهای مربوط به تأیید اولیه ارسال شده، اما مرحله نهایی پرداخت در بسیاری از موارد متوقف مانده است.
کدام نهاد مسئول اخیر پرداخت وام است؟
بررسیها حاکی از آن است که یکی از دلایل اصلی این تأخیر، محدودیت منابع مالی بانکهای عامل عنوان میشود. اما مسئله اساسی اینجاست که نظر سهامداران تفاوتی ندارد که مسئول تأخیر اصلی کیست؟ بانکها یا سازمان بورس؛ بلکه نتیجه برای آنها اهمیت دارد که چه زمانی قرار وام دریافت کنند؟
آغاز نیمهجان پرداخت وام
حمید یاری، معاون نظارت بر بورسها و ناشران سازمان بورس، گفتوگو با نبض بورس اعلام کرده بود که بخشی از بانکها فرایند پرداخت تسهیلات را آغاز کردهاند و تعدادی از متقاضیان نیز موفق به دریافت وام شدهاند.
وی همچنین تأکید کرده بود که هدف اصلی این طرح، صرفاً پرداخت یک وام مقطعی نیست، بلکه ایجاد زیرساختی دائمی برای وثیقهگذاری سهام و دریافت تسهیلات بر پایه داراییهای بورسی است.
این نوع توضیحات را میتوان از منظر سیاستگذاری قابلقبول دانست؛ اما مسئله اساسی مربوط به بازار سرمایه است. باتوجهبه روند اعتمادسازی در این بازار نباید از ابزارهای استفاده کرد که در بلندمدت و با معضلات قابلیت اجراییشدن دارند؛ چراکه میتوانند باعث کاهش اعتماد در بازار شوند.
درست است ایجاد زیرساخت دائمی برای وثیقهگذاری سهام اقدامی مثبت است، اما باتوجهبه اینکه در شرایط فعلی بسیاری از سهامداران این طرح را دریافت وام با سرعت بالا و بدون ضامن میدانند؛ عدم تحقق آن میتواند اعتماد را از بازار فراری دهد.
بیاعتمادی؛ عامل خروج نقدینگی از بازار
بهطورکلی، سازمان بورس در طی یکسال اخیر با برنامههای متعدد تلاش کرده که ابزارهای مختلفی برای حمایت از سهامداران و کاهش فشار از سهامداران معرفی کند. اما مسئله اساسی اینجاست که سازمان بورس این ابزارها بدون نتیجه و پیگیری رها کرده است.
به بیان سادهتر سازمان بورس تنها گام اساسی برای معرفی این ابزارها برداشته و در اقدامات بعدی اینکه، توسعه این ابزارها و پیگیری نتیجه انها گام چندان محکمی برنداشته و همین موضوع باعث بی اعتمادی در بازار شده است.
اگر این روند همچنان ادامه یابد، همانند گذشته شاهد خروج نقدینگی از بازار سهام خواهیم بود و دوباره بورس روزهای تلخی را تجربه خواهد کرد.