فولاد و ارزش هر قطره/ قضاوت درباره صنایع آببر تنها با حجم مصرف آب گمراهکننده است
به گزارش نبض بورس، بحران آب طی سالهای اخیر به یکی از جدیترین دغدغههای توسعه اقتصادی کشور تبدیل شده است. کاهش بارندگیها، افت سطح سفرههای زیرزمینی و افزایش فشار بر منابع آبی باعث شده است که موضوع مصرف آب در بخشهای مختلف اقتصادی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی، تنها میزان مصرف آب نمیتواند معیار مناسبی برای قضاوت درباره عملکرد صنایع باشد، بلکه آنچه اهمیت بیشتری پیدا میکند، میزان ارزش اقتصادی است که از هر واحد آب مصرفشده در صنایع گوناگون ایجاد میشود.
در همین چارچوب، پژوهشی که توسط محمود اولاد و همکاران او انجام شده و بر دادههای کارگاههای صنعتی دارای بیش از ۱۰ نفر نیروی انسانی استوار است، تصویری متفاوت از مصرف آب در صنایع کشور ارائه میدهد. این مطالعه بهجای تمرکز صرف بر حجم آب مصرفی، شاخص بهرهوری اقتصادی آب را مورد بررسی قرار داده است؛ شاخصی که نشان میدهد هر متر مکعب آب تا چه اندازه به خلق ارزش افزوده اقتصادی منجر میشود.
نتایج این پژوهش نشان میدهد همه صنایع از منظر بهرهوری آب در یک سطح قرار ندارند. برخی صنایع با وجود مصرف قابل توجه آب، ارزش افزوده محدودی ایجاد میکنند. در مقابل، گروهی دیگر از صنایع قادرند با مصرف مشابه یا حتی کمتر، محصولات و ارزش اقتصادی بیشتری تولید کنند. این تفاوت، اهمیت توجه به بهرهوری را در سیاستگذاریهای مرتبط با آب و صنعت دوچندان میکند.
براساس یافتههای این پژوهش، صنایع غذایی و همچنین صنایع معدنی غیرفلزی از جمله تولیدکنندگان سیمان، کاشی و آجر در میان گروههایی قرار دارند که نسبت ارزش افزوده به آب مصرفی در آنها پایینتر از بسیاری از صنایع دیگر است. به عبارت دیگر، حجم آب مصرفشده در این صنایع در مقایسه با ارزش اقتصادی ایجادشده، رقم قابل توجهی محسوب میشود. در مقابل، صنایع فلزی و بهویژه زنجیره فولاد جایگاهی متفاوت دارند. این صنایع در ردههای میانی تا بالای جدول بهرهوری آب قرار گرفتهاند و به ازای هر مترمکعب آب مصرفی، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به بسیاری از صنایع دیگر ایجاد میکنند. چنین عملکردی نشان میدهد که ارزیابی صنایع صرفاً بر مبنای حجم مصرف آب میتواند تصویری ناقص و گاه گمراهکننده از واقعیت ارائه دهد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که کشور با محدودیت منابع آبی مواجه باشد. در شرایط کمآبی، یکی از مهمترین پرسشهای سیاستگذاران این است که منابع محدود آب باید در اختیار کدام فعالیتهای اقتصادی قرار گیرد تا بیشترین بازده اقتصادی و اشتغالزایی حاصل شود. در چنین معادلهای، شاخص بهرهوری آب میتواند بهعنوان یکی از معیارهای تصمیمگیری مورد استفاده قرار گیرد و نتایج این پژوهش نشان میدهد که صنعت فولاد از منظر اقتصادی عملکرد قابل دفاعی دارد.
البته این واقعیت به معنای بینیازی صنعت فولاد از اصلاح و بهبود نیست. طی سالهای گذشته بسیاری از واحدهای فولادی کشور به سمت استفاده از سامانههای بازچرخانی آب، کاهش برداشت از منابع طبیعی و بهرهگیری از فناوریهای نوین مدیریت مصرف حرکت کردهاند. ادامه این روند میتواند میزان وابستگی این صنعت به منابع آب شیرین را بیش از پیش کاهش دهد و جایگاه آن را در میان صنایع بهرهور کشور تقویت کند.
در نهایت، بررسی شاخص بهرهوری آب نشان میدهد که نگاه به صنایع آببر باید فراتر از اعداد خام مصرف باشد. آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، میزان ارزشی است که از هر قطره آب به دست میآید. بر این اساس، صنعت فولاد نهتنها یکی از پیشرانهای تولید و اشتغال کشور محسوب میشود، بلکه در مقایسه با بسیاری از صنایع دیگر توانسته است بهرهوری اقتصادی بالاتری از منابع آبی در اختیار خود ایجاد کند.