راز رشد شاخص کل پس از جنگ؛ کدام صنایع برنده بازار جدید هستند؟
به گزارش نبض بورس، سعید فدوی کارشناس بازار سرمایه | بورس تهران پس از عبور از روزهای پرتنش جنگ و ورود به فضای آتشبس، یکی از متفاوتترین دورههای خود را تجربه میکند. شاخص کل طی تنها ۱۴ روز کاری بیش از ۲۵ درصد رشد کرده، اما آیا این رشد به معنای بهبود شرایط برای همه صنایع است؟ بررسیها نشان میدهد در شرایط فعلی، تصویر واقعی بازار دیگر در شاخصها خلاصه نمیشود و برندگان و بازندگان این دوره را باید در دل صنایع جستوجو کرد.
بورس وارد فاز «بازتنظیم ریسک» شده است
بازار سرمایه در هفتههای اخیر وارد مرحلهای شده که میتوان آن را دوره «بازتنظیم ریسک» نامید. همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در ۹ اسفند، تبادل آتش میان ایران و آمریکا-اسرائیل و سپس ورود به فضای آتشبس، انتظارات فعالان اقتصادی دستخوش تغییر شده است.
در چنین فضایی، قضاوت درباره وضعیت بورس صرفاً بر مبنای شاخص کل یا حتی شاخص هموزن میتواند گمراهکننده باشد. واقعیت این است که اثر تحولات اخیر بر صنایع مختلف یکسان نبوده و تفاوتهای معناداری میان گروههای بورسی ایجاد شده است.
رشد ۲۵ درصدی شاخص کل؛ اما با یک ملاحظه مهم
شاخص کل بورس در زمان تعطیلی بازار روی سطح ۳ میلیون و ۵۹۶ هزار واحد قرار داشت. پس از بازگشایی بازار با حمایتهای سازمان بورس و سایر نهادهای متولی، این شاخص طی ۱۴ روز معاملاتی به ۴ میلیون و ۴۹۳ هزار واحد رسید که بیانگر رشد حدود ۲۵ درصدی است.
با این حال، یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود؛ در پی پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ، نماد معاملاتی ۴۲ شرکت که نزدیک به ۳۰ درصد ارزش کل بازار را در اختیار دارند، متوقف شد. موضوعی که میتواند بر نحوه شکلگیری قیمتها و همچنین تصویر ارائهشده از شاخصها تأثیرگذار باشد.
چرا شاخصها دیگر معیار کافی برای تحلیل بازار نیستند؟
شاخصهای بورسی ذاتاً میانگینی از عملکرد شرکتها هستند. در شرایط عادی، این میانگین میتواند تصویری کلی از وضعیت بازار ارائه دهد، اما در دورههای پرابهام اقتصادی و سیاسی، میانگینها قادر به نمایش تفاوتهای عمیق میان صنایع نیستند.
ممکن است شاخص کل تغییر محدودی را نشان دهد، اما در واقعیت برخی صنایع در مسیر رشد قرار گرفته باشند و برخی دیگر با فشارهای جدی مواجه شوند. به همین دلیل، تحلیل صنعتمحور بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
صنایع صادراتی و وارداتی؛ اولین قربانیان تغییرات لجستیکی
یکی از مهمترین کانالهای اثرگذاری در شرایط فعلی، حوزه تجارت خارجی و حملونقل است.
صنایع صادراتمحور و وارداتمحور بیش از سایر گروهها از تغییر هزینههای لجستیک، بیمه و دسترسی به مسیرهای تجاری تأثیر میپذیرند. حتی در صورت کاهش تنشهای سیاسی، افزایش هزینه حملونقل یا محدودیتهای بیمهای میتواند حاشیه سود بسیاری از شرکتها را تحت فشار قرار دهد.
بنابراین، ارزیابی چشمانداز این صنایع بدون توجه به تحولات حوزه تجارت خارجی امکانپذیر نیست.
نرخ ارز؛ فرصتی برای برخی صنایع و تهدیدی برای برخی دیگر
نرخ ارز همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده سودآوری شرکتها محسوب میشود.
برای صنایع صادراتی، رشد نرخ ارز میتواند درآمدهای ریالی را افزایش دهد و سودآوری اسمی را بهبود بخشد. در مقابل، صنایع وابسته به مواد اولیه، تجهیزات و ماشینآلات وارداتی با افزایش هزینه تولید روبهرو میشوند.
به همین دلیل، تأثیر نوسانات ارزی بر صنایع مختلف کاملاً متفاوت است و نمیتوان تنها بر اساس روند کلی بازار درباره همه گروهها قضاوت کرد.
انرژی؛ ریسک پنهان صنایع بزرگ بورسی
بخش قابل توجهی از شرکتهای بزرگ بازار سرمایه، بهویژه صنایع کامودیتیمحور، وابستگی بالایی به انرژی دارند.
هرگونه تغییر در قیمت انرژی، محدودیتهای تأمین یا سیاستهای تخصیص منابع میتواند مستقیماً بر حاشیه سود این شرکتها اثر بگذارد. از این رو، حتی در شرایطی که ریسکهای سیاسی کاهش یافتهاند، ریسکهای داخلی همچنان میتوانند عملکرد برخی صنایع را تحت تأثیر قرار دهند.
صنایع مصرفی در انتظار بازگشت تقاضا
گروهی دیگر از صنایع بیش از هر چیز به وضعیت تقاضای داخلی وابسته هستند.
افزایش نااطمینانی اقتصادی معمولاً باعث احتیاط بیشتر خانوارها و بنگاهها در تصمیمهای مصرفی و سرمایهگذاری میشود. در چنین شرایطی، فروش و جریان نقدی شرکتهای فعال در حوزه کالاها و خدمات مصرفی میتواند تحت فشار قرار گیرد.
در نتیجه، چشمانداز این صنایع بیش از هر چیز به روند قدرت خرید خانوارها و انتظارات اقتصادی جامعه وابسته خواهد بود.
بانکها و بیمهها زیر ذرهبین متغیرهای پولی
صنایع مالی نیز در این دوره با مجموعهای از متغیرهای اختصاصی مواجه هستند.
تغییر انتظارات تورمی، نوسانات نرخ بهره و ورود یا خروج نقدینگی از بازارها میتواند عملکرد بانکها، بیمهها و سایر نهادهای مالی را دستخوش تغییر کند. در این گروهها، بررسی متغیرهای پولی و اثر آن بر ترازنامه و درآمد شرکتها اهمیت ویژهای دارد.
جمعبندی؛ دوران تحلیل شاخصمحور به پایان رسیده است؟
مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد بازار سرمایه در یکی از حساسترین دورههای خود قرار گرفته است؛ دورهای که تحلیل صنعتمحور میتواند مزیت رقابتی مهمی برای سرمایهگذاران ایجاد کند.
در شرایط فعلی، پیشبینی صرفِ جهت حرکت شاخص کل نمیتواند مبنای مناسبی برای تصمیمگیری باشد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، شناخت تفاوتهای بنیادین میان صنایع، بررسی ساختار هزینه و درآمد شرکتها و درک مسیرهای متفاوت اثرگذاری متغیرهای اقتصادی بر هر صنعت است.
به نظر میرسد در فضای جدید بورس، شاخصها تنها نقطه آغاز تحلیل باشند؛ نه مقصد نهایی آن.