شوک جدید به سفره خانوار؛ کدام اقلام خوراکی پیشتاز گرانی شدند؟
به گزارش نبض بورس، در تازهترین تصویر از بازار خوراکیها، آنچه بیش از همه به چشم میآید، شکاف عمیق میان کالاهای ضروری و اقلام فصلی است. برخی گروههای خوراکی با شتابی نگرانکننده در حال گران شدن هستند و مستقیماً به قلب سبد مصرفی خانوار فشار وارد میکنند. در مقابل، کاهش قیمت در بخشی از میوهها و سبزیجات نهتنها نتوانسته بار تورمی را سبک کند، بلکه بیشتر شبیه یک استراحت کوتاه در میانه یک مسیر صعودی است.
برآیند این تحولات نشان میدهد سفره ایرانیها هنوز در محاصره موجهای پیدرپی گرانی قرار دارد.
تخممرغ، روغن و مرغ؛ مثلثی که سفره را کوچکتر کرد
بیشترین فشار قیمتی در گزارش اخیر، از ناحیه گروه لبنیات، تخممرغ و انواع روغن و همچنین گروه گوشت قرمز، سفید و فرآوردههای آنها نمایان شده است. جهش ۴۵.۲ درصدی تخممرغ بهتنهایی یک علامت هشدار جدی برای بازار خوراکیهاست؛ زیرا این کالا نه یک محصول لوکس، بلکه یکی از پایهایترین اقلام مصرفی خانوار محسوب میشود. وقتی چنین قلمی در یک ماه با این شدت رشد میکند، یعنی فشار تورم دیگر در حاشیه سفره نیست و مستقیماً به مرکز آن رسیده است.

در کنار آن، مرغ با رشد ۲۵ درصدی بار دیگر نشان داده که بازار پروتئین همچنان مستعد شوکهای قیمتی است. این افزایش، تنها یک تغییر عددی نیست؛ بلکه سیگنالی روشن از ناپایداری در هزینه تولید، زنجیره توزیع و تنظیم بازار است. همزمان، رشد روغن نباتی جامد با ۱۶.۷ درصد و روغن مایع با ۱۵.۵ درصد نیز اهمیت بالایی دارد، چون روغن در سبد خانوار و همچنین در بخش مهمی از صنایع غذایی، یک نهاده پایه محسوب میشود. به بیان ساده، رشد قیمت در این گروه فقط به آشپزخانه ختم نمیشود و میتواند به سایر بخشهای بازار غذا نیز سرایت کند.
نان و غلات؛ گرانی آرام اما پیوسته
اگرچه گروه نان و غلات جهشهای انفجاری گروه تخممرغ و مرغ را تجربه نکرده، اما مسیر افزایشی آن از منظر تحلیلی کماهمیت نیست. رشد ۹.۶ درصدی رشته آش، ۸.۴ درصدی شیرینی خشک و ۷.۷ درصدی ماکارونی نشان میدهد تورم در حال حرکت به سمت اقلامی است که در مصرف روزانه خانوار حضور مداوم دارند.
خطر اصلی در این گروه، نه شوک ناگهانی بلکه فرسایش تدریجی قدرت خرید است. خانوار ممکن است افزایش چنددرصدی این اقلام را در لحظه کمتر احساس کند، اما تداوم این روند در نهایت اثر خود را بر کل بودجه خوراکی برجای میگذارد. این همان بخشی از تورم است که بیسروصدا سفره را کوچک میکند.
آشامیدنیها و کالاهای جانبی؛ گرانی فقط در اقلام اصلی نیست
یکی از نکات مهم این گزارش، رشد معنادار قیمت در گروه قند و شکر، آشامیدنیها و سایر خوراکیها است. نوشابه گازدار با ۱۹.۸ درصد، شکر با ۱۶ درصد، سس گوجهفرنگی با ۱۴.۳ درصد و سس مایونز با ۱۳.۸ درصد افزایش قیمت داشتهاند. شاید در نگاه اول این اقلام نسبت به کالاهای پروتئینی در اولویت پایینتری قرار بگیرند، اما واقعیت آن است که تورم در این بخشها نشاندهنده گستردگی موج گرانی در کل بازار خوراکیهاست.

این اتفاق یک پیام روشن دارد: تورم دیگر به چند قلم محدود نشده و در حال گسترش به لایههای مختلف مصرف خانوار است. از سوی دیگر، افزایش قیمت این اقلام برای کسبوکارهای کوچک حوزه غذا، فستفودها، رستورانها و واحدهای تولیدی نیز به معنی رشد هزینه تمامشده است؛ موضوعی که میتواند در ماههای بعد اثرات مضاعف خود را نشان دهد.
میوه و خشکبار؛ از رشد مغزها تا ریزش قیمت اقلام فصلی
در گروه میوه و خشکبار، بازار چهرهای دوگانه دارد. از یک طرف، اقلامی مانند مغز بادام درختی با ۸.۶ درصد، کشمش پلویی با ۸.۲ درصد و پسته با ۷.۳ درصد افزایش قیمت داشتهاند؛ روندی که نشان میدهد کالاهای با ارزش بالاتر و وابستهتر به هزینههای نگهداری و توزیع، همچنان در مسیر صعود قرار دارند.
اما در سوی دیگر، هندوانه با افت ۱۸.۸ درصدی و خربزه با افت ۳.۳ درصدی کاهش قیمت را ثبت کردهاند. این افت، بیش از آنکه نشانه فروکش کردن تورم باشد، ریشه در ماهیت فصلی بازار دارد. به همین دلیل، کاهش قیمت در این بخش را نمیتوان به معنای بهبود پایدار شرایط دانست. واقعیت این است که میوههای فصلی ممکن است برای مدتی ارزانتر شوند، اما این ارزانی موقت نمیتواند جهش قیمت در کالاهای اصلی را جبران کند.
سبزیجات و حبوبات؛ بازاری با دو سرعت متفاوت
گروه سبزیجات و حبوبات شاید بهترین نمونه برای توصیف ناهماهنگی بازار خوراکیها باشد. در این بخش، عدس با ۵.۸ درصد، کدو سبز با ۵.۴ درصد و نخود با ۵.۲ درصد رشد قیمت داشتهاند؛ بهویژه حبوبات که برای بسیاری از خانوارها جایگزین پروتئینهای گرانتر محسوب میشوند. افزایش قیمت در این اقلام، به این معناست که حتی مسیرهای جایگزین برای مدیریت هزینه خوراک نیز در حال گرانتر شدن هستند.
در مقابل، گوجهفرنگی با کاهش ۱۸.۲ درصدی، سیبزمینی با افت ۱۱.۹ درصدی، فلفل دلمهای و هویج فرنگی با افت ۱۱.۷ درصدی ارزانتر شدهاند. با این حال، این کاهشها بیشتر رنگوبوی فصلی دارند تا ساختاری. به بیان دیگر، بازار در این گروه نه بهسمت ثبات، بلکه بهسمت نوسان شدید حرکت کرده است؛ نوسانی که برنامهریزی مصرفکننده و حتی تولیدکننده را دشوارتر میکند.
چرا کاهش قیمت بعضی اقلام، خبر خوب کامل نیست؟
در ظاهر، افت نرخ چند قلم میوه و سبزی میتواند یک خبر امیدوارکننده به نظر برسد، اما وقتی همزمان کالاهایی مانند تخممرغ، مرغ، روغن و شکر با رشدهای سنگین مواجه میشوند، تراز نهایی همچنان به زیان خانوار تمام میشود. دلیلش روشن است: کالاهای اصلی و پرمصرف، وزن بیشتری در هزینه روزانه مردم دارند و تغییر قیمت آنها اثر مستقیمتر و عمیقتری بر معیشت میگذارد.
به همین خاطر، افت قیمت در چند قلم فصلی، بیشتر شبیه یک ترمز مقطعی در حاشیه بازار است، نه یک چرخش واقعی در مسیر تورم خوراکیها. از زاویه انتقادی، میتوان گفت تصویر فعلی بازار بیش از آنکه از مدیریت موفق قیمتها حکایت داشته باشد، نشاندهنده بیثباتی در تنظیم بازار و ناتوانی در ایجاد تعادل پایدار میان عرضه و تقاضاست.
تورم خوراکیها هنوز از سفره عقب ننشسته است
آنچه از مجموع این دادهها برمیآید، این است که بازار خوراکیها درگیر یک الگوی نگرانکننده شده؛ الگویی که در آن، کالاهای اساسی با سرعت بالا گران میشوند و کاهش قیمت در برخی اقلام فصلی، فقط بخشی از تصویر را موقتاً تعدیل میکند. این یعنی فشار واقعی بر معیشت خانوار نهتنها کاهش نیافته، بلکه در برخی گروههای کلیدی عمیقتر هم شده است.
اگر قرار باشد این گزارش را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت تورم خوراکیها از سفره مردم عقب ننشسته، فقط شکل خود را عوض کرده است؛ یکبار از مسیر تخممرغ و مرغ، بار دیگر از مسیر روغن، شکر و کالاهای مصرفی روزمره. و این دقیقاً همان واقعیتی است که بازار مواد غذایی امروز را برای خانوار ایرانی، هم پرهزینهتر و هم پیشبینیناپذیرتر کرده است.