حذف ارز ترجیحی؛ نسخه نجات یا تکرار شکستهای ارزی؟
به گزارش نبض بورس، عباس آرگون عضو اتاق بازرگانی، در گفتوگو با نبض بورس درمورد «حذف ارز ترجیحی» و تأثیر آن بر اقتصاد کشور گفت: سیاست حرکت به سمت ارز تکنرخی قطعاً مورد تأیید بخش خصوصی و اتاق بازرگانی است و همیشه فعالان اقتصادی بر این باور بودهاند که باید به سمت نظام ارزی تکنرخی و شناور حرکت کنیم، چرا که این موضوع یکی از متغیرهای بسیار مهم و اثرگذار بر شاخصهای کلان اقتصادی، از جمله صادرات، واردات و تورم محسوب میشود.
آرگون ادامه داد: نکته مهم این است که پیش از این، یارانهها در ابتدای زنجیره پرداخت میشدند؛ اما عملاً به دست مصرفکننده نهایی ایرانی نمیرسیدند. به همین دلیل، اگر پرداخت یارانه به انتهای زنجیره منتقل شود، مستقیمتر به مردم خواهد رسید و هدف سیاستگذار و دولت بهتر محقق میشود.
آیا حذف ارز ترجیحی در زمان مناسبی اجرا شد؟
این عضو اتاق بازرگانی درمورد زمان اجرای حذف ارز ترجیحی گفت: دولت باید زمان اجرا را بر اساس شرایط اقتصادی، فشارهای بینالمللی و تحریمها تشخیص میداد؛ زمانی که شوکهای خارجی یا محدودیتهای بینالمللی وجود دارد، اجرای چنین سیاستی دشوار میشود. البته نباید فراموش کرد که اصل سیاست درست است، ولی پایبندی به اجرای آن از خود اصل مهمتر است.
آرگون ادامه داد: اگر این سیاست بهصورت شناور مدیریت نشود، و دولت صرفاً نرخ را در یک عدد خاص تثبیت کند. مثلاً از ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان تا محدودهای خاص، همان اتفاقی تکرار میشود که در سالهای گذشته دیدیم و همه اینها نشان میدهند که وقتی نرخ واقعی بازار نادیده گرفته میشود، تکنرخیشدن عملاً محقق نمیشود.
این عضو اتاق بازرگانی مطرح کرد: اگر نرخ واقعی بازار نادیده گرفته شود و دولت نرخ را تثبیت کند، تکنرخیشدن عملاً محقق نخواهد شد و با افزایش نرخ ارز در بازار غیررسمی، این نرخ جدید هم به نوعی افزایش پیدا خواهد کرد؛ بنابراین، پایبندی به اجرای شناور و متناسبسازی با افزایش نرخ تورم جامعه، برای موفقیت این سیاست حیاتی است؛ در غیر این صورت، هدف نهایی محقق نمیشود.
آیا حذف ارز ترجیحی میتواند اقتصاد را نجات دهد؟
این عضو اتاق بازرگانی افزود: الان شرایط اقتصادی کشور با گذشته متفاوت است؛ هم محدودیتهای داخلی افزایش یافته، هم تهدیدات خارجی بیشتر شده است. بنابراین تحلیل دقیق در این دوره کوتاه دشوار است، چون چند متغیر جدید وارد صحنه اقتصادی شدهاند و در شرایط پایدار، تحلیل نتایج چنین سیاستی راحتتر است، اما اکنون نمیتوان بهطور قطعی گفت تا چه حد اهداف این سیاست محقق شده است. زیرا دوره کوتاهی از آن میگذرد و متغیرهای جدیدی نیز، وارد عمل شدهاند.
فقط تأکید میکنم که اصل حرکت به سمت ارز تکنرخی و شناور، سیاست درستی است، ولی موفقیت آن منوط به تداوم و انضباط در اجراست. چون اگر در این سیاست، انضباط در اجرا وجود نداشته باشد و متناسب با افزایش نرخ واقعی تورم پیش نرود، همان اتفاقی تکرار خواهد شد که در گذشته، با تثبیت نرخها به وجود آمد و به همین دلیل، موفقیت حذف ارز ترجیحی منوط به تداوم و انضباط در اجراست. در غیر این صورت، تکرار سیاستهای گذشته نتیجه مشابهی خواهد داشت.




