کارت امیدی که کفاف پوشک و شیرخشک را نمی دهد
به گزارش نبض بورس، طرح «کارت امید مادر» با شارژ ماهانه دو میلیون تومان برای مادرانی که از ابتدای سال ۱۴۰۵ فرزند آوردهاند، به عنوان نمادی از توجه به سیاست جوانی جمعیت اجرا شده است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، اعتبار کارت امید، که تا دو سالگی کودک ادامه دارد، قرار است صرف خرید پوشک، شیر خشک و برخی اقلام سبد غذایی شود. اما در واقعیت بازار پرتلاطم، این رقم بیشتر به مثابه قطرهای در دریای هزینههای رو به افزایش میماند تا امیدی پایدار.
گزارشهای میدانی و بررسیهای اخیر بازار نشان میدهد که قیمت پوشک، این کالای حیاتی و روزمره هر خانواده دارای نوزاد، همچنان صعودی بوده است. بستههای متوسط برندهای پرمصرف ایرانی مانند مایبیبی یا مولفیکس، که قبلاً گزینههای نسبتاً در دسترستری بودند، اکنون هر کدام بین ۶۵۰ تا ۸۵۰ هزار تومان یا حتی بیشتر معامله میشوند. برندهای وارداتی یا مرغوبتر مانند پمپرز، جهشهای چشمگیرتری را تجربه کردهاند و گاهی هر بسته به میلیونها تومان رسیده است. این افزایشها، که ریشه در نوسانات ارزی، هزینههای تولید و چالشهای تأمین مواد اولیه دارد، بار اجتماعی سنگینی بر دوش مادران و پدرانی گذاشته که هر روز با واقعیت تلخ انتخاب میان نیازهای کودک و سایر ضروریات زندگی دست و پنجه نرم میکنند.
چند پوشک و شیرخشک؟!
بر اساس مطالعات انجام شده، یک نوزاد در ماههای اولیه زندگی به طور میانگین به ۸ تا ۱۲ پوشک در روز نیاز دارد که این رقم در ماه به حدود ۲۴۰ تا ۳۶۰ عدد میرسد. با بزرگتر شدن کودک، این مصرف به ۶ تا ۸ عدد در روز کاهش مییابد و به ۱۸۰ تا ۲۴۰ عدد در ماه میرسد. اما برای بسیاری از خانوادههای تحت فشار اقتصادی، حتی این میانگین هم دستنیافتنی است. آنها مجبورند با صرفهجوییهای سخت، تعداد تعویضها را به ۶ یا ۷ عدد در روز محدود کنند — یعنی حدود ۱۸۰ تا ۲۱۰ عدد در ماه — تا هزینهها را مهار کنند. این کاهش اجباری نه تنها ریسک مشکلات پوستی و ناراحتی کودک را افزایش میدهد، بلکه بر سلامت روانی والدین هم سایه میافکند؛ مادرانی که هر تعویض را با محاسبه دقیق ریال به ریال انجام میدهند.
با احتساب قیمتهای جاری، برای یک خانواده که با حداقلسازی به حدود ۲۰۰ عدد پوشک در ماه بسنده میکند، هزینه ماهانه پوشک به راحتی به ۴ تا ۶ میلیون تومان یا بیشتر میرسد، بسته به برند و سایز. اضافه کردن شیر خشک — که برای بسیاری از نوزادان ماهانه چند قوطی به ارزش ۱.۵ تا ۳ میلیون تومان نیاز دارد — این رقم را به راحتی به ۵ تا ۸ میلیون تومان یا بالاتر میرساند، بدون احتساب سایر نیازها مانند سرلاک، وسایل بهداشتی، مراقبتهای پزشکی و لباس. در چنین شرایطی، دو میلیون تومان کارت امید، شاید ۲۵ تا ۴۰ درصد هزینههای کلیدی پوشک و تغذیه را پوشش دهد، آن هم در بهترین حالت و با انتخابهای اقتصادیترین گزینهها. برای خانوادههایی که درگیر معیشت روزمره هستند، این کمک بیشتر به مثابه تنفسی کوتاه است تا حل ریشهای مشکل.
یک محاسبه مهمتر در شرایط کنونی و در خرداد ۱۴۰۵، که یک نوزاد به طور میانگین ماهانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ عدد پوشک (با صرفهجویی اجباری برخی خانوادهها تا ۱۸۰ عدد) و چند قوطی شیر خشک نیاز دارد، هزینه تنها پوشک و شیر خشک به راحتی از ۴ تا ۶ میلیون تومان فراتر میرود و با احتساب سایر نیازهای ضروری مانند سرلاک، وسایل بهداشتی، مراقبتهای پزشکی و تغذیه کمکی، به ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومان در ماه میرسد.
در نتیجه، دو میلیون تومان اعتبار کارت امید، در بهترین حالت و با انتخابهای اقتصادی، حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از کل نیازهای متعدد و حیاتی یک نوزاد را پوشش میدهد؛ رقمی که بیشتر به مثابه تسکینی جزئی عمل میکند تا حمایت واقعی. با پیشبینی تورم بالای ۵۰ درصدی تا پایان سال ۱۴۰۵ (و حتی بالاتر در سناریوهای بدبینانه)، ارزش واقعی این دو میلیون در ماههای پایانی سال به شکل معناداری کاهش خواهد یافت و شاید معادل ۶۰ تا ۷۰ درصد قدرت خرید امروزش را از دست بدهد. پس ایجاد انگیزه بخشی زیر سئوال بار اجتماعی این داستان، عمیقتر از ارقام صرف است. وقتی خانوادهها درگیر نگرانیهای زمان حال — از اجاره مسکن گرفته تا تورم غذا و انرژی — هستند، چگونه میتوان انتظار داشت که با امید به آیندهای نامعلوم، فرزندآوری کنند؟ افزایش جمعیت، نیازمند بستری است که والدین در آن احساس امنیت معیشتی داشته باشند، نه آنکه هر ماه با ترازوی هزینه و درآمد به مبارزه برخیزند.
فرزندآوری پایدار با کارتهای اعتباری محدود و در دل تورم مزمن رخ نمیدهد؛ این کار نیازمند حال امیدوارکنندهای است که در آن خانوادهها بدون دغدغه دائمی «چگونه بگذرانیم»، به فکر «چگونه بهتر زندگی کنیم» بیفتند. در جامعهای که حالش امیدوارکننده باشد، دیگر نیازی به «کارت امید» به عنوان جبران نیست، چون امید از دل ثبات اقتصادی و اجتماعی میجوشد، نه از شارژ ماهانه محدود.
کارت امید مادر، در مقام یک اقدام حمایتی، گام مثبتی است و نشاندهنده ارادهای برای همراهی با خانوادههاست، اما منتقدان با نگاهی واقعبینانه میگویند که بدون کنترل تورم کالاهای کودک، حمایت از تولید داخلی با کیفیت و افزایش تدریجی کمکها متناسب با واقعیت بازار، این طرح بیشتر تسکینی موقت خواهد ماند تا محرکی تحولآفرین. مادران ایرانی، که ستون خانواده و آیندهسازان جامعهاند، شایسته حمایتی جامعتر هستند؛ حمایتی که نه تنها هزینه امروز را کم کند، بلکه اعتماد به فردا را بازسازد. تا آن روز، سایه گرانی بر آرزوی فرزندآوری همچنان بلند خواهد بود و خانوادهها باید با صبر خود، بار سنگین را به دوش خواهند کشید.
منبع: تابناک