ایران در نظم جدید جهانی؛ فرصت طلایی یا آزمون پرریسک؟
به گزارش نبض بورس، مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی راهبردی، از پنج رویکرد کلیدی برای بازتعریف جایگاه «ایران بینالمللی» رونمایی کرد؛ چارچوبی که میتواند معادلات دیپلماسی، انرژی و حتی بازار سرمایه را تحت تأثیر قرار دهد.در شرایطی که نظم جهانی در حال بازآرایی است، نوع تصویرسازی از ایران میتواند مستقیماً بر ریسک سرمایهگذاری و جریان سرمایه اثر بگذارد.
اکنون پرسش کلیدی برای اقتصاد و بورس این است: آیا این پنج رویکرد به سیاست اجرایی تبدیل میشود یا در حد یک چارچوب نظری باقی میماند؟
فناوری؛ پیشران تصویر جدید یا چالش زیرساختی؟
در این گزارش، فناوری بهعنوان موتور اصلی ارتقای جایگاه بینالمللی ایران معرفی شده است. در جهانی که رقابت قدرتها به حوزه نیمههادیها، هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال منتقل شده، فناوری دیگر یک مزیت لوکس نیست؛ بلکه ابزار نفوذ و قدرت اقتصادی است.
اگر سیاستگذاری به سمت حمایت هدفمند از شرکتهای دانشبنیان، تسهیل سرمایهگذاری خطرپذیر و اتصال به زنجیرههای ارزش منطقهای حرکت کند، بازار سرمایه نیز از رشد داراییهای نامشهود و صنایع دانشمحور منتفع خواهد شد.
اما بدون اصلاح نظام تأمین مالی، رفع موانع مالکیت فکری و کاهش محدودیتهای بینالمللی، این محور در حد هدفگذاری باقی میماند.
ژئوپلیتیک؛ چهارراه منطقه یا بازیگر پرریسک؟
ایران از نظر جغرافیایی در یکی از حساسترین نقاط اتصال انرژی و ترانزیت جهان قرار دارد. این امری بسیار مهم است که ایران باید در معادلات منطقهای «حذفناپذیر» باشد.
در صورت تحقق این رویکرد، درآمدهای ترانزیتی، توسعه لجستیک، تقویت صنایع انرژی و افزایش صادرات غیرنفتی قابل انتظار است. اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که بیثباتی سیاست خارجی و تنشهای منطقهای میتواند همین مزیت ژئوپلیتیک را به عامل افزایش ریسک تبدیل کند.
- بازارها بیش از هر چیز به ثبات و پیشبینیپذیری واکنش نشان میدهند.
توان دفاعی؛ بازدارندگی برای ثبات اقتصادی؟
در این گزارش بر مفهوم «قدرت هوشمند» تأکید شده است؛ رویکردی که تلفیقی از توانمندیهای راهبردی و تعامل سازنده در عرصه بینالمللی را مدنظر دارد. از منظر اقتصادی، هر عاملی که به افزایش ثبات و پیشبینیپذیری محیط کلان کمک کند، میتواند به بهبود فضای سرمایهگذاری منجر شود.
ثبات راهبردی معمولاً با کاهش نااطمینانی در تصمیمگیریهای اقتصادی همراه است و این موضوع برای فعالان بازار سرمایه اهمیت ویژهای دارد. در چنین شرایطی، بنگاهها با افق روشنتری برنامهریزی میکنند و سرمایهگذاران نیز ارزیابی دقیقتری از ریسکها خواهند داشت.
در نهایت، اثر این محور بر اقتصاد بیش از هر چیز به نحوه همافزایی آن با سیاستهای کلان اقتصادی و رویکردهای تعاملمحور بستگی دارد؛ موضوعی که میتواند به تقویت اعتماد در بازارها بینجامد.
انرژی؛ مزیت سنتی در جهان در حال گذار
ایران همچنان یکی از بازیگران مهم حوزه انرژی است. اما گذار جهانی به سمت انرژیهای تجدیدپذیر و رقابت فشرده تولیدکنندگان منطقهای، شرایط را تغییر داده است.
اگر سیاست انرژی بر جذب سرمایه، توسعه پتروشیمی و تکمیل زنجیره ارزش متمرکز شود، این بخش میتواند موتور ارزآوری پایدار باشد. در غیر این صورت، خامفروشی و محدودیتهای صادراتی، بازده اقتصادی این مزیت را کاهش خواهد داد.
- برای بازار سرمایه، نحوه قیمتگذاری خوراک، ثبات مقررات و دسترسی به بازارهای صادراتی تعیینکننده است.
فرهنگ؛ قدرت نرم با اثر اقتصادی بلندمدت
در کنار ابعاد سخت قدرت، گریز به ظرفیت فرهنگی ایران نیز خالی از لطف نیست. برند ملی، گردشگری، صنایع خلاق و دیپلماسی فرهنگی میتوانند در بلندمدت بر جریان سرمایه و تجارت اثر بگذارند.
اما این حوزه نیازمند مدیریت یکپارچه تصویر کشور در سطح بینالملل است؛ موضوعی که تاکنون با پراکندگی نهادی مواجه بوده است.
در نهایت باید گفت پنج رویکرد پیشنهادی زمانی برای بازار سرمایه معنا پیدا میکند که به سیاستهای عملیاتی، قوانین مشخص و ثبات اجرایی منجر شود.
اگر این چارچوب بتواند ریسک سیستماتیک اقتصاد ایران را کاهش دهد، نتیجه آن در کاهش نرخ تنزیل پروژهها، افزایش سرمایهگذاری و بهبود ارزشگذاری شرکتها منعکس خواهد شد.
در غیر این صورت، بازار این گزارش را در سطح گفتمان تحلیل خواهد کرد، نه یک سیگنال اقتصادی عملیاتی.